1 شدن 1 1 1 فرو 1
1 های 1 1 1 لاتین
از: دکتر 1 1 1
تخصص- جامعه شناس حقوقی
طبقات اجتماعی وقشربندیهای اجتماعی 212 کشور جهان در حال دگرگونی است وقشر بندیهای صنعتی وعلمی که مدعی اند، قدم به عرصه جامعه سرمایه داری ودر صد سا ل اخیر گذاشته اند ودر حال دگرگونی می باشد وچرا که در هر مدل از "جامعه فئودالی "ویا از مدل "جامعه سرمایه داری وانواع قشربندیهای اجتماعی وجود دارد که باید به
"همزیستی با همدیگر" برسند والا " تعادل ساختاری "آن جامعه بهم می ریزد ودراین باره باید گفت که انواع عناصر ویا قشربندیها ی"شکل دهنده "ویا "دوام دهنده "ویا "فروپاشنده "ویا "متضررین آن نوع "مدل جامعه "وبایکدیگر فرق ; باعث می شود در جوامع سرمایه داری نوین, میکنند ویا با "مدل دولت هایش " پوپولیستی وانواع قشربندیها ی جامعه مزبور نتوانند به همزیستی باهمدیگر برسند ولذا"اشوب ساختاری " وبه "تظاهرات خیابانی" ونظیرحوادث امروز منجر می شود که در شهرهای اروپا وخاورمیانه وآمریکای لاتین دیده می شود که نتیجه ناکارآمدی "نهاد ینه سازی دولت" در جامعه سرمایه داری نوین است وچرا که "تئوری سیاسی غلطی "که بعداز انقلاب صنعتی وسیاسی سال 1898فرانسه که شکل گرفت ومنجر به "تئوری ناپخته" ودر جامعه نوین تولید صنعتی شد که نتواند همزیستی "قشربندیهای نوین کشورهای صنعتی شده "را وتامین بکند ولذا "نهاد سیاسی در جامعه نوین سرمایه داری "وناقص الخلقه متولد شده بود ویا مبتنی بر" "تئوری ناقص الخلقه"ای که "دولت مبتنی بر دموکراسی" بود ولی دموکراسی که معنای "مردم "را می دهد واز چه قشر های متعدد ومختلف المنافع مردم تشکیل می شود؟ وهنوز بحث نشده بود ویا در "تئوری نهادسازی نوین نهاد دولت جامعه صنعتی نوین وبحث نشده بود ! که امروزه این نوع ناپختگی "تئوری دولت سرمایه داری" ودر آشوبهای خیابانی معاصر" وخودش را نشان می دهد "وچرا که تئوری نهاد دولت دموکراسی قرن 18 سرمایه داری وخمیر مایه فکری اش را واز یک "تئوری قدیمی "دموکراسی اولیه یونانی" اخذ کرده ویااز واژه چند هزار سال قبل یونانی "ساخت وساز فکری "کرده بود که بدرد جامعه جدید قرن 18 صنعتی اروپا ویا فرانسه وانگلستان وامریکا ی معاصر نمی خورد که قصد داشتند تا "قشربندیهای صنعتی جدید ویا ان نهاد سیاسی بوجود بیاورند! ویا "تولید صنعتی" را وجایگزین "تولید کشاورزی جامعه فئودالی "قبل از قرن 18 بکنند ! ولی این نوع "تئوری نوین نهاد سیاسی" را و"مونتسکیو" وبرای جامعه جدیدالصنعت فرانسه مطرح کرد ویا "دو توکویل "هم ودر کتابش وبنام " جامعه قدیم ودموکراسی امریکا "قرن هیجدهم امریکا وطراحی سیاسی کرد وبعد ازاین نوع " الگوی سیاسی دولت دموکراسی پدید شد واز این دوجامعه غربی وبه جوامع دیگر ویا کپی برداری به قانون اساسی کشورهای دیگر جهان هم " واشاعه فرهنگی "یافت !ولی امروزه نارساییهای خود را ودر "مرحله عمل "نشان می دهد یا در درگیریهای خیابانی شهرهای اروپا وامریکا نشان می دهد که بیانگر آنست که قشربندیهای متفاوت اجتماعی ویاسازنده همان جامعه نوین صنعتی وهر کدام "فهم ناهماهنگ با یک دیگر" واز "نهاد دولت "دارند ویا در جامعه جدید صنعتی "دارند ولذا نمی توانند وبه "تفاهم وتوافق فرهنگی نهادینه شده "واز مفهوم دولت جدید وتئوری ریزی دموکراسی "آن برسند! ویا "نهاد سیاسی نوین قرن 18 بشری "
را آرام وبدون تلاطم نگه دارند وزیرا صرفا با تکیه به رای گیری انتخاباتی در مجلس عمل شد ویا با آرای قشر خاصی از مردمی که معلوم نبود که از کدام طبقه اجتماعی هستند ؟ویا همان قشربندی ویا همان طیف مردم وچه هدفی از دولت دارند ؟ وچراکه از نظر جامعه شناسی و"جنس مردم" متفاوت می باشد ونظیر آجروتوده یکسان ویا "یک شکل بی جان "نیستند که بعد از انتخابات هم یکسان بمانند ویا بعد از تشکیل دولت واختلافات منافع خود راو نشان ندهند؟ ولذا واژه خام "مردم ودموکراسی آسان نیست ویا رای سیاسی "آنان و"واژه های پخته ای نبود ویا برای "تشکیل حقانیت دولت "ویا برای تعیین دولت وحقانیت آن ودر کنترل نظام ارتش وپلیس مناسب نبود ویا در کنترل کلانتریهاودادگاهها ویک نوع تئوری خام قرن هیجدمی بشر بود ونمی توانست که " مشروعیت کامل "برای قشربندیهای مختلف جامعه بوجود آورد که انتظارات صنفی ویا طبقاتی مختلف با هم دارند دویا از دادگاههاوقوانین وضعی آن داشتند ویا از ارتش ویا کلانتری ها واز سازمان برنامه داشتند که یک طرفه عمل نشود وِیا صرفا در اختیار قشربندی دیگر جامعه نباشند؟1 ویا بضرر بقیه مردم وعمل نکنند ؟ ویا با مکانیزم رای گیری خام افراد مختلف وقشر بزرگ صنعتی جامعه را متضرر نکنند که عنصر اصلی سازنده جامعه تولید صنعتی هستند ولذا نمی توانند که تنها با تکیه به رای ریختن خودودر صندوق رای واقشار مولد ثروت ویا سرمایه ویا صنعت ویا علم جامعه را وتضعیف بکنندک!ه قشر بزرگی از جامعه هستند ویا با "مکانیزم رای گیری خام "وکنترل همان "دولت های معاصر "را وبدست بگیرند؟ وسپس با مکانیزم همان انتخابات مجلس واین بارو کنترل "پلیس ویا ارتش ویا دادگاه اجبار آور را بررفتارها ومنافع قشر های حرفه اس صنعتگررا وبدست خود بگیرند ویامنافع قشر دانشگاهی ویا متخصص نوپای آن جامعه را وکنار بگذارند؟ ویا آن قشر های فراوان مولد ثروت را واز فواید آن جامعه ومنتفع نکنند ؟ولی امروزه یک نوع "تئوری مشروعیت دهنده به نظم دهی دولت سازی شده اند ویا در 212 کشور جهان شده ویا آرامش اقتصادی را مخدوش کرده اند ! ولذا "قشر های غیر مولد صاحب قدرت" در آن جامعه و"این نوع تصور "را بوجود آورده اند که مهاجرت قشر نخبگان صنعتی ویا تظاهرات خیابانی عده ای دیگر ویا آشوبهای اجتماعی وهیچ خللی ودر "اقتصاد ویا معیشت" آن جامعه بوجود نخواهد آورد ؟ویا انواع اغتشاشها وهیچ تاثیری ودر فروپاشی آن دولت های معاصر ندارد؟ وزیرا عنصر اساسی کنترل ارتش ویا پلیس است که در انحصار آنان می باشد وبرایشان کافی است ؟ونیز در حالیکه هیچ کدام از قشر بندیهای رای دهنده غیر مولدمزبور ویا کثیر جامعه وهمگی مولد ثروت در جامعه جدید نیستند که بخاطر رای دادنشان وحرفه صنعتی مهمی هم داشته باشند !ویابا رای ریختن به صندوق ها وخود بخودی و"صنعت ویا ثروت تولید کرده ویا شرکت دانش بنیان درجامعه بوجود بیاورند ؟ ویا "اقشار نمایندگان مجلس" هم وبرای حقانیت دولت وکافی باشند وچرا که قشر بندی اندکی هستند که حرفه مهمی جز نشت وبرخاست در مجلس ویا جنجال داد زدن در صحن مجلس را وبلد نیستند ویا معلوم نیست قانونگذاری آنان هم وچقدر "عقلانی "وبه نفع جامعه باشد ؟ ویا قشر بندی پلیس ویا ارتش هم چنین است که حافظ نهاد دولت هستند ولی حرفه ای جز بکار بردن باتوم ویا اسلحه وبرروی مردم را وبلد نیستند وبعلاوه در ثروت افرینی جامعه هم موثر نیستند ویا در عمرشان وبدنبال این نوع از مشاغل سخت ومفید جامعه نمی روند ویادر نظم دهی جامعه صرفا برای کنترل جامعه ودستور دادن به بقیه را کافی می دانند وبعلاوه حقوق ماهیانه اشان هم وباید ازجیب "طبقات دیگر جامعه" باشد وباید تامین بکنند؟ ویا باید از زحمتکشی اقشار زحمتکش کارگران ومهندسان کارخانجات ویا از معادن ویا از صنعتگران حرفه ای شهر ها وباید تامین بکنند؟ ودرحالی که در تاریخ 5 هزار ساله طبقات بشری ورابطه "ارتش "وبا "زارع تولید گر"وطور دیگری بود ویا در دوره هخامنشی وساسانی ویا سلجوقی ومغول وقاجاریه وتا کنون هم وچنین "رابطه طبقاتی "باهم نداشتندویا طور دیگری بود ولی مسائل کنونی استثنایی است وافریده افرادی است که جامعه صنعتی معاصر را وپایه گذاری کرده اند ولی طبقات ارتش ویا پلیس ودر جامعه فئو دالی گذشته وطور دیگربود ویا برخلاف ارتش دوران صنعتی دو قرن معاصربود وآنها تجربه کافی داشتند ویا معقول تر از ارتش معاصروعمل می کردند ویا با قشر های مولد جامعه وبرخورد منطقی می کردند ؟وتا "نظم طبقانی "جامعه بهم نریزد ! ویا "نهاد دولت" وبه چالش کشیده نشود ؟که به نیروی نظامی آنان ودر ایام خاص وخودش را متکی کرده است ؟ویا طوری جهت گیری در نظام قدرت جامعه بکند که تنها متضررین آن جامعه صنعتی وفقط قشر زحمتکشان باشد؟ ویا فقط همان اقشار متخصص سازنده همان جامعه صنتی مولد ضرر بکنند ولی این نوع از" تئوری دولت دموکراسی نمای معاصر" ووبا زحمتکشان وتوهمی است که دولت های پوپولیستی بوجود آورده اند ویا اغلب رسانه های جوامع اروپایی ویا آسیایی ویا امریکای لاتین را به آن توهم فرهنگی دولت دچار کرده اند !ویا "ادبیات سیاسی خاصی "ودر رایو وتلویزیون وبرای مشروعیت دهی بظاهر مردمی خودوبوجود آورده ویا دراخبار وآثار هنری تلویزیون ومطبوعات وبوجود آورده اند که جزو قشر هنر مندان دولتی بشوند !ویا جزوقشر کارگردانها ویا جزو خبرنگاران یا شعرای چاپلوس وادبیاتچی ها شده ویا با فولکولورسازی سیاسی ویا ادبیات آفرینی عامیانه سیاسی خود وچهره مردمی وبرای نهاد دولت بتراشند؟ ولی در مرحله عمل ومردمی واقعی عمل نکنند ! وبهمین دلیل است که آنان را "دولت های پوپولیستی "مردم نما" می گویند ویا اقشار "غیر مردمی واقعی "دنیای معاصر می نامند که "مدل اغلب دولت های سیاسی اروپا ویا امریکای لاتین می باشند وتنها با ادبیات نگاری سیاسی هنرمندان دولتی مزبور شکل گرفته ویا نهاد سیاسی مزبور بوجود آمده ویا "نهاد مزبورو "دموکراسی نما "نشان داده می شود! ولی تظاهرات خیابانی معاصر وبرعکس آنرا نشان می دهد ومثلا در تظاهرات خیابانی پرویا در ونزوئیلا ویا برزیل وفرانسه ویا آلمان وانگلستان وچنین نشان می دهد که ادبیات پردازی سیاسی ومهم نیست ویا فرهنگ سازی این نوع "قشر خبرنگاران ویا هنرمندان وفیلم سازان دولتی" ونمی تواند چهره مطلوب سیاسی وبه آنها بدهد ویا برای این نوع از "دولت های پوپولیستی جهان "وچهره مردمی فراهم بکند؟ ویا عملکرد این نوع از هنرمندان ویا خبرنگاران دولتی هم ونظیر عملکرد "قشربندی پلیس ویا ارتش یکطرفه می باشد ودر "تعادل دهی ساختار سیاسی جدید وموفق " نیست !ویا کارهای هنری عبث می کنند وتصورشان آنست که مخالفانشان هیچ کاری نمی توانند بکنند؟ وبعلاوه زرنگی بانکداران جهانی هم وضربه شدید دیگر وبه "قشر نوپای صنعتی "جهان می زند که اداره بانک جهانی ویا صندوق بین المللی پول را واداره میکنندولذا این نوع نظام رسانه ای الکترونیکی جدید را بوجود آورده اند ویا در طی سی سال اخیروخط مشی سرمایه داری جدید کرده ویر قشر مولدجامعه تحمیل می کنند! ویا تغییر خط مشی داده وبرای درگیر نشدن با فرهنگهای گوناگون مردم جهان ودر 212کشور جهان وتنها به "بانکداری خالص "و"اداره مخابرات خالص" روی آورده اند !وتا "تز جامعه "سرمایه داری صنعتی" دردسر آفرین چند دهه سابق وگذشته را رها کرده باشند که "معقول تر" بود ولی این بارو تز"سرمایه داری بانکی" وبدون درد سر آفرین معاصر را ودر پیش گرفته اند ویا در پیش روی خود گذاشته اند! ویا تز سرمایه داری چند قطبی معاصرجهان را ومطرح کرده اند! ویا با این رویه های جدید به دیکتاتوریهای ارتش ویا پلیس 212 کشور جهان وکمک می کنند؟ ویا اسلحه ویا باطوم مدرن وبه آنها داده اند وتا بضرر قشر های صنعتگرجدید جامعه وبکار گیرند ؟! ویا بضررقشر نخبه 212 کشور جهان وبکار گیرند!ودر حالیکه "روش طبقات حاکم زمین دارسابق وچنین نبود ویا رفتار فئودالهای 200 سال قبل وچنین نبود! ویا در برخوردشان با قشر های زیر دست "رعیت کشاوزی مولد "وچنین نبود! وتا تولید کشاورزی را بخوابانند ویا در برخورد با قشر خرده مالک فنی شهرهای آسیایی واروپایی هم وچنین نبود! ویا با چنین مدل ورویه سیاسی غلط حاکم برطبقات حاکم گذشته وعمل نمی کردند ویا در دولتهای فئودالی گذشته وحاکم نبود ولذا " نهاد های سیاسی گذشته معقولتر بودند وبا ادبیات پردازی سیاسی هنرمندان قدیمی هم وچنین نبود وخودشان را مردمی کامل نشان نمی دادند! وبلکه با سیاست های عملی رفتار کرده ویا در برخورد درست با طبقات ضعیف رعیت کشاورزی و عمل کرده ویا در رفتار مردم گرایانه معقول وبا آنان "رفتار رسانه ای معقول "داشتند که ساختار "جامعه فئو دالی" اشان واز هم نباشد ویا رعیت زیر دستان هم نرنجد ویا با فشار پلیس ودادگاههایشان وبه فقر شدید ودچار نشوند ویا به "عصیان تولید "نپردازند !ودر حالیکه "تئوری ناقص دموکراسی" قرن هیجدهمی وبرعکس است و طوری است که تنها به قشر های غیر زحمتکش جامعه ودر نهاد دولت بهائ می دهد ویا در جنجال سازی آن وارزش قایل است !ویا تنها به آنها وانواع سلاح مدرن واسلحه وباتو م ومدار بسته داده ویا حق محافظت درب کارخانه ویا درب ا داره ودرب بیمارستان را داده ولذا ارزش واحترام همان نگهبانان بی سواد درب بیماستان را وبیشتر از پزشکان با سواد جرا ح داخل بیمارستان کرده اند ویااز متخصصان ازمایشگاه صنعتی کرده اند که معیارهای " ارزشگذاری طبقاتی جامعه طبقاتی جوامع پوپولیستی معاصر چنین می باشد که می توانند در هیاهو سازی وبرای چهره رهبران پوپولیستی همان جامعه نقش بازی بکنند ودر عمل نیز احترام اجتماعی ویا پاداش بیشتری واز همان قشر پزشکان جراح ببیند ودر حالیکه آن پزشک هم تنها به "حرفه سخت خود" می اندیشد ونه به "مداحی سیاسی" که نیازداشته باشد ! ولی امروزه همه چهره های پوپولیستی جهان وچنین رویه سیاسی – اداری دارند ویا احزاب پوپولیستی جهان ونیز چنین است !ویا در سرمایه داری جدید جهان وبه آنتن های تبلیغاتی دیجیتالی شرکت های اینترنتی غربی هم ومجهز شده اند ویا با شگرد آنان واز یک فرد پوپولیست میلیونها عکس برداشته می شود وتا به محبوب سازی تصنعی اش ومنجر بشوند ویا انواع سخنهای کوتاه پوپولیستی واز وی ودر انواع تلویزیونها ویا در معابرخیابانی ورسانه های دیجیتالی وپخش می شود وتا محبوبیت برایش بوجود بیآید لذا سخنان متخصص فنی ودراین سیستم شنیده نمی شود ویا مشکل میلیونها مهندس بدبخت صنایع جدید ودر رسانه ها وارزش نمی یابد ویا احترام بیان کردن ندارد که پایگاهای اجتماعی طبقات مزبوروتضعیف بشود ولذا نحوه احترام به آنا ن ودر جامعه سرمایداری معاصر وچنین امری را نشان می دهد برعکس قشر های زحمتکش ونخبه دانشگاهی ومغفول مانده اند ویا قشر های فنی همان 212 جامعه معاصر واز هر نوع احترام رفتاری ومحرومند ویا حتی واز هر نوع اعتراض ویا شکایت نامه نویسی رسانه ای ویا از شکایت دادگاهی هم ومحرومندوهمگی با پیچ وخم شکایتها وروبرو می شوند واین امر بخاطر آنست که شرکتهای امریکایی گوگل ویا ماکروسافت امریکایی وانگلیسی هم ومنافع خود را ودر قشر نخبه صنعتی جامعه معاصر ندیده وبلکه دوست دارندکه با پلیس های جهان وقرار دادمخابراتی ببندند ویا تنها قشر های عوام جامعه را و"قشر سلیبرتی "ویا قشر "ستاره سینما" ویا قشر "ستاره سیاسی "ودر تبلیغات کامپیوتری خود ونشان بدهندو لی هیچ نوع احترام گذاری وبه قشر زحمتکش ندارند ویا در اداره ویا در کارخانه وبیمارستان وخیابان وبرای متخصص وخانواده اش قایل نبوده ویا در رسانه دیجیتالی خود و آموزش نمی دهند که "پر روی اجتماعی "بشوند ولذا معیار های جامعه شناختی ویا قشر بند ی شناختی ویا معرفت شناختی "حرمت گذاری فرهنگی" جامعه جدید چنین می باشد ویا پایگاه اجتماعی سازی وبرای مشاغل جامعه سرمایه داری معاصر وچنین گشته است که سرمایه داران وبه هنرمندان وخبر نگاران مطبوعات یاد داده اند که چه طبقاتی را از احترام قلم خود وبرخودار بسازند !ویا چه کسانی را واز احترام شغلی واداری محروم بدارند که "چهره زشتی به فرهنگ سازی نظم نوین سرمایه داری معاصر می دهد ویا هر گونه انتقاداصلاح جامعه را وبه بن بست می کشاند ویا اندیشه نوین یک صنعتگر مخالف با رویه دولت های نوین ویا معیار های رایج آنان را واز رده افکار عمومی وخارج می سازد !ویا جهت عدم انعکاس اعتراضات قشر صنعت کش جهان و"موثر رسانه ای "می کند ولذا نمایندگان همان شرکت های مخابرتی آمریکایی وانواع قرار داد مخابراتی واینترنتی با پلیس همان جوامع بسته اند ویا برای ضربه زدن به بد بختی های صدها میلیون قشرزحمتکش جهانی بسته اند ویا تنها با پلیس همان 212 کشور جهان وقرار داد مخابراتی اخذ پول واز بینندگان اینترنت بسته اند ویا قرار داد پخش رسانه ای .تلویز یونی بسته اند!ولی مردم اصلی ومشکلات صنعتی آنان را وبرسمیت نمی شناسند وبا این نوع از قرار دادهای مخابراتی یک طرفه خود وانواع مشکلات بر قشر محروم ویا طبقات زحمتکش جامعه بوجود آورده وبرایشان مهم نیست !ودر حالیکه در قشربندیهای سابق جامعه فئو دالی وچنین رویه نبود ویا مشکلات قشربندی زیر دست رعیت وبیان می گردید ویا مشکلات قشر خرده پای شهری 200 سال قبل وحداقل "رسانه منبری" می شد ویا برای انعکاس مشکلات وبدبختی های آنان و"انواع رسانه های شفاهی شهری ویا خانوادگی وجود داشت که در عصر موبایل های اینترنتی وسانسور می شوند ویا در گذشته وملبغین نویسدگی کتبی می نوشتند که مشکلات آنان را به افکار عمومی برسانند ولی اکنون ودر عصر اینترنت محرومند د ویا در عصر نویسنده مطبوعات کاغذی داشتند ویا "مکانیزم شب نامه و"یا "تبلیغ مبلغین مذهبی مردم گرای شهر های سابق را داشتند که در چهار دین بزرگ وجود دارد ولی اکنون نیست! ویا امروزه ودر تبلیغات سالم توئیتر ویا فیس بوک ویا نشریات اینترنتی واین نوع از مفهوم سازیهای انسانی وتوسط نرم افزار سازان آن حذف شده است ویا همگی سانسور می شوند! ولذا امروزه میلیونها قشر صنعت گر جهانی وبا داشتن چنین رسانه موبایلی ویا کامپیوتری وبه انواع بدبختی ها دچار شده اند ویا قشر بدبخت دانشگاهی وبه "سکوت رسانه ای" دچار شده اند و از بدبختی خودشان وخویشتن را هم وتنها سازختن اجزائ تمدن صنعتی جهان را یاد گرفته اند ویا بوجود آورنده دانشگاه در جامعه معاصر باشند ویا سازنده کارخانه ویا معدن ویاماشین وابز ار آلات صنعتی ودرجامعه جدید بگردند وتا دیگران نفع خالص را برده وتنها خودشان ببازند ! وبا این شیوه ناجوانمردانه وموثر صنعتی در جهان معاصر شده اند ویا خالق مدرسه ویا خالق نوآوری در جهان شده اند ولی از انعکاس کوچکترین مشکلات خودشان هم ودر دولت ومجلس ونهاد رسانه محرومند ویا از مکانیزم های آن ودر اینترنت واز دستشان گرفته شده وتنها به قشر انگل جامعه داده شده است که نهاد سازی از رفاه حرفه ای برای خود ودر جهان سرمایه داری معاصر بکنند و زیرا روسای شرکتهای آمریکایی ماکروسافت ویا گوگل ویا ایلان ماسک وهمه اختراعات فنی این نوع صنعتگران جهانی را بلعیده ویا به نفع وانحصار خود در آورده اند ویا بصورت تکنولوژی انحصاری شرکت خود درآورده اند وتا برعلیه خودشان وبکار گیرند !وبعلاوه نرم افزاری هایی ودر آن رسانه های اینترنتی سرمایه داری جدید گنجانده اند که حقوق اجتماعی قشر صنعتگر را واز بین ببرد ؟ویا در آن مکانیزم وهرنوع اعتراض صنعتگران وسانسور الکترونیکی وتلویزیونی بشود ؟ وبرعکس نرم افزار های کنترل همان صنعتگران بدبخت 212 جامعه را وتنها بدست پلیس 212 کشور جهان داده اند که کوچکترین نقشی ودر تولید صنعتی جامعه خودشان ندارند! ویا نقش ثروت آفرینی همان جامعه را ودر "دولت جدید" ندارندویا در قرار داد کاربرد اینترنتی و بلد نیستند ! وبرعکس کنترل همان مدار بسته های انواع کارخانجات ویا خیابانهای جهان ویا کاربرد آمال واندیشه ها ی شخصی مردم را نیزو "کاملا پلیسی "کرده اند ویا آن را به بنفع "اقشار غیر مولد ولومپن جوامع مختلف" وبکار گرفته اند ! وهمگی باعث شده که امروزه "اینترنت "ویک نوع اختراع وفناوری جوانمردانه نباشد! ویا ناجوانمردانه ترین اختراع بشری باشد که فقط به ضررهای "قشر فهیم وصنعتگر جامعه "عمل می کند که روسای اداره کننده َشرکت های اینترنتی غربی وبوجود آورده اند وبه آن می نازند ویا آنرا "زیربنای تولید صنعتی جهان کرده ویا زیر بنای جامعه سرمایه داری نوپای جهان کرده و یا با چنین سیستم غلط آراسته اند وتا شکوفایی صنعتی قشر های" نوین خواه "را وبه بن بست بکشانند !ویا در تعاقبش باعت نابودی نظام صنعتی جهان بشوند! ویا قشر های موثر شرکتهای صنعتی جهان را واز رده خارج بکنند ولذا باید این نوع از روسای شرکتهای اینترنتی بزرگ جهان وتجدید نظردر میثاقهای خود بکنند ویا در سیاستها وروش اداره خود وتجدید نظراداری کرده ویا در قرار دادهای شرکت های مخابراتی خودشان وبا دولت های کاملا پلیسی وتجدید نظر بکنند! وتوجه داشته باشند که میلیونها قشر مهندس ویا صنعتگرجهان مفیدند ویا قشر دانشگاهی جهان وهمگی گاو وگوساله هم نیستندکه شگرد توام با زرنگی این نوع از روسای شرکتهای اینترنتی جهان را ونفهمند ؟ویا شگرد تلویزیونهای دیجیتالی انان ودر زد وبند با روسای پلیس 212 کشور جهان را ونفهمند ؟که همگی به ضرر درآمدقشر متخصص طراحی شده ویا فقرشدید ویا تحقیر میلیونها قشر دانشگاهی جهان را وبوجود می آورد ودر ان صورت قشر های صنعتی مزبورهم و متقابلا می توانند که با تبلیغات شفاهی خودبه همدیگر و تصمیم بگیرند که بجای "راه انداختن اعتصاب خیابانی "ودسته جمعی ودست به "اعتصاب عدم اختراع وابتکار" بزنند ویا در همه جوامع بوه عدم فناوری نوین صنعتی ودست بزنند!ویا به انگیزه مولد بودن صنعتی خودشان وشک سازی کرده وبه موثر بودن خود خاتمه بدهند !ویا خودشان را ونظیر اقشار دیگرجامعه وتغییررویه بدهند که غیر مولد باشند ویا جهت خوردن یک لقمه نان خودشان وبه "اقشار دیگر غیر مولد جامعه" خودشان وتبدیل رویه بعمل آورند وبه این طریق و"موتور پیشران صنعتی جامعه را وخاموش بکنند ویا خود بخود خاموش خواهد شد !وزیرا تنها قشربندی خاصی می باشند که "قشر مولد" صنعتی جهان را می سازند !ولی سایر قشر ها وغیر مولد صنعتی می باشند د ودر آن صورت واقشار غیر مولد جامعه سرمایه داری معاصر وخواهند باخت وفقط قشر بندی افراد صنعتگر ویا فن آور موثر هستند ویا قشر با حرفه های نیمه فنی شهر های جهان وچینن "ویژگی شغلی خاص" دارند که با اختراع اینترنت ویا مدار بسته ها از بین رفته ویا استعداد شان وبه بن بست کشیده می شود ویابا اختراع نشریات اینترنتی به بن بست رسیده است ویا با انجلال اتحادیه های کارگری کشور های اروپایی وبه بن بست کشیده شده ومن نمی گویم که همه چیز با اعتصابهای کارگری ویا با اعتراضات خیابانی حل خواهد شد! ولی "مجرای تنفس خوبی بود" که "ششهای "صنعتی جهان ودچار خفگی صنعتی نشود!ولی با سلب مجوز از این "اتحادیه ها ای منطقی جهان "وبن بست در نظام اقتصادی جهان بوجود آمده است و"احزاب غیر مردمی ویا پوپولیستی پا گرفته ولی نمی توانند که جای گفتگوی منطقی اوکار سازی عملی آنان را وبگیرند؟ ویا با انحلال احزاب کمونیست کارگری وسوسیالسم 90 کشور جهان وامروزه به بن بست تامین حقوق کارگری وکارمندی ودانشجویی خودشان ودچار شده اند! وبرعکس و"اقشار انگل جامعه" رشد یافته ولذا بدبختی قشر صنعتگر ویا کارگر ویا کارمند زحمتکش جهان و"تشدید قدرت یافته" اند ویا در سی سال اخیر خصوصی سازی جهان و"تشدید یافته " اند ولذا صد ها برابر بر اقشار بدبخت دانشجویی ویا دانشگاهی فشار می آورند! ویا بر مهندسان " مال باخته" ویا "صنعتگر مال باخته "جهان افزوده تر می شود! وبر عکس همان قشر های نوین وامروزه "لمپنهای جامعه "واحترام زیادی می یابند که تنها هنر رای دادن در ایام انتخاباتی را دارند ! وتا با رای دادن خود درانتخابات وحقوق بقیه را اوز بین برده وتنها حقی برای استخدام شخص خود ودر"نهادسیاسی مزبور"و ایجاد بکنند وتا احترام ویا مزایاویا رفاه جامعه وهمگی به انحصار آنان در بیاید وتا از این را ه به اهرم قدرت جامعه دست یافته ویا با انواع بهانه ها وبقیه اقشار مولد را حذف ویا اخراج ویا فراری بدهند ویا از کارخانه ویا از اداره وبیمارستان بیرون انداخته ویا فراری به خارج کشور بکنند ! ولذا عدم انعکاس بدبختی های سیاسی این "قشر صنعتی نوخواه جهان هم" ومعضل شده است ویا بخاطر جمع شدن نشریات کاغذی ومعضل شده است که "نیم بند آزادیخواه" بودند ولی در "رسانه های دیجیتالی جدید چنین نیست ویا بهیج وجه آزادیخواهی وجود ندارد !ویا رعایت حقوق مولفان دیده نمی شود وبعلاوه با نصب شدن دوربین های پلیس در شهرها ودیگر احترام قشر صنعتگر ودر همه ادارات وکارخانجات از بین رفته است وتنها اقتدار افراد نگهبان بیسواد وبرهمه آنان حاکم شده است که در پشت دوربین نشسته اند ومعیارهای سیاسی جامعه ویا حق گفتگوهای افراد با یکدیگررا ویا حق مراجعه به یک اداره ویا به یک کارمند ویا عدم مراجعه به آن را وهمان نگهبانان بیسواد"دربهای وزارتخانه های دولت ومجلس تعیی کرده ویا در سازمان برنامه وبودجه ودادگاه چنین است که جریانات نهاد سیاسی معاصر را تعیین می کنند! که معیار آفرینی سیاسی جدید جامعه شده است !ویا در کنترل گفتگوی تلفنهای موبایلی آنان وشخصیت واحترام خود را ودر جامعه "اینترنت زده" معاصر از دست داده اند ولی مشکلات شغلی ویا خانوادگی ویا رفاهی این نوع قشرمتخصص ودر هیچ جای جهان معاصرنیست ومنعکس نمی شود! ولذا یک نوع "دیکتاتوری سالم کارگری هم نیست که حقوق هم صنفهای خود را ورعایت بکند وبلکه یک نوع " دیکتاتوری لمپن های غیر مولدویا پوپولیست جامعه وبر "اقشار دیگر اجتماعی " است که تحمیل می کنند که محصول روسای شرکتهای اینترنتی جهان است که بوجود آورده اند ویا به نفع قشر های لمپنی جامعه ویا قشر غیر مولد جهان بوجود آورده اند ویا بنام دموکراسی سیاسی بوجود آورده اند !ویا بضرر "قشر های زحمتکش جهان" بوجود آورده اند !ویا با بهانه های خصوصی سازی جوامع وبوجودآورده اند !و یا بعد از سال 1991بوجود آورده اند ! ونتیجتا هر روزه و"حقوق اجتماعی "قشر مولد صنعتی جهان کاسته می شود !ویا برخلاف نظم اجتماعی گذشته واحترامات آنان را کاسته ویا حقوق سیاسی ومدنی این قشر مولد جامعه وبوسیله "قشرهای ی انگلی دموکراسی خواه همان جوامع لگد مال می شودونام آنرا گذاشته اند "حقوق دموکراسی طبقه عوام وانگلی" که ارسطو هم ودر یونان آن مدل را قبول سیاسی نداشت وتا منافع قشر مزبور و در سازمان برنامه وبودجه بانک مرکزی وحسابداری شرکتها وبهم بریزد! ولی مقامات قضایی ویا مقامات بانکی نمی خواهند که عیوب تشکیلات قضایی ویا اداری دادگاههای معاصر خود را بکاهند ویا علیرغم اعتراضات کثیر مردم بکاهند ویا "اصلاح اداری" بکنند ولذا شاکیان سرگردان ودر خیابانها زیاد تر از گذشته می شوند !وهر چند تظاهرات خیابانی هم موثر نیست ویا به سقوط همان دولتها ومنجر نخواهد شد وتنها اقتصاد ویا معیشت همه مردم وبه بحران کشیده می شود ویابه
قهقراخواهد رفت !ویا از سال 1991به بعد شکل گرفت که "اتحادیه های اروپایی"ومکانیزم کار سازی آن از بین رفت ویا با حذف "نشریات آن اتحادیه ها" وازبین رفتند ویا حداقل با سخنگویی آنان و در ایام انتخابات بود ویا یا نظارت بیرون مجلسی اتحادیه ها واز بین رفتند ویا در نحوه نظارت بر قوانین گذاری مجلس وتامین طبقاتی می شد ولذا امروزه وانسجام لازم و در "رابطه طبقاتی "وجود ندارد ویا در رابطه "سازگاری میان اقشار اجتماعی به"وجود نیامده است که در دولتهای قدیمی وجود داشت ویا با "تاثیر همان اتحادیه ها "ودر نظام کارمندی قدیم ویا حقوق ارباب رجوع اداری وزارتخانه ها وتامین می شد که امروزه چنین نیست ویا "مکانیزمهای اجتماعی اش "وجود ندارد! ولذا حقوق صنفی قشرهای صنعتگرنابود می شود ویا حقوق قشر کارمند زحمتکش وکارگرنابود شده به قهقرا می رود , ویا حقوق !ویا با حذف نشریات متعلق به یا بدون همان اتحادیه های اروپایی وبه قهقرارفت !وبعلاوه با حذف حزبهای کمونیستی کارگران جهان هم وحذف شد ! ویا با حذف نشریات کاغذی آنان هم وبه قهقرا رفت !واحیائ چنین "حقوق اجتماعی" قشر صنعتگران ویا کارگران مولد جوامع جهان وامروزه دشوار است !ویا با تظاهرات هاو انقلابهای رنگی هم تامین نشده ویا با "شورشهای خیابانی" هم وحل نخواهد شد! ولذا روز به روز معضلشان بیشتر می شود! وبدنبالش وانسجام قشرهای متضاد جامعه نیز و بهم ریخته است !ویا نظم حقوقی اقشار صنعتی ودر مجالس امروزین وتصویب قانونی نمیشوند! ویا در تنظیم برنامه وبودجه معاصر هم ووجود ندارند !ویا دررعایت حقوق مسکن سازی آنان هم ووجود ندارد !وزیرا عزل ونصب دولتهای پوپولیستی معاصر چنین است وبدون حضور "اتحادیه های کارگری " انجام می شود ! ویا بدون حضور "اتحادیه های کارمندی "انجام می شود که حذف حقوق اجتماعی قشر های مفید باعث آنست ویا در تصویبهای مجلس رعایت نشده وتنها به "حقوق قشر های غیر مولد "توجه می شود ویا در دادگاهها وکلانتریهای موجودهم به "اجرای جزایی "گذاشته نمی شوند! که حقوق طبقاتی صنعتی آنان را ورعایت بکنند ویا دردر محتوای بررسی پرونده ها وجود ندارد ولذا همان حقوقی اجتماعی-صنعتی که در 70 سال گذشته "مداجتماعی" بودوامروزه ازبین رفته است ویا با حذف اتحادیه های کارگری 28 کشورجهان از بین رفته ویا با وجودحذف احزاب کارگری 90 کشورجهان ودر عصر "سرمایه داری صنعتی غرب "ووجود ندارد ! ویا در "عصر سرمایه داری دولتی شرقی ودر 120کشور جهان وآسیا وجود ندارد ویا جزو حقوق مرسوم وتدریس شده در دانشکده های حقوق نمی باشد ویا در پرونده های حقوقی دادگاهها ی صنفی کنونی هم نیست وتنها در گذشته دنبال می شد! ویا بصورت "ادبیات حقوقی نشریات کاغذی " گذشته بود ویادر ادبیات حقوقی فیلم سازی وسینمای 70 سال قبل بود ولی امروزه در عصر خصوصی سازی سرمایه داری بانکی وجود ندارد ویا در عصر "لمپنسیم فرهنگی" جدید حذف شده است ویا همگی نابود شده اند! وتنها "ادبیات پوپولیستی" بر "رسانه ها وخانواده ها " حاکم است ویا جایگزین حقوق اجتماعی طبقات وقشربندیهای معاصر شده است ولذا امروزه هیچ کدامشان وجود ندارند ! وبهمین دلیل هم و تولید صنعت ویا فن آوری اقشار زحمتکش وباعث بدبختی همان انسانها می شود !وآری جامعه سرمایه داری جدید جهان وچنین است وبدون دگرگونی این نوع از "مناسبا ت غیر سالم "میان اقشار زحمتکش وغیر زحمتکش همان جوامع و رخ می دهند ولذا امکان دوام تولید صنعتی جوامع کمتر می شود ونیز بهمین دلیل می باشد که وقوع جنگ اوکراین وروسیه هم وباعث بیشتر این پدیده ها شد که به قطع انرژی اروپا منجرگردید ویا به تعطیلی کارخانجات وصنایع وورشکستکی شرکتهای 28 کشور اروپا ومنجر شد! ولذا اغلب کارگران وصنعتگران را هم وبیشتر از گذشته بیکار کرد !ویا بحران تولید را ودرچین وجوامع خاورمیانه را بوجود آورد !ونیز برفقر وبدبختی های قشرهای صنعتگر شهری افزود !وبدنبالش نیز امروزه ودر صد های خیابان شهر های اروپایی تظاهرات است ویا در انگلستان وفرانسه وآلمان ومیلیونها کارگر صنعتی وتظاهرات می کنند! ویا اقشار کارمندی ویا اقشار مهاجرین حرفه ای آواره ودر خیابانهای کشور های میزبان وبه خیابانها ریخته اند! ویا با آتش زدن ماشین ها عمل می کنند! وتنها در یک روز و800 ماشین را ودر خیابانهای فرانسه سوزانیدند ویا با سایر خرابکاریها و خواهان آن هستند که بدبختی آنان واز این راه حل بشود ویا درعدم بیکار شدن ومعالجه بشود! ویا در فقدان کرایه منزلشان جبران شود ؟ویا بخاطر فقدان سوخت گازوحل بشود !ویا از سردی وسرما و در منزلشان شکایت دارند! ولی دولتهای پوپولیستی همان 28 کشور اروپا وبی اعتناء هستند !ویا دولتهای پوپولیستی پاکستان وقزاقستان وقیرقیزستان نیز چنین است ودر برابر تظاهرات خیابانی کثیر مردم وبی اعتناء می باشند ! ویا در برابر تظاهرات مردم اردن معاصر ویا لبنان وعراق وسودان ولیبی وایران معاصردر سال 2023م وهمگی بی اعتناء هستند ولذا امسال و"سال تظاهرات" میباشد که همه جا رواج دارد ویا در تظاهرات مردم برزیل و پرو وآرژانتین بدیده می شود ویا در تظاهرات مردم امریکا وکانادا وچین واویغورستان است که هزاران دانشجو ویا استاد دانشگاهها ویا پرستاران وکامیونداران و به خیابانها آمده اند ولی در مقابل وروسای دولتها هم ساکتند ویا سواد اداری حل مشکلات مردم مزبور را ندارند ! ویا اختیار مالی آنرا ندارند! ویا توانایی بین المللی آنرا ندارند !ویا اختیار رتق وفتق بانک مرکزی ویا رتق وفتق سازمان وبرنامه وبودجه ویا راه حل مشکلات زلزله وطوفان زدگی مردم خودشان را ندارند! ولذا جز "کارکرد سکوت "ودر برابر آشفتگی ها ویا تظاهرات واختیاری ندارند! ویادر برابر بدبختی های جامعه خودشان را ندارند! وتنها خزیدن در کنج کاخ ریاست جمهوری وپیشه آنهاست !وبرعکس تظاهرات خیابانی مردم نیزموثر نیست !ویا هیچ سودی وبحال رفع بدبختی آن اقشار زندگی باخته نمی کند !ویا به بار نمی آورد !وتنها پلیس را ودهها ماه مداوم است که در خیابانها کاشته است !وزیرا که "بنیان شکل گیری دموکراسی خواهی عوامانه "چنین است !ویا در جامعه معاصر ناقص می باشد و"بنیان تئوریکی مناسب" برای حل مشکلات ندارد ویا برای حل مشکلات "اقشار مولد ویا غیر مولد"را ندارد ویا رویه هماهنگ کردن اقشار مختلف با یکدیگر را وبلد نیست ! ویا نمی تواند حل بکند! وبعلاوه "تئوری نهاد سیاسی دولت قرن هیجدهمی چنین است ویا تز "گمرگ ملی غلط "دارد! که به درد جامعه معاصر نمی خورد! که همه از راه تجارت نان بخورند ویا "تز تلویزیون جنگ طلب ملی" وغلط است و یا تز "ارتش ملی غلط" ودر دموکراسی قرن 18 غلط است که درگیریهای تجاری ویا فرهنگی ویا قومی درون جامعه ای ویا بیرون جامعه ای را وتشدید می کند !یا چالش جهان سرمایه داری واقشار مختلفش راو زیاد می کند ! ویا مشکلات ودرگیریهای درون کشوری ویا بیرون کشوری را وحل نمی کند! ولذا "تئوری دولت دموکراسی ودر جوامع سرمایه داری ویک نوع تئوری سیاسی ناقص است ویا نظیر "تئوری نهاد دولت جوامع فئودالی" موفق نیست !که سازگاری میان اقشار مختلف را تامین می کرد !وبعلاوه تنها اختراع این نوع تئوری بوسیله مونتسیکیو انجام گرفت که اولین بارو در فرانسه پیاده کرد ولی چونکه "تئوری سیاسی غلطی "وبرای "جوامع مدل سرمایه داری" بود ولذا درنهاد سیاسی ونظیر فرانسه هم وجواب نداد؟! ویا بخاطر عیوب سیاسی اش وپنج بار جمهوری فرانسه وعوض گردید ! وتا عیوبش عوض بشود! ونیز بخاطر همان عیوبش وبعد از 70 سال هم وجمهوری یکبار دیگر نیز عوض شد !ویا بعدا وبا "تظاهرات خیابانی کارگران صنایع جدید التاسیس فرانسه ودگرگون گشت ! واین بار "مارکس" ودر باره جنبش کارگران فرانسه تحقیق کرده ونهایتا و"تزسیاسی دولت کمون فرانسه "را وپیشنهاد سیاسی داد ویا بجای "تز دموکراسی مونتسکیو وروسو قبلی وقانون اساسی قبلی "مطرح کرد! ولی به علت کثرت قشر ارتشیان فرانسه ونسبت به "قشر اندک کارگران فرانسه "وجواب در آن موقع نداد ! وزیرا با پول دادن ارتشیان فرانسه وبه همان "قشر عقب مانده روستایی فرانسه و"نهاد جمهوری قبلی عوض شد واین بار نهاد سیاسی – نظامی دیگر سر کار آمد که در انتخابات دولتی فرانسه وبجای رای دادن به نمایندگان کار گری وطور دیگر عمل شد ؟ولی بازهم تنها به رای دادن نمایندگان قشر نظامی فرانسه وخویشاوندانشان ومتکی بود! که انرا دموکراسی جدید تر می نامیدند وباعث شد که "تز سیاسی مارکس" عمل نکند که برای جامعه سرمایه داری جدید فرانسه وطراحی سیاسی جدید شده بود وناچارا لنین وپلخانف هم وبعدا در صدد برآمدند که "تز دولت :کمون "فرانسه راو بجای فرانسه واروپای نیمه صنعتی وتنها در جامعه روسیه پیاده بکنند ویا در 90 کشور آسیایی واروپای شرقی وپیاده بکنند! ویا تز "تشکیل دولت کارگری " بدون رای گیری را پیاده بکنند ویا تزدولت با منافع کار گری را وبرای طبقه های کارگر آسیایی را و مطرح بکنند! که بدون مکانیزم رای دادن انتخاباتی عمل بکنند ! وتا اقشار کثیر العده آسیا وزمام دولت را با این مکانیزم وبدست خود نگیرند ! ونام مکانیز م دولت جدید التاسیس را و"مدل دولت دیکتاتوری کارگری "نامیدند ! که که حقوق کارگران را ورعایت بکند ویا برتر از حقوق اقشار دیگرجامعه باشد! وتا بخاطر انگیزه آفرینی اش وصنعت نوپا در جوامع آسیایی شکل بگیرد !ویا سرمایه داری دولتی ودر آسیا بوجود بیاید !ویا بدون رای گیری مجلس ونهاد دولت وبه نفع کارگران شکل بگیرد ! وتا جمعیت کثیر روستایی آسیایی ودوباره قدرت در نهاد سیاسی نیافته ونهایتا وشکل زراعت فئو دالی عوض بشود ویا جمعیت دامدار آسیایی ونظام حقوقی دیگری بوجود نیاورند! ویا با رای رادن خود ومانع تشکیل جامعه کارگری ویا صنعتی شدن آسیا ونشوند !وبا این "تز سیاسی بود که "مدل جدید نهاد آسیایی" شکل گرفت که 90 حزب کارگری ودر آسیا بوجود امد که حق بیمه کارگری ویا حق ساعات کار ویا حق مسکن ویا حق اعتصاب ویا حق حزب داشتن ویا حق بازنشستگی ویا حق نشر فرهنگی در نظام حقوقی بشررا بوجود بیاورند ویا بدون مکانیزم انتخابات ودر حوامع آسیایی وقدرت بگیرند ونهاد جدیدرا بسازند ویا در سایه تز سیاسی احزاب کارگری آسیا وبوجود بیایند ویا نهاد صنعت ویا کارخانه ویا مدارس ویا دانشگاه ویا اتحادیه کارگری ودر اسیا بوجودبیاید ! ویا نقش کارگران ودر عزل ونصب نهاد دولت ودر اولویت مردم آسیا قرار بگیرد ! ودر سایه این تز سیاسی بود که قشر های جدید شهری وفنی ودر 70 سال گذشته آسیا بوجود آمدند که شامل قشر دانش آموزی نهاد مدرسه بود ویا قشر دانشجویی نهاد دانشگاه بود که چنین اقشارجدید ی ودر جامعه زراعی آسیای قدیمی فئودالی وجود نداشت ونیز ادارات جدیدونیز قشر های نوین اش نیز در آسیا بوجود آمدند که برخی از مشکلات رفاه کارگری ویا کارمندی آنان راهم وحل بکنند ومثل کارمندان "وزارت کارآسیا" بود ویا کارمندان "سازمان استخدام کشوری" ویاکارمندان "سازمان برنامه وبودجه" بود که در جوامع فئودالی آسیایی وقبلا چنین قشر های اجتماعی وجود نداشتند ! ولی سی سال قبل و بخاطر برخی از مشکلات سابق جامعه کارگری آسیا وخانم ماگارت تاچرویا ریگان وبا همکاری رئیس جمهور جمهوریخواه روسیه وبنام گور باچف و"تصمیم "گرفتند که خصوصی سازی اقتصادی بوجود بیاورند ویا "نهاد دولت سرمایه داری خصوصی آسیا واروپای شرقی راعوض کرده وجایگزین "دولتهای سرمایه داری دولتی کارگری قبلی آسیایی بکنند که بازگشتی به "دولت پوپولسیم دموکراسی خواه " را ودوباره دامن زد !ویا بعد ازفرو پاشی دیوار برلین ودامن زد! ویا "تزنهاد سیاسی هماهنگ با خصوصی سازی جهانی"ومطرح محافل سیاسی شد ویا "تزجهانی سازی غیر معلوم الاحوال ومطرح گردید که به بن بست کنونی رسیده است !ویا" تز دولت مدرن الکترونیک "مطرح شد که مبتنی بر"تز " نصب انواع دوربین های مداربسته در شهر ها وادارات وکارخانجات 30 سال اخیر می باشد ! ویا با گسترش اینترنت وتجارت اینترنتی ودر بین جوامع است همراه شد ویا با اقتصاد برون جامعه ای وقشر بندیهای اجتماعی الکترونیکی همراه بود ولذا مقدارزیادی مداربسته ودر 212 کشور جهان بوجود آوردند ولی این "تز سیاسی سرمایه داری سی ساله "اخیر هم وبه بن بست رسید ه است! ولذا تظاهرات اخیر برلین شروع گردید ویا در کوچک کردن بیشتر جوامع آسیایی وتز دیگری بود که عیب های فروریزی دیوار برلین سابق را واصلاح بکنند! ولیکن هنوز برنامه ریزان ویا مهندسان جهان وبدلیل ضعف معلوماتشان وعاجزند ویا هنوز از طراحی سیاسی صحیح آن عاجزند !وفقط با معلومات مهندسی کامپیوتری غلط خودمی اندیشند ! ولذا " دولت های مدر ن "را وتنها وبا "سامانه سازی الکترونیکی من درآوردی خود واداره می کنند ویا می شناسند! وبهمین دلیل وباعت بهم ریختن نقش همه وزارتخانه های جهان شده است ! ویا نقش سنتی بانکهای مرکزی همه حوامع را وبهم ریخته است ! ویا نقش احزاب کارگری واتحادیه های کارگری سابق همه جوامع قبلی را هم وبهم ریخته است ! ویا نقش قشر پلیس ویا قشر ارتش را ودر سرکوب مردم اغلب کشور های جهان وافزوده ترکرده است !ودر حالیکه پلیس وارتش صد سال قبل و"چنین بی رحم" نبود ند ویا بدلیل عدم مجهز بودن به مدار بسته ها واین قدر در سرکوب مردم همان جوامع سابق ونقش سرکوبگرانه نداشتند ! و یا نقش کلانتریها ودادگاههای قدیمی جهان هم وچنین نبود! وبلکه تا حدود زیادی و"مردم پسند "بودند ویا در حل اختلافات مالی وخانوادگی بین انسانها ونقش داشتند ویا برخلاف امروزو موثر بودند! ویا در حل کردن اختلافات خانوادگی ویا قومی وبین شهری وانها ونقش اجتماعی واداری مفید تراز امروز بازی می کردند !ولی امروزه وچونکه اغلب دادگاهها ویا کلانتریهای موجود جهان وبا نرم سازی شرکتهای ماکروسافت ویا گوگل است وهمگی نهادهای خشن شده اند ویا به "مدل "دادگاه سیاسی "ویا "کلانتری سیاسی "تبدیل گشته اند ویا از حالت " دادگاه حقوقی "ویا "کلانتری حقوقی"عصر دولت های قدیمی اش خارج گشته واین بار ونهاد های بی رحمی گشته اندکه هیچ مشکل مالی ویا مشکل بانکی ویا ترافیکی واز مردم کشور ها حل نمی کنند! وصرفا باتوم در دست خود دارند برعلیه مردم بکار می گیرند! ویا در دادگاهها وکلانتریهای موجود جهان که مجهز به مدار بسته هستند وحل نخواهد شد! وچراکه "کارکرد اجتماعی اغلب دادگاهها ی الکترونیکی جهان ویا منشیان وکارمندان بی تجربه الکترونیکی آن وزارتخانه ها و تنها معطل کردن شکایات مردم است ویا کارشکنی اداری آنان را بلدند که میز کامپیوتری اشان و برروی میز آنان وبه همان کارمندان دیکته می کند !وبعلاوه در دادگاههای معاصر هم واغلب شکایت هانیز بصورت پرونده الکترونیکی تلبار شده ویا شکایتها بطور غیابی ویا با زد وبند وکلای زرنگ دادگستری وبا کارمند ومنشی انجام می شود که در تبانی با .منشیان زرنگ هما ن دادگاههای جهان ورتق وفتق شکایت می شود ولذا نظام حقوق وبانکی معاملات قشر های صنعتگر جهان را وبهم می زند که که معضلات چکهای بلا محل میلیونی کنونی چنین است ویا معضل اسنادکثیر ملکی وارثی ومضل داروکثیرالشاکی دادگاهها واز عوارض حقوقی آنست ویا نظم جدید سرمایه داری جدید جهان را نشان می دهد که بدون دخالت اتحادیه ها ی کارگری قابل علاج نیست ویا به انجماد اقتصادی منجر خواهد شد! ونیز دادگاههای جدید سرمایه داری وبدون آنکه که بصورت "دادگاه بیطرف شاکی ومتشاکی "باشند وتا جلسه دادگاه را وبا دعوت طرفین شاکی ومتشاکی وهمان مشکل مالی راو حل بکنند !ویا با شنیدن شکایت متقابل آنان وگرفتن اسناد لازم از طرفین حل بشود! ویا قاضی متقاعد بشود! که طبق دستورات چها ردین بزرگ به دادگاه توصیه کرده است ولی این بار وبصورت دادگاه الکترونیکی ومعضل افرین آقتصادی کارخانجات وشرکتها شده است ونیز مشکل اغلب تاجران ویا کارخانه داران ویا کسبه را وزیادتر می کند وبعلاوه اتحادیه های دفاع شغلی هم ندارند که از منافع آنان ودفاع اداری بکند! ویا یادشان بدهد! که چگونه مشکل اقتصادی واداری خود را ودر دادگاه ومجلس وسازمان برنامه حل بکنند؟ بعلاوه با زرنگی پرسنل مهندسان کامپیوتری ماکروسافت ویا گوگل وایلان ماسک ویا توئیترهمراه است واین نوع از مدل دادگاههای الکترونیک بی ثمر راه افتاده اند وتا طراحی دادگاههای الکترونیک ویا کلانتری الکترونیک راوبه بقیه یاد بدهند! ویا به ضرر میلیونها قشر صنعتگر ویا قشر پزشک ویا استاد دانشگاهها یصدها کشور جهان وطراحی شده اند !ویا این نوع از "سامانه سازی الکترونیک را " وبرای انواع دادگاهها وکلانتریهای معاصر وبوجود آورده اند ! وفقط نهاد های مزبوررا واز شکل وحالت دادگاه سالم سنتی سابق خود بیرون آورده ویا از دادگاه ختلاف حل کن سابق وخارج ساخته واین بار دادگاه معضل آفرین دولت های پوپولیستی درست .کرده اند که به جرایم حقوقی مردم رسیدگی نمی کنند! وتنها "جرایم سیاسی "ودر آنها ومد نظر می باشد ویا هیچ نوع "جرم حقوقی "ویا "جرم اقتصادی" ویا "جرم اداری" ویا "جرم رانندگی "ویا "جرم خانوادگی" و"جرم مال باختگی" وآنها را حل نمی کنند ویا برای مردم بدبخت
برچسب:
نویسنده: میلاد احمدپور