شهرهای بندری خلیج فارس و استراتژی توسعه درون زای آنها در برنامه ششم ایران
از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس شهری
شهرهای بندری خلیج فارس و دریای عمان و یا روستاهای ساحل طولانی آن از بندر گواتر تا بندر خرمشهر ودرطول 400 سال گذشته ایران، توسعه شهری برون زایی داشتند که بر اثر عوامل و پارامترهای برون زای توسعه شهری و روستایی بود که ناشی از عوامل خارجی بودند ولی در طی این 45 سال اخیر به "توسعه منطقه ای نیمه درون زا" روی آورده اند و به عبارت دیگر، توسعه بندری اغلب آنها، در طی این 450 ساله گذشته ایران، بر اثر پارامترهای سیاسی- اجتماعی . حوزه خلیج فارس بود ویا بخاطرتحولات تجاری خاص در خلیج فارس بود که باپیامدهای یک نوع تحولات تجارت جهانی بوجود آمد و باعث پیدایش و یا توسعه کالبدی های شهری این منطقه شد و یا باعث تحولات تاسیسات و ادارات شهری و یا باعث رشد بندری و یا حمل و نقل شهری این منطقه شد و یا باعث تحولات مدرن شهری و یا نحوه مشاغل این منطقه ساحلی ایران گردیده است و یا کارکردهای شهری آن را نسبت به ادوار تاریخی سابق ایران دگرگون نموده است . و یا رخساره روستاها ویا نظام معیشت آنها را دگرگون نموده است .
و به عبارت دیگر این توسعه ویژه ساحلی خلیج فارس، از زمانی آغاز شد که در سال 989 هجری، جان نیوبری، بازرگان انگلیسی و از کمپانی هند شرقی به جزیره هرمز خلیج فارس آمد تا بررسی بکند که امکان داد و ستد در ناحیه شرق زمین ویا در سواحل این دریای مشرق زمین چگونه است ؟ و یا پس از یک ماه و نیم اقامتش در جزیره هرمز، و این بار جهت آگاهی از اوضاع بازار و دادو ستد و بهای کالاها و انواع امتعه در قصبه ساحلی گمبرون رفت که ببیندچیست؟ که به تصرف پرتغالی ها در آمده بود؟ و قبل از نامگذاری مزبور به نام شاه عباس و یا بندر شاه عباسی ، تنها قریه کوچک و یا با نام گمبرون نامیده میشد.
آری از همان سال 989 هجری و تا سال 1350 شمسی اخیر، انواع بنادر ساحلی خلیج فارس و بر اثر رشد و نفوذ همان کمپانی هند شرقی در خلیج فارس و دریای عمان بوجود آمد که توانستند انواع تجارتخانه های کمپانی هند شرقی را در دو سوی ساحلی . خلیج فارس و یا دریای عمان دایر بکنند و از این راه نظام معیشت اقتصادی سکنه این منطقه را تغییر بدهند . و بعد از آن حادثه تاریخی هم، دیگر کارکردهای صیادی سنتی همان قصبه های دو سوی این ساحل طولانی دریاهای مزبور دگرگون شد و یا کالبدی شهری آن تغییر یافت و یا کارکردهای شهری اش تحول یافت و بر اساس یک مدل تجاری مدرن پایه گذاری شد که امروزه دیگر قصبه صیادی گمبرون گذشته نیست ویا کارکردش نظیر ایام 450 سال قبل نیست و به شهر بندری بزرگ بندرعباس عصر کنونی تبدیل شده است و یا آبادی ابوشهر قدیمی و یا آبادی ریشهر قدیمی نیست وبلکه به بندر بوشهر جدید تبدیل شده است که فرودگاه های جدید و یا انرژی اتمی در آن شهر مستقر شده است . و یا آبادی مبتنی بر نخیلات و با عنوان آبادی "ابله" در کنار اروندرود نیست وبلکه به بزرگترین پالایشگاه نفت جهان و در بندر آبادان تبدیل شده است که نفت مناطق گچساران و هفتگل و لألی و غیره را با لوله گذاری ها به آن ناحیه ی آبادان آورده میشد و تصفیه نفتی می کردند و یا مجتمع پتروشیمی در بندر شاهپور و ماهشهر در دوره دولت پهلوی بود که شکل گرفت. و یا آبادی محمره بودکه در دوره محمدشاه قاجار تنها یک آبادی کوچک بود. وامروزه بنام خرمشهر به یک بندر ساحلی و گمرکی و مبدأ راه آهن جاده جنوبی تبدیل شده و خط راه آهن سراسری رابه درون نواحی ایران وصل مینماید و یا بندر عسلویه دارای پالایشگاه گردیده است و یا قصبه جاسک به فرودگاه نظامی مجهز گردیده است و یا آبادی درگاهان قشم به شهر تجاری بزرگ قشم کنونی تبدیل گردیده و یا بندر تیس گذشته در ساحل بلوچستان به بندر کنارک جدید تبدیل گردیده است و یا جزیره قیس به جزیره تجاری کیش معاصر تبدیل شده است .
و این نوع مکانیزم سیاسی تجارت داخلی یا جوامع دیگر جهان، امروزه به مدت 400 سال است که در حوزه های حیات شهری این ساحل طولانی ایران فعال شده است ویا تجارت خارجی، بعنوان یک عامل خارجی و منشاء پیدایش اسکله ها و یا تاسیسات پالایشگاهی آن شده است و یا باعث استخراج نفت و یا حمل و نقل گندم و یا کالا و سیمان و آهن از این شهرها شده است و یا باعث کناره گیری قایق های مدرن ویا ناوهای مدرن تجاری و در سواحل آن شده و جایگزین زورق های چوبی ویا بغله ها ی قدیمی درسواحل گذشته آن شده است و لذا میلیون ها شغل جدید ودر رابطه با حمل و نقل جدید شهری و یا دریایی در آن ناحیه شکل گرفته است و یا مشاغل مربوط به استخراج نفت و یا مربوط به اسکله سازی و یا حمل و نقل و یا انبار کردن درسواحل مزبور به وجود آمده است و جزء اشتغال بندری این سواحل طولانی ایران شده است که اساس معیشت و یا اقتصاد چند میلیون سکنه این استان های ساحلی طولانی را تشکیل می دهد و لذا در گذشته ایران، فاکتورهای توسعه منطقه ای ویا شهری آن یک نوع مکانیزم "توسعه برون زای خارجی" بود ولی از حدود 45 سال به این طرفتر، توسعه شهری و یا روستایی این نوع مناطق ایران، یک نوع "توسعه درون زای داخلی و بومی" شده است که البته بانارسائی های خاص برنامه ریزی هم همراه می باشد. و این نوع" تحول توسعه برون زا" به "توسعه درون زا" در سواحل چهار استان ساحلی ایران و از سال 1350 شمسی به بعد اتفاق افتاد که به دلیل عواقب ضربه خوردن اقتصادی بریتانیا در جنگ جهانی دوم بود که شهرهایش توسط آلمانی ها، اغلب بمباران شد ویا بعد از جنگ مزبور همه مستعمراتش سر به شورش برداشتند و با به راه انداختن نهضت های ملی شدن نفت و یا نهضت ملی شدن کانال سوثر و غیره ،در هند یا در ایران و یادر مصر و سودان و اندونزی وغناو غیره، خواهان آن شدند که نیروهای انگلیسی از حوزه خلیج فارس وخاورمیانه خارج شوند و یا تقاضای دولت های خاصی را داشتند که با منافع مستمراتی بریتانیا آشتی نکند . و در نتیجه این نوع پروسه های سیاسی -اجتماعی بود که در 10 آذر ماه 1350شمسی (یعنی در سال 1971 میلادی) عملا بریتانیا تصمیم گرفت که نیروهای نظامی خود را از خلیج فارس خارج بکند. و بعدا هم در دهم دی ماه همان سال هم ،عملا تسلط رسمی بریتانیا بر حوزه خلیج فارس به پایان رسید. ولی تنها یک روز قبل از خروج نیروهایش از حوزه خلیج فارس (یعنی در روز 9 آذر 1350) نیروهای نظامی ایران توانستند که ازموقعیت مناسب مزبور استفاده لازم راکرده و دوباره جزایر تنب بزرگ و کوچک ویا ابوموسی را که از قدیم انگلیسی ها از ایرانیان سلب مالکیت کرده بودند و دائماً هم دولت ایران برسر آنها با انگلیسی ها در مناقشه دائمی بودند.، تسخیر نظامی دوباره و در دولت پهلوی بکنند و یا این چند جزیره ایران را به بقیه بنادر و جزایر ایرانی خود برگردانند .
و این در حالی بود که انگلستان بعد از اعتصاب کارگران ایرانی در شرکت نفت بندر آبادان یا در جریان نهضت ملی شدن نفت ایرانیان، احساس می کرد ندکه مجبور به خارج کردن نیروهای انگلیسی خود از این شهر خواهند شد که عناوین انگلیسی" محله بریم" و یا" محله با وارده" را بر محلات این شهرآبادان گذاشته بودند . و نیز احساس می کردند که دیگر نمی توانند نظیر ایام سابق با مردم ایران و یا با رسانه های ایرانی برخورد بکنند و لذا ناچار به دگرگونی روند استعمار نظامی – سیاسی گذشته شهرهای ساحلی خلیج فارس هستند و به همین هم در سال 1335 شمسی، تصمیم به بستن" قراردادهای جدید تجاری" و بجای" قراردادهای تجاری سابق" با ایران گرفتند . و یکی از آن پیمان ها هم بستن" قرارداد دریانوردی میان ایران و انگلیس "و در سال 1335 شمسی بود و دو سال بعد از این تاریخ هم، قرارداد تجاری مزبور را کامل تر کردند و با نام، "قرارداد جدیدتر، اقامت و دریانوردی و بازرگانی" میان ایران و انگلستان و در 20 اسفندماه 1337 بود که تبدیل نمودند و سپس در سال 1339 شمسی هم سعی کردند که اداره نظامی حوزه خلیج فارس را توسط نیروهای انگلیسی را. رها کرده و با انتقال فرهنگ معلومات نقشه برداری نظامی خود را از حوزه های خلیج فارس به پرسنل نظامی "اداره جغرافیایی ارتش ایران" این بار وظائف نظامی خود را انتقال فرهنگی داده و لذا روش های نقشه برداری نظامی خود را از خلیج فارس ویا تنگه هرمزرا که در آن مورد دو قرن تمام ،تخصص کامل یافته بودند و یا اسناد تاریخی آن را بوجودآورده بودند و این بار در طی یک عملیات نقشه برداری نظامی، از حوزه تنگه هرمزو بوسیله کشتی انگلیسی دالر یمپل ترتیبی بدهند که برخی از درجه داران نظامی ایران دوره پهلوی ،به یادگیری این نوع فنون نقشه برداری نظامی از تنگه مزبور نایل بیایند ویا همانطوری که قبلا سعی کرده بودند که به رزم آرا که فارغ التحصیل دانشکده های نظامی انگلستان بود و در تدوین کتاب های مختلف جغرافیای نظامی ایران ودر" اداره جغرافیائی ارتش" کمک های فکری لازم را بکنند . و یا سازه های نظامی دریایی ویا پل های نظامی و غیره که در دوره قاجاریه ودر تسخیر عراق و رود فرات و دجله و اروندرود و رود ویا رودکارون ، آن فنون دریائی راآموخته بودند ، در ساحل سازی دریائی خلیج ، به ایرانیان انتقال علمی بدهند و مثلا غیر از ساخت پل بر روی رود خانه پر آب فرات ودجله درجنگ اول جهانی و جهت تسخیر بغداد، در سال 1320شمسی نیز با ساخت. یک پل مهم رودخانه ای در ناحیه عمیق اروند رود از آن رود خروشان گذشته و به درون خاک ایران وارد شده بود . که کتاب" ایران در اشتغال متفقین "به این سازه آبی آنها در این دوره تاریخی اشاره دارد و این نوع معلومات نظامی را در طی قرداد دریانوردی – بازر گانی جدید 1337 مجبور به انتقال فرهنگی شدند تا بر پایه این نوع معلومات بومی مزبور، ایرانیان روش های حفظ و نگهداری حوزه خلیج فارس و یا تنگه استراتژیک آن را بتوانند حفظ بکنند. و بعلاوه در سال 1343هم به صلاح اقتصادی خود دانستند که "نیروهای متخصص بومی ایران "را بجای" کارکنان خارجی پالایشگاه آبادان" جایگزین بکنند.و در سال بعد هم در دوره دولت کارگری انگلستان و سپس در دوره حزب محافظه کار انگلستان و برخلاف سیاست های دوره رضاخان عمل کردند که در آن دوره تاریخی رضاخانی علاقه نداشتند که ایرانیان در خلیج فارس،" نیروی دریائی مهمی "داشته باشند و به همین دلیل هم محتویات "کتاب رضاشاه و بریتانیا "به این نوع سیاست ورزی و عدم علاقه انگلیسی ها به عدم فروش ناوهای دریایی مجهز، به ایرانیان عصر رضاشاهی اشاره کرده است . و یا در کتب دیگرتاریخی اشاره می کنند که چگونه در دوره مظفرالدین شاه و غیره ناکارمدترین وغیر مجهزین ناوها نظیر کشتی مظفری و. پرسپولیس و غیره را به قاجاریه در خلیج فارس فروختند . ولی این بار در سال 1345 شمسی تصمیم گرفتند که امروزه که مجبور به ترک نیروهای خود ازحوزه دریای خلیج فارس هستند .پس برای بهم نخوردن دوباره امنیت دریائی مزبور، لااقل این بار نخست ناو شکن مهم ومجهز بنام" ناو آرتمیس" را در سال 1345 شمسی به ایرانیان بفروشند که چونکه ایرانیان بزرگترین ساحل را در خلیج فارس و دریای عمان داشتند که با آن نوع ناو مجهز، قادر به حفظ امنیت تجاری- نفتی این حوزه خلیج فارس بگردند . و 20 روز بعد هم قرارداد فروش" چهار ناوشکن دیگر" را با نظامیان ایرانیان دوره پهلوی بستند و یا مجبور شدند که در مرداد ماه 1347،" ناوسام "را که در بندر ساتمپتون انگلیس ساخته شده بود، تحویل نیروهای نظامی ایران و در دولت پهلوی بدهند . و یا در سال 1348هم" ناو ایرانی فرامرز" را به ایرانیان بفروشند . و بعلاوه به ایرانیان توصیه کردند که در سال 1354" مکانیزم حفظ امنیت در حوزه خلیج فارس" بستگی به سیاست واقع بینانه ایرانیان دارد که چگونه بتوانند تعادل استراتژیک سیاسی را در خاورمیانه برقرار بکنند که در تعادل پایدار با عراق و عربستان و کویت باشند و بعلاوه مجبور شدند که از روش های نظامی سابق خود در خلیج فارس عدول سیاسی کرده و در طی یک قرارداد اقتصادی – نظامی جدید امکان تشکیل ناوگان مشترک نفتی با ایرانیان را در وزارت نفت بوجود آورند . و بر اثر این تغییر رویه های سیاسی - تکنولوژیکی پیاپی بود که ایرانیان آمادگی پیدا می کردند که بجای نیروهای انگلیسی کمپانی هند شرقی در حوزه خلیج فارس، خودشان مدیریت منابع طبیعی خودشان بدست بگیرند وی با شغل بومی خود مسئولیت اداره محل وشهر های ساحلی منطقه مزبور را بدست بگیرند و لذا از این تایخ به بعد بود که مسئولیت ""توسعه بیرون زای تجاری ُساحل شمالی حوزه خلیج فارس و یا دریای عمان از کنترل نیروهای خارجی بیرون آمد و بصورت یک" توسعه منطقه ای درون زا" در اختیار تعقل درونی و اندیشه عقلانی- فرهنگی نیروهای بومی و یا متخصص ایرانی قرار گرفت که چگونه با تدابیر عقلانی و بهینه خود حیات شهری و یا حیات اقتصادی مجدد این منطقه برقرار کرده ویا در بندرگاه ها و گذرگاه ها و تنگه ها و سواحل و در داخل راس ها و یا دماغه ها و جز و مد و موج ها ی خلیج فارس و با ساخت" سازه های دریایی مناسب" و یا باایجاد" نظام شهرنشینی مناسب بندری" و تکنولوژی دریائی جدید در منطقه مزبوربرقرار بکنند . ولی این نوع "توسعه منطقه ای درون زای بومی ایرانی" به آموزش های عقلانی بومی نیز نیاز داشت که بتوانند به شناخت های دقیق و علمی جغرافیای جدید منطقه بپردازند و یا" ژتواستراتژی جدید "آن ناحیه را درک علمی لازم کرده و یا" ژئو اقتصادی حیات شهری" آن را درک فرهنگی وتوام با سرمایه گذارانه بکنند که هنوز نیروهای محلی این منطقه تحصیلات مناسبی برای این کار نداشتند که بتوانند به آن نوع "پتانسیل های فرهنگی منطقه مزبور" مجهز بگردند و یا دانشگاه های مهمی در منطقه نداشتند که با سرفصل های درسی و آموزشی مناسب خود، حیات شهری جدید منطقه را درک علمی کرده و یامشاغل ملی جدید مورد نیاز منطقه را به ساحل نشینان شمالی ساحا خلیج بیاموزانند ولی باز به دلیل سابقه فرهنگی ایرانیان ،بهتر از سایر اقوام بودند که در حوزه ی آن سوی خلیج فارس زندگی طولانی داشتند ولی هنوز روند تشکیلات یابی استانداری ها در برخی از این نوع مناطق جدیدتر می باشد و یا پرسنل سازمان برنامه و بودجه هم در استان های چهارگانه مزبور" پختگی های برنامه ریزی لازم" را نداشتند و یا آموزش های مفیدی ندیده بودند و یا تجربه ی اداری – تشکیلاتی فرمانداران و یا بخشداران ویا نمایندگان مجلس نیز از مردم بومی منطقه ،هم طوری نبود که بتوانند نیازمندی های واقعی و یا جدید مردم منطقه را برآورد کرده و یا تعقیب اداری بکنند و یا به دلیل ضعف آموزشی و ضعف دیدگاه های جغرافیای و یا تاریخی خود ضعیف بودند و یا به دلیل فقدان آموزش های برنامه ریزی شهری و منطقه ای خود ، قدمهای مناسب بر نداشته و یا ضعف معلومات اداری داشتند ویا، آنقدر پخته تر نبودند تا بلکه بتوانند بعد از خروج نیروهای خارجی از منطقه بهینه عمل کرده عمل کرده و یا بعد از خروج اعضای کمپانی هند شرقی از خلیج فارس هم بتوانند فورا و یا بدون صدمه رسانی، تنها" مدیریت بومی درونی "خود را در ساماندهی شهرها و روستاهای منطقه به وجود آورند و یا به" بوته ی اجرائیات موفق" برسا نند و یا باعث نارضایتی سکنه اش نگردند و لذا در طی این 45 سال اخیر ،ت"وسعه منطقه ی شهرها و بنادر خلیج فارس" یک نوع«"مدیریت بومی نیمه درون زا"بود» که ممکن است در آینده هم، کمبودهای فکری و یا علمی آن پدیده برطرف شده و یا بهبود بیشتری بیابد .
و هر چند در این 45 سال اخیر امکانات تاسیسات شهری این بندرها افزایش یافته است و یا مجموعه های ساخت و سازهای شهری ویا تاسیسات شهری آن افزایش یافته است و یا به دهها برابر رشد فیزیکی و رشد ساختمانی" شهرهای دوران پهلوی "سابق خلیج فارس رسیده است ولی هنوز" توسعه ی بومی آن" نارساست . و یا با یک دیدگاه جامعه نگرانه و پختگی لازم توام نیست که مکانیسم" توسعه پایدار منطقه ای" را فراهم بیاورد . ولذا یک نوع توسعه یکجانبه و یا توام با نابسامانی های عمیق ونا هماهنگی بین اجزا و عناصر می باشد و یا دچار ناهماهنگی اجزا و عناصر حیات شهرهای مختلف ساحلی است و یا ناهماهنگی کامل با یکدیگر در نظام نیازها و خدمات دهی به آن نیاز هادارد . که نظیر عقربه های ساعت منظم نمی چرخد و بلکه ناهمسازی های شهری و یا منطقه ای داشته و یا خلل برنامه ریزی آن زیاد است .
برچسب: شهرهای بندری خلیج فارس,
نویسنده: میلاد احمدپور