زنجان و تحول قلعه خوانین افشاریه اش به محلات شهری کنونی
(تحول مالکیت وقومیت واقتصاد در زنجان )
بخش اول
پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم
تخصص: مردم شناس اقوام آسیایی
وجامعه شناس محلات شهری
از قدیم هریک از اقوام ایرانی دهات ویا املاک ومراتع خاص خود را داشتند که سرزمین قومی آنان بود ونظیر سرزمین کردستان ویا بلوچستان وتاجیکستان وگرجستان ویاارمنستان وغیره که اراضی متعلق به قوم خود را داشتند واقوام افشار ویا سران ایل افشار هم ودر استان زنجان ساکن بودند ویا در استانهای همجوارش واملاک ومراتع خاص ایلی خود شان را داشتند ولی در اواخر دوره صفویه بین دو "ایل افشار وایل قاجار" وبرسر تصاحب قدرت سیاسی وکشمکشهایی بوجود آمد وتا اینکه ایل افشار که جمعیت ویا اقتدار بیشتری داشت وجلو تر افتاد ودر دوره "دولت 25 ساله نادر شاه افشار "وتصاحب قدرت در ایران را بدست آورد وحکومت را بدست خود گرفت ولی بدلیل حمله به خاک هندوستان وچین ومورد خشم دول غربی قرار گرفت که در دست کمپانی هند شرقی بود که عواملشان در اردوهای متحرک لشکر کشی نظامی نادرشاه افشار ودر حمله به 20 کشور آسیایی نفوذ کرده بودند ویا در میان خوانین نظامی قوم افشار نادرشاه هم نفوذ کرده واز طریق وسوسه پول پرستی ویا قدرت طلبی شخصی در آنان بوجود آوردندکه ارتش ودولت تازه تاسیس وی را بهم بزنند ولذا با ترفند های سیاسی مختلف وهمه ارودی نظامی وی ودر فتح آباد قوچان بهم ریخت ویا بزرگترین توپخانه وزنبورک خانه وخزانه اش غارت شد که آماده حمله به خاک چین می شدوچینی که تازه بدست کمپانی هندشرقی افتاده بود ودر این راه خودش و فرزندانش کشته شدند ویا حتی نوه هایش هم بدست چهار "خان خائن افشار"وبا همدستی برادر زاده اش کشته شد ویا با همراهی 70 سرباز افشارزیر دستانشان کشته شد که محافظان نادر بودند ویا جزو افسران نظامی محافظ خیمه نادرشاه بودند(ماخذ مجمل التواریخ وعالم آری نادری وجهانگشای نادری ) وبقیه دیگر خوانین نظامی افشار هم که در اردوی بزرگ نظامی فتح آباد قوچان حضور داشتندوبه وسوسه غارت خزانه وتوپخانه وی افتادند واسامی صدها خان نظامی افشارهم که اسامی اشان ودر صفحات چند کتاب عالم آرای نادری وجهانگشای نادری ویا " دره نادری ویا مجمل التواریخ وغیره آمده است که توسط نادرشاه قرخلو افشاروبه استخدام ارتش افشاری وی در آمده بودند و نیز براساس مستندات تاریخی و همان خوانین افشارهم ودر دوره حیات وی بصورت حاکمان صدها شهر آسیایی تبدیل شده بودند ویا فرهنگ وهنرخاص در ایران شکل داده بودند ویا حرفه ویا کتابت افشاری بوجود آورده ویا نظام اداری وکارمندی خاص شکل داده ویا تشکیلات نظامی وقضایی خاص بوجود آورده بودند و یا نظام مدنی وحرفه ای ویا شهری خاص شکل داده بودند ویا تمدن خاص ترکان افشار آسیایی را بوجود آورده بودند ولی با آن "خیانت قومی "خودوهمگی متلاشی شد که تداوم تمدن ومدنیت خاص ترکان سلجوقی آسیایی بود ونادر شاه هم یکی از نوادگان همان ترکان سلجوقی واز شاخه ترکان اوشار (افشار ویا قوم پرواز کننده در واژه ترکی آن بود ) وبقیه خوانین افشار هم وبدلیل طمع کاری خود و "حق السهم سکوت "خودرا ازو آن چهار نفر قاتلش گرفتند وهمراه جواهرات مزبور روانه اوطان خود ویا روانه قلعه های قدیمی خانی خود ودر دهات آذربایجانی بزرگ خود شدند و20 نفر از آن خوانین ارتش بزرگ افشار هم وهمراه جواهرات وتوپخانه غنیمتی روانه استان زنجان شدهودر "قلعه های خانی قولتوق زنجان"مرکز قوم ایرلوی افشار استان زنجان مستقر شدند ودیگری هم در " قلعه کرسف قیدار زنجان "ومرکز قوم افشار قاسملوی زنجان" و یا دیگری هم در "قلعه صائین قلعه زنجان "ودر جنب شهر هیدج ومرکز قوم "افشار قورت بیگلوی زنجان" ودیگری هم در قلعه ابهر ویا مرکز قوم اینانلو افشار زنجان ویا برخی هم در "قلعه پری ماهنشان " زنجان ویا در مرکز منطقه ای قوم اوصانلو افشار زنجان ویا برخی هم در "قلعه انگوران ماهنشان زنجان" ومرکز "قوم دویران افشار که 54 تیره قومی دویران ودر 54 دهات کوهستانی وییلاق نشین انگوران اداره می کرد ویا ساکن بودند وبرخی نیز" قلعه درام طارم "وویادر "قلعه ایجرود" ویا در قلعه بزینه رود جنوب زنجان وطوایف زیر دستان انها هم "یوز باشی ها" ویا "اون باشی های" قوم افشار بودند وبجای محاکمه آن 4 نفر قاتلان نادر شاه قرخلو افشارویا سوال کردن از آن چهار خان افشار قاتل که چرا بجای محافظت از جان نادر شاه وهمدست شده واو را کشتید؟ وانها هم با گرفتن حق السهم سکوت از آن چهار نفر و به غارت گنجهای خزانه متحرک نظامی اش پرداختند ویا در اردوی نظامی فتح آبادقوچان پرداختند ویا در خزانه ثابت وبزرگش ودر قلعه کلات که مورد غارت خود قرار دادند وبا این اعمال مورد تعجب ویا انتقاد ودر گیری با افغانی های موجود در اردوی نظامی نادر شاه شدند ولذا مدتی به درگیری با آنان پرداخته شد وبه آنان گفتندکه شما چه گونه قومی می باشید ؟ که" رییس وبزرگ قوم افشاری خود را می کشید"که ایران را نجات داده است ؟ ویا اسلحه پادگان ویا گنجهایش را غارت می کنید؟ وبه شهر هاودهات افشار نشین خود می برید ؟ ولذا به نقل دو صفحه آخرویا جلد سوم کتاب عالم آرای نادری ویا به نقل ص 16 کتاب مجمل التواریخ که مستندا نوشته است که در عرض چهار ساعت وهمه خزانه ویا خیمه وخرگاه و اثاثیه پادشاهی نادر ویا توپخانه وسیعش غارت شد ویا در صفحات 389 و390 کتاب مجمل التواریخ هم ویا در صفحات 183 الی ص189 کتاب رستم التواریخ هم به خیانتهای مالی مختلف دیوان استیفایش پرداخته شده ویا در استانهای مختلف ایران اشاره شده است که بعدا درآمد خزانه ویا مالیات روستایی اش را به قومهای دیگر ویا دشمن با افشار ها دادند! ولذا بعدا صد ها خان نظامی قوم افشارواز قلعه های خانی استان آذربایجان غربی گرفته وتا استان البرز کرج که ازنژاد قوم ترک افشار بودند وبعد از آن غارت تاریخی خود وبخاطر پولپرستی شدید خود وهمدیگر را کشتند ویا بخاطر قدرت طلبی شخصی خود و به درگیری شدید با یکدیگر پرداختند وبهمین دلیل در عرض 20 الی 30 سال بعد از قتل نادرو همگی هم ومحو تاریخی وفرهنگی شدند ویا همان خوانین افشار ویا پیروانشان هم ودر اغلب در گیریها وکشته شدند ویا همه اسلحه غارتی ویا خزانه غارتی اشان هم واز چنگشان بیرون آمد ویا املاکشان ودهاتشاتشان هم مصادره شد ویا ریاست شهری ویا تاریخی منطقه ای ویا سابقه قومی اشان هم واز دست رفت ودر قومیت های کوچک دیگر مستحیل شدند ویا عناوین کوچه ها ویا خیابانهای تاریخی اشان هم واز دستشان خارج گشت ! وحتی سابقه فرهنگی وفرم لباس قومی آنان هم نابود شد ویا حرفه های شهری سابق اشان وبه اضمحلال رفت ویا صنعت دستی دیرینه خود شان هم وازدستشان ربوده شده واین بار بعد از گذشت 1000 سال سابقه تمدنی اشان ودر ایران وبا ان همه از نظام سازی اداری وفرهنگی وتمدن شهری سابق خود وبه "عصر چوپانی ورمه گردانی سابق 1000 ساله قبلی خود برگشتند؟ که امروزه فرهنگ وتاریخ وهویت ندارند !وصرفا بصورت عناصربی هویت شرکت های گلد کوئیستی وشرکتهای هرمی خارجی ودر شهر های ترک نشین ایران می لولند که در شهرهای تبریز وارومیه وتکاب وزنجان وقزوین وکرج وساوه وابهر وقیدارمی لولند ویا با آرایش موهای بیتلی ویا با شلوار های پاره وپیراهنهای وبا متون انگلیسی ویا با اسامی مغازه های انگلیسی وعربی می لولند ونمی دانند که شاخه های از قوم بزرگ ترک افشار قرخلوهستند ؟ ویا از شاخه قاسملو ویا شاخه ایر لو واوصانلو وقورت بیگلو وبکشلوقزوین ویا قره پشتلو واینانلوابهر ویا گوندوزلواورمیه وشوشتر ویا ارشلوی اصفهان ویا چاپشلومشهد وکلات وغیره هستند که زمانی از فرهنگ رمه گردانی وچوپانی دست برداشته بودند ویا صحراها یمرتعی ترکستان وسط آسیا را رها کردند ودرایران "مدنیت خاص اداری- حرفه ای ترکان سلجوقی را بوجود اوردند ویا با کمک متفکرانی مثل خواجه نظام الملک وعمید الملک کندری یاد گرفتند وبه مدت 160 سال ومدنیت خاص ترکان سلجوقی را بوجود آوردند ویا به اقوام دیگر ایرانی هم یاد دادند ویا آنان را هم وفرهنگ پذیرخود کردند ومدتی هم "تمدن خوارزمشاهی "راشکل دادند ویا به مدت 60 سال شکل دادند ویا جزو استخوان بندی فرهنگ اقوام دیگر ایرانی کردند ومدتی هم ومدنیت ترکان قراقویو نلو را وبه مدت 50 سال شکل دادند ویا در برهه های بعدی تر هم "مدنیت ترکان افشاری "را بوجود آورده وبه مدت 25 سال تشکیل دادند ولی امروزه "مدنیت خاص "خاص گلد کوئیستی " دارند ویا هویت تاریخی ندارند ویا ترکانی بی مسئولیت درحرفه کارخانه داری خود هستند ؟ ویا در حرفه "بیمارستان داری "و"محله داری" خود هستند ! ویا شناختی از حرفه بازار سنتی ندارند ویا بی ضرربودن آن وبرای دیگران ندارند؟ ویا شناختی از نظام اداری صحیح ومفید بودن آن برای دیگران ندارند ؟ ویا شناختی از پاساژداری وکارکرد مفید اقتصادی آن ندارند ویا در بازارهای سنتی پر ازمدار بسته چینی – _واروپایی ندارند وترکانی صرفا با پیراهن های خارجی ویا با لباسهای فرم اروپایی ویا صرفا با حروف انگلیسی در جلوو عقب پیراهنشان ویا با شلوار های سنگ سابیده شده وگران قیمت خارجی ویا پاره شده در تن پوش خود ویا بی تفاوت به تاریخ وفرهنگ ومدنیت خودشان هستند! ویا بی مسئولیت وبی قید در شغل وحرفه جدید خودهستند !وصرفا در عصر جدید چوپانی خودشان بسر می برند ولی در قرن 21زندگی می کنند واز این راه عمر خود را طی می نمایند! وآری طمع کاری بیش از حد ودر غارت خزانه نادری این عواقب را دارد که برای کشورداری جمع کرده بود وبرای ثروت اندوزی فلان خان قولتوق زنجان بدست نیاورده بود ویا برای ثروت اندوزی خان بکشلوی قزوین ورامند وشال ؟ ویا آوردن خزانه نادر شاهی به شهرهای زنجان واورمیه وتبریزوخلخال واردبیل وطارم و تکاب وقیدار وابهروقزوین وشال قزوین ویا نظر ابادوساوجبلاغ کرج چه معنی دارد ؟ویا به ساوه وخرقان و مشهد ودر گز وکرمان ویا به بافت وکازرون وشوشترکه افشار نشین بودند؟ ودر حالی بود که اغلب خوانین اشان نیز از قوم افشارترک طمع کار بودند و یاحداقل سکنه 20 الی 80 در صد این شهر ها هم واغلب از قوم ترک افشاریمی باشند که بزرگترین قوم ترک ایرانی می باشند ولی بخاطر طمع کاری شدید خود و در فاصله اندک وهمه قدرت ویا دولت وفرهنگ وتاریخ خود را باختند! ویاز دست دادند ! واز اینرو در سال 1160 هجری به بعد وهمه "دولت افشاریه"وبا همه اقتدارش وفروپاشید! وبخاطر "فساد اخلاقیات سران قومی خودش " واز درون متلاشی گشت ! ونهایتا سر زمین واراضی قوم افشاری خودشان را هم ودر دهات ویا شهرهایشان را هم وازدست داد ند! ویا عناوین قومی کوچه ها ویا محله ها ویا آب انبارها ومساجد خود را هم واز دست دادند؟ وامروزه اغلب اماکن شهرهای مزبورآنان و با نام خوانین قاجارنامیده می شود ویا با عناوین مساجد قاجار ویا با عناوین کوچه هاوکاروانسرهای ساخته خوانین قاجار ملقب شد ه است؟ ونیزشاهان قاجاری که با کمک افسران انگلیسی نظیر لیندسی وغیره قدرت یافتند ویا با کمک توپخانه وتفنگ انگلیسی ونظیرتفنگ ورندیل ویا توپ ماکسیم وشیندلرقدرت یافتند ویا با خط مشی دهی مشاوران انگلیسی ودر دربارهایشان قدرت گرفته وبراغلب اقوام ایرانی وغلبه یافته بودند واز این راه بود که اقوام افشار وقدرت سیاسی خود را ازدست داد ویا این بار "ایل قاجار"واعیان وعوامل تجاری آنان پا گرفتند وبازار های سنتی ایران را وبه زیر استثمار خود بردند ویا با زد وبند سیاسی وافرادی مثل ملک التجار وامین التجار شدند !ویا در زد وبند با پرسنل وکارمندان کنسول گریهای خارجی ودر شهر های ایرانی رشد کردند ویا در تماس تلفنی وتلگرافی با آنان وثروتمند می شدند! ویا در تماس با دول خارجه ودر حوادث سیاسی بعد از عصر ناصر الدین شاهی وتوانسته بودند که قدرت سیاسی شهرهای ایرانی را وبدست بگیرند؟ ویاکنترل دولت ایرانی را ویا نماینده به مجلس فرستادن را وبدست قاجار هارا بدهند ! وهرچند در دوره دولت سه شاه اولیه قاجاردر استان زنجان وهنوز مماشات با "قوم افشارها " انجام می گرفت وزیرا قدرت حذف اقتدار منطقه ای افشارها راو در زنجان نداشتند واستانهای دیگر نداشتند! ویا قدرت سلب مالکیت منطقه ای "اراضی اقوام افشار "ایران را در نداشتند وچراکه بعد از دوره قتل نادر شاه افشاردر سال 1160 هجری وتا دوره حکومت ناصر الدین شاه قاجار وهنوز سرکوب سکنه افشار زنجان ودیگر استانها هنوز رقم زده نشده بود! وتنها بعد از سال 1266رقم زده شد ونیز در فاصله حکومت دو شاه افشاری وشاه قاجاری بود که "فترت سیاسی وفرهنگی "درزنجان و به مدت 95 سال وجود داشت ودر این مدت هم عملا حکومت شهر زنجان ویا حکومت 7 شهرستان افشارنشین اطراف خمسه ویا زنجان وبا فرهنگ زمین داری وصنف شهری افشاری انجام می گرفت !ویا سرنوشت سازی زمین داری ان وهنوز با فرهنگ قومی اولیه افشار ها مغایرت نداشت ویا درامد 1300 دهات افشار نشین زنجان هم در همان 95 سال اولیه وهنوز با 9 خان افشاری مستقر در زنجان همخوان بود وچرا که خوانین پراکنده در منطقه وبعد از نادرشاه در زنجان گرد هم امدند وهرکدام یک "قلعه خانی مستحکم" در زنجان برای خود ساخته بود ند ولذا قلعه های خانی پراکنده خود در دهات پری وقولتوق وکرسف را رها کرده ویا قلعه درام وانگوران وقلعه جوره کندی قره پشتلوی زنجان را واز مناطق اطراف زنجان به شهرزنجان آوردند وهرچند یک نوع نظام اداری وتجاری نیمپخته ونیم بند در زنجان شکل داده بودند ولی هنوز بدلیل نداشتن تجربه اداری ونداشتن مشاوران باسوادونظیر مشاوران عهد سلجوقی وعهد نادرشاهی واین بار معلومات اندک در ادره منطقه قومی خود داشتند! ویا تجربه اندک از نظام اداری وفرهنگی شهرهای افشار نشین خود داشتند! ویا تجربه خام از "منطقه داری"دهات واقتصاد بهینه ان داشتند ویااز "مدنیت سازی اقتصاد بازار شهرزنجان " داشتندولی حداقل در همان 95 سال نخست هم وحاکمیت استانی انان و " مدیریت بومی "داشت ویا با مدیریت بومی منطقه ای اداره می گردید وبا با منافع اکثریت قومهای استان عجین بود !واغلب حاکمان افشاری شهرهای مزبورودرافکار عمومی زنجان تعیین می شدند! که یک نوع " دموکراسی قومی " مدل آتن واسپارت " بود ویا اداره زمین داری واداره فرهنگی سکنه منطقه تحت اداره اشان واز فرهنگ قدیمی اشان فاصله نداشت واز میان قوم اجنبی ویا دشمن قاجاریه وتاجران جیره خوار ووابسته به آنان منشائ نمی گرفت که منجر به قتل عام سکنه استان بشود ویا در طول حکومت 112 ساله قاجاریه ها بگردد ؟ ویا بوسیله سیاست احمقانه وحاکمیت 43 نوه حکمران فتح علیشاه ودر "داروغه خانه حکومتی زنجان ویا در زندان وتوپخانه سبزه میدان زنجان تعیین بشود (ومدل خاصی ازتیپولوژی استانداری مدل قاجاریه در علوم سیاسی بود ) ویا با هوی وهوس کارمندان قاجاری مقیم محله سرچشمه زنجان تعیین بشود که 43 حکمران واستاندار قاجاریه وان کارمندان غیر بومی را از شهر های کاشان وگیلان وگروس وبحرین وعراق واصفهان وقوچان بودند ویا از اعراب بیرجند بودند ویا فامیل های اسدالله علم خزیمه عرب بیرجند ویا نوه اسماعیل خان خزیمه عرب دوران نادرشاهی بودند ویا از فامیل های امیر خان میش مست عرب قاینات بودند که توپخانه نادری ویا خزانه نادری وبعد از مرگش وبدست او افتاده بود وبعد از جنگ خونین سمان ارخی زنجان ویا در آبادی بناب زنجان ودر این شهر مانده اند وواز جواهرات نادری نهایت سود تجاری را بردند که بدست خاواده آنان افتاده بود واجدادشان برخی از کاروانسراهای زنجان را در دوره ناصری وبا خزانه غارتی جنگ سامان ارخی زنجان ساخته اند که اغلب تاجران دوره ناصری زنجان وشجره نامه خودشان را واز" نژاد میرزا عرب "می دانند که دربرخی اسناد و شجره نامه اشان راآورده اند ویا از کردهای عمارلوی قوچان بودند که در غارت خزانه نادرشاهی وهمدست با خوانین افشار طارمی وقاتل نادر شاه ودر فتح آباد قوچان بودند وهمراه اوبه طارم امده بودند ! ویا همدست با حکمرانهای ظالم قاجاریه شده و"مدیریت بومی ناشیانه" وبر قوم افشاربدبخت استان تحمیل کردند ولذا باعث گردید که 95 سال وبقایای حکوت خوانین افشاردر زنجان باشد وخوانینی که از جنگ خونین سامان ارخی جان بدر برده وبر منطقه خمسه حاکم مانده بودند ولی درحکومت برمنطقه ایلی خود یک نوع تسامح قومی با یکدیگر داشتند و تسامحی که با مقداری اختلاف وبا بقیه اقوام افشار استان وهمراه بود که باعث می شد که گردش نخبگان در حاکمیت بر طوایف افشار زیر دست خود ودر میان روسای افشار تامین شود ویا نظیر استانهای دیگر وهمه حاکمان زنجان وهمگی فقط از نژاد ذوالفقارخان افشار باشند ویا بوسیله خانهای منطقه قراپشتلو وکنار گذاشته نشوند ویا همه حاکمان 95 ساله زنجان وفقط از "نژادپناه خان افشار اوصانلوی قلعه پری" وبرگزیده بشوند ویا همه حاکمان زنجان وفقط از نژاد موسی خان افشار طارمی باشند واین نوع "دموکراسی قومی "که در میان خانهای اردلان کرد سنندج وجود نداشت که از دوران صفویه وتا دوره ناصری وهمگی از نژاد اردلان خان بوده وحاکم بر سنه دژ( نام قدیمی سنندج) بودند ویا برخلاف رویه قومی حاکمان قوم بختیاری شهرکرد که هم"ی روسا یش واز یک نژاد بودند وبهمین دلایل سیاسی بود که باعث شد که حکومت موسی خان افشارایرلوی طارمی بر زنجان دو الی سه سال بیشتر دوام نیاورد ویا دوران حکومت ذوالفقارخان افشارایرلو قولتوق برزنجان واز سال 1176 الی 1193 باشد وتنها 6 سال هم حاکمیت مطلق وبر زنجان وبقیه خمسه بیابد که جد خاندان ذولفقاریها می باشد وچراکه با مخالفت بقیه اقوام افشاراستان با وی واز حاکمیت کل استان افتاد وتنها اداره "افشارهای قوم ایرلوی "خود را ودر دست نوادگانش باقی گذاشت ویا دوران حکومت علیخان افشار ایرلو هم به مدت 14سال بود ومدت اندکی هم "محمد سلیم خان قراسانلو افشار" حاکم زنجان گردید که خان منطقه غنی بیگلوی زنجان بود ونیز ذوالفقار خان افشارهم با مخالفت فرج اله خان افشار سعد لو ویا با مخالفت پسر عمویش در قره پشتلو روبرو شد ویا توسط آنان دستگیر شده وتحویل خاندان زندیه گردید وبعدا هم ودر طول حکومت آغا محمد خان قاجار و"عبدالله خان افشار اصانلو" وپسر پناه خان افشار اوصانلو وبر زنجان حاکم گردید ویا تا زمان حکومت فتحعلیشاه قاجار بر زنجان حکومت نمود وتا اینکه با مشاورت سفارت انگلستان با فرزندیازدهم فتح علیشاه وفرزندش بنام "عبدالله میرزا" وبر حکومت زنجان گمارده شد و"عبدالله خان افشار اوصانلو "هم واز حاکمیت زنجان برداشته گردید وبجایش "نصرالله خان افشار"نشست که نایب الحکومه عبدالله میرزای 13 ساله بود ونصرالله خان افشار و پسر محمد جوره خان افشار قره پشتلوبود وبه نایب الحکومتی زنجان گماشته گردید وزیرا که عبدالله میرزاقاجار ویا فرزند یازدهم فتعلیشاه ودر حاکمیت بر زنجان کودک بود وبعلاوه جنگ ایران وروس هم وبراه افتاده بود و بهمین دلیل و دربیشتر ایام حکومت فتعلیشاه قاجار واغلب نصرالله خان افشار ویا خان برزگ منطقه قره پشتلوزنجان وزنجان را اداره می کرد ویا اغلب "نایب الحکومه زنجان وخمسه "بود وبعدا مدتی هم "امان الله خان افشار"بر زنجان حاکم گردید ووی نیزو به نقل منابع تاریخی ویا برخی سفر نامه ها و مربی عبدالله میرزا قاجاربود وبعلاوه اغلب نیز وی مسئول ارسال نیروی نظامی افشارمنطقه زنجان وبه جبهه های جنگ 30 ساله ایران وروس بودوهمچنین امان الله خان افشار ویا پدرش فرج الله خان افشار بودند به نقل برخی ار سفرنامه های دوره مزبور وخان منطقه ارمغان خانه زنجان بود وبعلاوه خان برخی از دهات دیگر ودر ناحیه پشت صاین قلعه وهیدج زنجان بود که مراتع ودهات افشار های قورت بیگلوهم در آن منطقه واقع بود واحتمالا"مدیریت افشار های اینانلو ابهر" وقروه را هم واز شاهان قاجار گرفته بودندوزیرا برخی از اسناد آنرا نشان می دهند وبعلاوه در کتب دوره صفویه هم واسامی قوم افشار اینانلو ابهر وجود دارد که بقایای قوم سلجوقیان ابهر می باشند که به نقل ص 59 کتاب نزهت القلوب که می نویسد وقلعه ابهر راهم و بهاء الدین حیدرویا فرزند اتابک شیر گیر سلجوقی ساخته بود ویا مسجد سلجوقی قروه ابهررا ویا مسجد جمعه سجاس ویا قلعه صائین قلعه که قبلا دژقهود نامیده می شد ( ماخذ نزهه القلوب ) ویا دژ سرو جهان هیدج که قبلا سلطان محمد خوارزمشاه ودر برابر ارتش مغول به آن قلعه سلجوقی هیدج وپناه برد ودر بالای کوههای شهر هیدج واقع بود واز قراولان قنقلی ترک خوارزم ومحافظان ان قلعه هیدج بودند ولذا ابتدا سلطان محمد خوارزمشاه ودر برابر حمله مغول وبه آن "دژسرو جهان" هیدج پناه برد ویا به نقل ص 115 کتاب جهانگشای جوینی وبکتکین سلاحدار ویا کوچ بوقا خان که از سرداران ترک سلطان ترک محمد خوارزمشاه بودند ودر" پادگان قلعه سجاس" زنجان مستقر بودند وبا لشکر مغول درگیر می شوند وتعداد زیادی کشته می شوند وقبر شهیدانش ودر کنار مسجد جامع سلجوقی سجاس قرار دارد وهنوز سنگ قبر دارند ویا به نقل کتاب سیرت مینکبرنی وسرداران سلطان جلال الدین خوارزمشاه هم ودر پادگان زنجان مقاومت کرده ویا قلعه اقکندوکاغذ کنان وکلهرودسلجوقی وبا ارتش مغول در گیرمی شوند ومدتی اقوام ترک سلجوقی ویا غز وافشاریه ویا قنقلی خوارزم ودر دوره مغول وتیموری در دهات اطراف زنجان رمه داری صرف کرده وروسای طوایفش هم ودر همان دهات مزبور وامور تیره هایخود را سروسامان می دادند وتا اینکه در ترکان آق قویویونلو و بقایای ترکان سلجوقی واوشار ودر منطقه صائین قلعه ویا شهر هیدج سلطانیه وبا پیوستن "منصور بیگ افشار" وبه دولت آق قوینلو وخودشان را بنام قوم افشار قورت بیگلووغیره نامیدند ویا اقوام ترک سلجوقی وترک قنقلی دهات ابهر همو خودشان را "افشار اینانلوی ابهر" نامیدند ولذا ازقوم افشار اینانلو ودر کتاب های صفویه وعصر شاه عباس زیاد یاد شده است ودر ایام بعدی نیز ابوالحسن خان افشار اینانلو ابهری است که در دوره نادر شاه وبه حکومت اصفهان گماشته می شودوکتاب عالم ارای نادری وبه حکومت وی در اصفهان عصر نادر شاهی اشاره می کند واعضای خانواده نادرشاه افشارهم اصالتا واز "افشار های قرخلو"منطقه تکاب وقره آغاج بودند ومتصل به دهستان قشلاقات قیدار می باشد ومن در کتاب "زنجان سرزمین اقوام افشار" وبه مناطق ییلاقی وقشلاقی آنان اشاره کرده ام وبعلاوه به نقل همان کتاب عالم آرای نادری که می نویسد:وآن شاخه قرخلو افشار ومدتی در کوههای تخت سلیمان تکاب مستقر بودند ودر دوره شاه عباس صفوی وبرای محافظت پاسگاههای مرزی خراسان اعزام می شوند ویا جهت جلو گیری از حمله اوزبکان به خراسان ومشهد ونیشابورو به قلاع نظامی مرزی واقع درکوههای شهرستان در گز وکلات خراسان مامورمی گردند که با فساد دولت صفویه وهمه خاک ایران واغلب در معرض تاخت وتاز بود وبعدا هم چندین قوم همسایه افغانی وعثمانی ویا اوزبکها وروسها ویا عربها ی جنوب خلیج فارس وبه خاک ایران حمله کرده وهمه خاک ایران را اشغال کردند وتنها قوم افشار بودکه انها را از خاک ایران بیرون کرد ولی اقوام دیگر ایرانی ودر بیرون کردن آنها وازخاک ایران ونقشی نداشتند! ولذا به نقل ص 63 کتاب نزهت القلوب و افشار های نظر آیاد کرج ویا ساوجبلاغ کرج هم از نژاد سلجوقیان هستند ویا افشار های بکشلوی مناطق شال ورامند قروین ویا خرقان وساوه وآوج واشتهارد وبوئین زهرا هم که قبلا ناحیه ساوج بلاغ کرج نامیده می شد وهمگی از افشارهای بقایای سلجوقیان می باشند که به نقل نزهه القلوب ومالیات به طغرل سلجوقی ودرشهر ری می دادندونیز به نقل ص 66 همان کتاب نزهت القلوب که نویسنده با سواد عصر مغول در سلطانیه است وسکنه آبادیهای کاغذ کنان وخونج هم ویا افشار های سعد لوی خلخال هم از قوم افشار هستند ونیز به نقل کتاب گلشن مرادعصر زندیه هم که از افشار های دهات خلخال یاد می کند ویا افشار های طارم وغیره هم از بقایای سلجوقیان هستند ومثلا به نقل کتاب نزهت القلوب وسکنه کاغذ کنان خلخال ودر دوره سلجوقیان و"امیر میشود زنجانی" بود (ویا امیر قفشود زنجانی و حاکم آنها بود) ویا به نقل کتاب گلشن مراد در دوران زندیه هم و افشار های سعد لوی این ناحیه کاغذ کنان ویا دهات خلخال ودر شمال غربی زنجان واغلب در گیری با ذوالفقارخان افشار ایرلو ودرشهر زنجان داشتند ونهایتا ذوالفقار خان افشار را دستگیر کرده وتحویل علی مراد خان زند می نمایند ونیز در منابع تاریخی ویا در مستندات قوم نگاری ومردم شناسی دوره صفویه وافشاریه وزندیه هم عنوان قوم افشار زیاد آمده است واز جمله شهر اورمیه واز قوم افشار ها می باشند ویا دهات آنانهم واغلب از افشار های "قاسملو افشار" ویا "افشار های ارشلو "و"گوندوزلوی افشار اورمیه" بودند که با خیانت های مختلف وهمان شهر ارومیه ودر برابر آزاد خان افغان سقوط کرد ویا در برابر ارتش کوچک کریم خان زند سقوط کرد ودهات انان هم واز چنگ افشار ها خارج گشت وبدست اقوام کوچک مناطق دیگر افتاد واخرین آنها عسکر خان افشار اورمی بود که از سوی فتحعلیشاه وبه همراه فرزندان عیاش قاجار وبه فرانسه اعزام شده بود وحکومت شهر تبریز در دوره نادرشاهی در دست چند خان قدرتمند افشار ومثل" بیستون خان افشار" و"یا "امیر اصلان خان افشار ویا ساروخان وغیره ه بود که ترکهای عثمانی را واز تبریز بیرون کردند ولی در دوره قاجار وبدست خانهای کرد دنبلی ویا کرد گروس ویا روسها افتاد ولذا امروزه از نام وفرهنگ وقومیت ترک آنها ودر کتب تاریخی خبری نیست ویا در دانشکده های مردم شناسی وشهر سازی ویا فرهنگشناسی وفولکولورشناسی ایرانیان خبری نیست ویا در عناوین کوچه هایشان هم ویا در عناوین محلاتشان ویا در اسامی دهاتشان هم خبری نیست ودر حالیکه اسامی ترکی کوه ها ویا رودها یی منطقه ویا دشت هایشان واغلب اسامی ترکی چهار دوره تاریخی می باشد که از فرهنگ نامگذاری دوره سلجوقی ویا خوارزمشاهی وقراقویونلو و وافشاریه اخذ فرهنگی شده است ومثلا اسامی "قرا چمن" ویا "قرا چای" ویا شهر "قرا آغاج "آذر بایجان واز فرهنگ وفولکولور دوران ترکان قراقونلومی باشد ولی نام عجب شیربناب وعنوان فرمانده دوران تیموری است یا اسامی قوم قره گوزلوی همدان ونظیر آنست یا اسامی مختلفی ونظیر دهات قره بوته ویا آبادی قره چریان و یا قره گل ویا قره سعید ویا قره تپه وقرا بولاغ یا وقریه آغاجاری(یعنی آغاج ایری ویا قریه درخت کج ودر جنوب شهر سلطانیه زنجان وهمگی فرهنگ وفولکولور نامگذاری تیره های قومی قراقویونلو های ترک استان زنجان وغیره است که در پرچمهای نظامی آنان وعلامت گوسفند سیاه را درج می کردند ویا اسامی کوههای "گچی قیران" وی "کوه صندوق سندیران" کوههای ماهنشان وحاکی از آن واژه های ترکی است که قوم ترک مزبور وبرعنوان کوهها وروها ی ودهات قومی منطقه خود داده است ودر گذشته هم صنعت گران حرفه ای در چاقو سازی وشمشیر سازی ویا در ساختن بیل وگاو اهن کشاورزی وقیچی وشانه فرشبافی ویا در ابزار سازی آهنی اتصالات درب چوبی ساختمانها داشتند ویا مهارت در قفلسازی ومسگری داشتند که جایگزین صنعت سفال شکننده اقوام قدیمی کرده بودندویا ابزار سازی 50 نوع ظروف مختلف مسی ومفرغی را ودرسابقه قومی خود دارند ولذا صنعت حرفه ای این نوع تیره های قومی ترک غز ویا افشار ودر زنجان ویا در سجاس ویا در بازار اهنگری سلطانیه و ومثلا حدود 1000 سال قبل وتحول صنعت اهنگری را شروع کرده ویا تعدد ابزار سازی آهنی ودر بازار اهنگران زنجان دوره سلجوقی متولد شد ولذا نسبت به اقوام دیگرایرانی و قدمت شغلی ویا مهارت حرفه ای شغلی ویا هنر حرفه ای 1000 ساله سلجوقی ودر بازار بالای اهنگران زنجان دارند ویا در بازار پائین زنجان هم وسابقه 600 ساله ودر در دوره فرمانداری جهانشاه قراقویوینلو برزنجان یافته اند که اغازفرمانداری اش برزنجان و از سال 829 هجری وتا سال 878 هجری ودر بازار پائین زنجان بود ودر این دوره تاریخی وجهانشاه قراقویولو وحدود 400خانوار صنعتگر دهات سجاس ویا سهرورد وسلطانیه پایتخت را وبه دکانهای بازار پائین زنجان کوچانده بود وتا شهر ویرانه زنجان عصر تیموری را و"باز سازی شهری" بکند ویا "باز سازی حرفه ای "بکند ویا خانه هایی برای آنان ودر دوسوی همان بازار پائین زنجان بسازد ومحل فرمانداری اش هم و در همان بازار پائین زنجان واقع بود ویا در همان بازارپائین قیصریه کوچک ساخته بود ویا مسجد جمعه قرا قوینلوساخته بود ویا چهار نوع آب انبار ویا چند کاروانسراساخته بود ویا راسته بازار گوشت فروشی ویا میدانچه ساخت چاقو ویا مس ویا فروش میوه ساخته بود ویا دکانهای آهنگری ساخته بود که انواع داس آهنی برای کشاورزی دهات بسازند ویا بیل وگاو اهن ویا نعل بندی کرده ویا ساخت خنجر وشمشیر بسازند ویا ابزارآلات ساخت قیچی فرش ویا ساخت شانه زنی فرش بافی ویا ساخت تیغ برش نخهایش را بسازند یا میخهای اهنی درب چوبی بسازند ویا ساخت قفل آهنی وبرای درب خانه ها را ویاد بگیرند !ویا میدانچه ساخت ظروف متعدد را بیاموزند ولی حاکمان صفوی زنجان وهمه ان معارف حرفه ای را برباد دادند ووبا ویران کردن زنجان وتبدیل کردن آن بیک قصبه زنجان 800 الی 2000 خانواری وترتیبی دادند که زنجان سابقه تاریخی حرفه اهنگری ویا جولاهی ویا صباغی ومسگری خود را فراموش بکند و وتنها عشایر بی مغز وشاه پرست ویا شاهسون باقی بمانند وتا پشتوانه حرفه تاریخی آنهاوبر باد برود ویا حرفه تاریخی سکنه شهر ودر 600 سال قبل ویا در 1000قبل و برباد برود ولذا بعد گذشت 600 الی 1000 ساله تاریخ حرفه ای انان ودر دو دو بازار بالا وپائین زنجان واین بار عوام گرایی برقشرهای روستایی این بازار حاکم شدهاند ولذا عنوان تاسیس کنندگان 600 سال قبلی آن را فراموش کرده اندوعمدا از روی جهل گلد گوئیستی خود ویا بخاطر طمعکاری شغلی خود ونام بازار مزبور را وبازار دهاتی ها ی زنجان ویا باز متعلق به عصر قاجاریه می نامند ودر حالیکه ص 28 کتاب دارالعرفان خمسه بر عکس آنرا می نویسد ویا صفحات مختلف کتاب مرات البلدان وغیره هم وسابقه تارخی مسجدجمعه همان بازار ویا حمام سنتی ان بازار ویا ساخت میدانچه ها یش ویا راسته های انرا وبه سال 888هجری برمی گرداند وهمانطوریکه عنوان "بازار وکیل شیراز" دوره زندیه را نشان میدهد وسکنه شیرازو عمر انرا انکار نمی کنند ویا عنوان بازارومیدان وحمام گنج علیخان کرمان نیز چنین می باشد ویادگار ساخت بازار کرمان ودر عصر صفویه را وبیان می کنند ولی ساخت بازار پائین دوره قراقوینلوزنجان برعکس نشان داده می شود وزیرا حاکم زنجانی شاه اسماعیل صفویه ودستور داد ه بود که همان 400 صنعگر بازار پائین راهم بکشند ویا خانه هایشان را هم مصادره کرده وبه سند ملکی چند خاندان وابسته به صفویه وسند ملکی بزنند ووفرهنگ وهنرهم ودر شهر های دیگر آذر بایجان و چنین وضعی دارد ویا در دوره بعد از فحتعلیشاه قاجار هم چنین وضعی پیش آمد وحدود 43حاکم قاجاری زنجان وچنین دستوری را دادند وحاکمانی که همگی فرزندان ونوادگان فتععلیشاه قاجار بودند واز حکمرانی شهری وفقط تکثیر زاد ولد قاجار زادگان خود را یاد گرفته بودند ویا به نقل 60 صفحه از کتاب ناسخ التواریخ وفقط به ذکرعنوان 2000نفرو نام زنان وفرزندان فتعلیشاه قاجار ودرآن کتاب اختصاص دارد وبقیه حاکمان قاجار هم و در طول 112ساله حکومت قاجاریه وفقط زن گرفته اند ویا 43 حکمران زنجانی آنان هم ومرتبا توپخانه ودر بالای عمارت قاجاری سبزه میدان زنجان خود گذاشته بودند ومرتبا مردم زنجان را می کشتند ویا در محل زندان وداروغه خانه اشان ودر سبزه میدان زنجان گذاشته بودند ویا به نقل دهها جلد کتاب دوره قاجاریه ویا به نقل 50 نفر سفرنامه نویسان اروپایی ودر دوره قاجار وحداقل در دوره حکومت دایی ناصر الدین شاه وشهر زنجان به مدت 11 ماه زنجان وتوپ باران وخمپاره باران شدید می شد که بدتر از شهر غزه شده بود ویا به نقل همان اسناد تاریخی وحداقل 30 فوج توپخانه شهر های مختلف ایران راو آورده بودند وتوپشان ودر همان سبزه میدان زنجان گذاشته همه مردند ویا 11 ماه تمام تمام وشب وروز وهمه خانه مردم افشاری زنجان را وتوپ باران می کردند و نهایتا 23 هزار سکنه شهرزنجان را وکشتند ویا همه خانه ها و کاروانسراها ی شهر را خراب کردند ونیز به نقل منابع تاریخی وحتی تیرسقف خانه هاومغازه خالی وخراب شده شهرزنجان را کنده وبردند ویا همان سربازان قاجاری هم وبعنوان غنیمت برده وفروختند ویا در همان سبزه میدان زنجان وحداقل 2000نفر زن وبچه راشکم پاره کرده ویا سربازان اهل تسنن حسنعلی خان گروسی بیجاروآنها را و سر بریده وبه خندق جنوب شهرزنجان ریختند ویا دختران وبچه ها را اسیر کرده ودر شهر های دیگرایران وفروختند یا به نقل اغلب همان کتاب سفرنامه ها ودر طول حکومت 50 ساله ناصرالدین شاه قاجاروهمه شهر زنجانو ویران باقی مانده بود وآباد نمی کردند ودر حالیکه ناصر الدین شاه وبرای چاپیدن 1300 روستای استان وفقط حدود 19 نفر حاکم قاجاری وبر زنجان ویرانه گماشته بود ولی آن حاکمانشهم وکاری وبه ویرانه ها ویا به فقر مردم شهرزنجان نداشتند ولذا اسناد تاریخی مختلف می گوید که مهاجرین جدید به شهرزنجان ویا باقی ماندگان از گذشته واز شدت فقر ویا بدبختی وفقط پهن گاوو گوسفند می خوردند ویا از مسافران شهر های دیگر وفقط گدایی می کردند وبهمین سبب وسال 1288هجری ودر دوران حکومت ناصرالدین شاه و"سال مجاعه" نامیده شده است ویا به نقل اغلب سفرنامه ها ودر طی 9 ماه سال مزبور وفقط از یکی از دروازه های شهرزنجان وتنها 5630 جنازه مردم شهر را وبه قبرستان بیرون شهر بردند ویا از دروازه دیگر شهر هم وحدود 5000 جنازه دیگر راخارج کردند ودفن کردند که روزانه 60 نفرو بر اثر قحطی ویا وبای ناشی از آلودگی شهر ویا ویرانی عمیق شهرومی مردند! وفقط محله کارمندان قاجاری اعیان نشین اطراف سرچشمه زنجان باقی مانده بود که 197 باب خانه قاجاریان همان محله در رفاه بودند وبعلاوه برای تامین رفاهشان هم وبا کندن 185 حلقه چاه قنات وازآبادی دیزج زنجان وتا محله اعیان نشین قاجاری آنان وآب سرچشمه ودر پشت سبزه میدان راآورده ویا با میلونها تومان هزینه وقنات سازی طولانی کردند وافرادی که اغلب کارمندان 9 اداره قاجاری ودر زنجان بودند ویا اغلب هم از شهر های دیگر آمده بودند ولی در ظلم به مردم شهرزنجان ودست کمی از همان 43 حکمران خونریزقاجاری نداشتند ویا دست کم از نواده های فتعلیشاه نداشتند ومثلا در اداره مالیه ویا عدلیهاین شهر ویا در اداره فرهنگ ومعارف واوقافش ویا در تلگرفخانه شهر ویا در اداره غله دوره قاجاری وهمگی دست داشتند ویا در اداره پیشکاری ومنشی باشیگری شهر ویا بصورت موثق دیوان قاجاری بودند ویا افرادی که فراشخانه حکومتی را واداره می کردند ویا افرادیبودند که داروغه خانه شهری راو اداره می کردند ونظیراسدالله بیگ داروغه که تکیه اسداله بیگ قاجاریزنجان را تاسیس کرده بود ویا امین اعتماد قاجاری که اداره ثبت اسناد ویا ثبت احوال شهری را بعهده داشت ویا افرادی نظیر خانواده های وزیریها که نایب الحکومه شهر بودند ویا خانواده خدیوی ها ویا مستشیریها ویا بهجت نظام ها وشجاع نظامها ویا ناصر نظامها که برخی از کوچه های زنجان هم و بنام آنان بود یا خانواده عطایی ها ورهبریها ویا بحرینی ها ویا گیلگ ها ویا مظفریها ویا فخیم الدوله ها ویا مسعود الحکماء ویا خانواده معین التجار ها ویا امین التجارها بودند ویا ملک التجار قا جاری بودندویا خانواده های غیر بومی دیگری بودند که نوادگان حکمران فتحلیشاه وآنها را ازکشورهای بحرین ویا عراق وگیلان وناحیه گیلک آورده بود وریشه در خانواده هدایت الله خان گیلانی رشت داشتند ویا خانواده لطف علی بیگ استاجلو ویا سازنده تکیه لطفعلی بیگ ودر پائین بازارزنجان که از طایفه استاجلوهای فومن وشفت بود ویا مستوفیان ومنشیانی از مازندران وکاشان وهمدان واصفهان وقزوین وگروس واردبیل آورده بودند وچرا که حکمرانهای قاجاری وبرعملکرد کارمندان بومی زنجان ویا خانواده های بومی سکنه زنجان واعتمادنداشتند و بعلاوه در دوره محمد علی شاه قاجار هم یکبار دیگر و600 ارمنی را آورده ویا با سرگردگی یپرم خان ارمنی و200 سرباز بختیاری راهم آوردند ویا با پشتبانی 1200 سرباز جهانشاه افشارهم که به زنجان آورده بودند وهمه سکنه زنجان را سرکوب کردند وتا خان مزبور هم تعداد روستاهایش را در قیدارافزایش بدهد ویا از 100 واحدروستا وبه 400 واحد بالا ببرد که از چنگ طوایف خرده مالک افشار بیزینه رود ویا جوقین وایجرود وسجاس وقزل گچیلو وبیرون بیاورد! وبعلاوه حاجی بازاریهای وابسته به قاجاریه هم که با کمک بانک استقراضی روس ودر زنجان شکل گرفته بودند وبیداد می کردند ویا با کمک بانک شاهنشاهی انگلیس ودر زنجان شکل گرفته بودند وهمگی با کمک قزاق های روسی در زنجان واز روستا ئیان بدبخت چندین برابر مالیات زراعی می گرفتند ویا با کمک کارمندان فاسد اداره پیشکاری مالیه زنجان ودر دوره قاجاریه وهمه املاک 1300 دهات افشار نشین خمسه را واز چنگ خرده مالکان قومی افشار بیرون آوردند واین بار بصورت املاک خالصه ناصر الدین شاه ویا مظفر الدین شاه ومحمد علیشاه واحمد شاه تبدیل کرده بودند ویا بصورت املاک فرزندان عبدالله میرزا وفرزندانش اسحاق میرزا وشکرالله میرزا ویعقوب میر زا تبدیل کرده بودند و یا بصورت املاک حکمرانها و نواده های فتعلیشاه که 43 حکمران زنجان بودند ومثلا در دهها سند تاریخی واملاک قوم افشار را سندملکی وبنام حکام قاجارتنظیم کردند ویا املاک تاجران قاجاری ووابسته به خودشان کردند ویا در طی فرمان های حکومتی ویا تیول حاکمان قاجار وحکم اداری زده بودند که دراداره مالیه زنجان وجود دارد ویا در اداره عدلیه ودیوان انشائ وطغرانویسی دربار قاجارو رقم حکومتی تیول خالصه شاهان قاجار زده بودند که اسناد آنها ودر چند جلد کتاب فرامین حکومتی قاجاریه ودر دار السعاده زنجان واخیرا انتشار داده شده اشت ! و نظیر اسناد رسمی دهات که بنام املاک امین السلطان بود ویا املاک سپه سالارصدر اعظم قاجار ویا املاک امین الضرب ویا املاک سالار الدوله قاجارودر زنجان بود که فرزند مظفر الدین شاه بود ویا املاک نظام السلطنه مافی بود که حکمران قاجاریه ودرشهر زنجان بود ومستندا در اسناد دهها سفرنامه ناصر الدین شاه ویا در سفر نامه مظفر الدین شاه ویا سفر نامه ولایت خمسه مسعود سالورآمده است ویا در اسناد سفرنامه بصیر الملک آمده است ویا در کتب مرات البلدان وکتاب خاطرات عین السلطنه آمده است وهمگی تغییر سند مالکیت 1300 روستای افشار نشین خمسه است که بنام شاهان قاجار سند زده شده بود ویا اسناد تغییر مالکیتش و بنام املاک خوانین 43 گانه حکمرانهای قاجاربود ویا تغییر مالکیت وبه نفع املاک تاجران وابسته به قاجاریه می باشد وهمگی "سند ملکی "خورده است ونیز به نقل ص 209جلد اول ناسخ التواریخ ویا به نقل صفحات اکسیر التواریخ ویاصفحات 27 و28 کتاب "سفرنامه ولایت خمسه" وهزینه ساخت دارالحکومه عبدالله میرزا هم ودر سبزه میدان زنجان واز جیب خزانه فتحعلیشاه نبود ویا هزینه ساخت مسجد سید موقوفه عبدالله میزرا در سبزه میدان هم از جیب عبدالله میرزا نبود که میراث فرهنگی زنجان وواژه مغفور ومبرور ویا جنت مکان ویا طاب ثراهرا بر عنوان عبدالله میرزا زده است ویا بر در سردرب همان مسجد زده است واز پول شخصی عبدالله میزرا نبود که ثوابش را ببرد ویا از پول فتعلیشاه هم نبود ویا از پول شخصی سید سیردانی طارمی نبود که عبدالله میرزا واورا از طارم سفلی آورده بودتا درآن مسجد سید ونماز جمعه دولتی بخواند وزیراکه هیچ کدام از روحانیون قدیمی زنجان وحکم فتح علیشاهی را وبرای امام جمعگی وی در شهرزنجان را قبول نداشتند وچرا که بعد از مرگ نادر شاه واغلب مردم شهرزنجان ونماز جمعه خود را وفقط بمدت 95 سال وتنها در مسجد ولی عصرکنونی می خواندند وبه مسجد سیدوساخته فتحعلیشاه ویا در سبزه میدان نمی رفتندوبعلاوه هزینه ساخت بازار قیصریه زنجان هم ومتعلق به پول عبدالله میرزا نبود ویا از جیب پدرش فتعلیشاه قاجارهم ساخته نشده است وزیرا به نقل همان سه کتاب تاریخی فوق الذکر ودر دوره سال 1226 هجری بود که سال ساخت همان مسجد سید زنجان می باشد ویا سال ساخت دارالحکومه قاجار ویا بازار قیصریه زنجان است وخزانه ساطانیه پیدا شده است وزیرا ص 209کتاب ناسخ التواریخ نوشته است که موشی وانواع سکه های طلا راو از سوراخی در کوههای پشت سلطانیه بیرون می آورد ه ونیز به نقل کتب مزبور ودر آفتاب می چیده ویا همان موقع یک چوپان گوسفند چران هم که آنرا دیده بود وبه خزانه طلاجات صد ساله سلطانیه پی می برد! و لذا کوه را کنده ومقداری از آن طلاجات رابه خانه فقیرانه خودبرده بود وهمگی در مقبره پنهان ارغونشاه وغازان خان ووبرادرش اولجایتوبود ویا جزو خرانه پسرش ابوسعید ایلخانی وخواهرشان اولجای خاتون بود وزمین را کنده ومی برد ولی جاسوسان اطراف روستا وخبررا به عبدالله میزرا وحاکم زنجان می برند واز این رو و چوپان مزبور را دستگیر کرده وبهمین دلیل و خزانه های صد ساله سلطانیه را شکافته وبخشی از آنراهم و صرف ساخت مسجد سید کرده ویا صرف ساخت قیصریه زنجان شده ویا جهت ساخت دارالحکومه قاجاری سبزه میدان می شود ولی هنوز مردم گلد کوئیست زنجان وعبدالله میرزای زاده فتععلیشاه را ومرحوم ومغفور وجنت مکان می خوانند؟ وآری تاریخ وفرهنگ ودر میان سکنه کنونی زنجان مرده است! که وفقط به پول می اندیشند ویا به موبایل بانک خود ویا به ماشین شیک خود می اندیشند که حتی زباله منزلشان را هم و با همان ماشین شیک خود بیرون می برند وتوجه ندارند که سکنه قدیمی زنجان وبارها وبدست حکام قاجار کشتار شده اند ویا از دوره فتح علیشاه تا دوره حکومت احمد شاه قاجار وهمه مردم شهر وچندین نسل مرده اندآ ویا شهرشان وشهر اجداشان هم ودر دوره آنها وبارها وبارها ویران شده است ؟ وبعلاوه سکنه کنونی زنجان که تازه از اطراف به شهر آمده اند ویا بعد از سال 1342 شمسی آمده اند ویا بعد از اصلاحات ارضی و به شهر زنجان آمده اندونیز امروزه در 52 محله شهری زنجان زندگی می کنند ویا در بازار سنتی آن مکان گزینی کرده اند ولذا بیگانه از تاریخ وفرهنگ چند هزار ساله زنجان می باشند ! ویا نظیر 15 خان افشار پول پرست سال 1160ه فکر می کنند که خزانه نادر شاهی را غارت کرده وبردند ویا حداقل 15 خان افشاری همان روزگار وبا غارت خزانه نادر شاهی وبرای ساخت 15 قلعه خان نشین افشاری خودو در زنجان اقدام کردند ویا در15 محله زنجان وبعد از قتل نادر شاه و"قلعه خانی" ساختند ولی هنوز تاریخ نویسان ویا معماران شهر سازی وبه فلسفه این نوع "قلعه سازی خوانین"و این15قلعه خانی زنجان وپی نبرده اند؟ ویا به محله سازی 15 محله "قلعه باغ گونه زنجان" وبعد از قتل نادرشاه پی نبرده اند ؟ که حدود 95 سال واین نوع تعدد قدرت خوانین افشار زنجان وجود داشت ویا اقتدار در همان قلعه های تجمع یافته در محلات 15 گانه زنجان ووتکثر اجتماعی داشت ولذا حاضر به پذیرش اقتدار خوانین قاجارهم نبودند ویا در مرکز شهروسبزه میدان شهرهم وخوانین قاجار حکومت می کردند وبعلاوه خوانین حاکم قاجاری وتکیه داده به تفنگ ویا توپ ویا مشاوره انگلیسی ها بودند ولذا برای استحاله قومی وفرهگی قوم افشارمی کوشیدند وبعلاوه در تمدن انگلیسی قاجاریه ومفاهمه فرهنگی وبا قوم افشارهم منطق نداشت وبهمین دلیل مرحله به مرحله واقتدار انگلیسی خود را ودر قالب "حکم رانی قوم قاجاریه" وبر قوم مغرورافشاریه تحمیل می کردند! وزیر لب وبه انها می خندیدند !! وزیرا افشاریه قومی بودند که تنها به قدرت بازوی خود متکی شده بودند ویا در تخیلشان فقط به قدرت شمشیرنی زنی قوم افشاری خود وتکیه کرده بودند ! وهر چند قوم قاجار ودر 95 ساله اولیه ویا بعد از مرگ نادرشاه وودستاورد فرهنگی واداری خاص نداشتند ویا نمی توانستند که اقتدار 15 خان شهری افشاریزنجان ومختلف العقیده با همکدیگر را بزدایند! ویا به یکباره وکنار بگذارن
برچسب:
نویسنده: میلاد احمدپور