نقد برنامه ریزی منطقه ای و اشتغال زائی برای برنامه ششمایران
از : دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس شهری
از عمر برنامه ریزی منطقه ای ایران، حدود 60-70 سال می گذرد و در طی این مدت، چندین برنامه قبل از وقوع انقلاب ویا شش برنامه هم بعد از وقوع انقلاب ایران تحقق یافته است، و به عبارت دیگر ، روند صنعتی شدن ایرانیان از مجرای اجرای این چندین برنامه ریزی منطقه ای گذشته است و.یا در هر مرحله از برنامه ریزی توسعه هم یک رشته از مشاغل سنتی مربوط به عصر فئودالیته -دامداری شهرها و یا روستاهای ایرانی تغییر یافته است و سپس بدنبالش مشاغل صنعتی ویا ابزارهای نوین و یا نهادهای جدید ویا ادارات مربوط به عصر صنعتی در شهرها و روستاهای ایرانی، جایگزین آنها شده است . و به عبارت دیگر" برنامه ریزی" یک نوع سازگاری سازمانی انواع مقاطع طولانی صنعتی شدن مشاغل یک جامعه با یکدیگر است که در هر مرحله بندی از" زمان بندی صنعتی خاص "خود آن هم" مرحله بندی های صنعتی بعدی" هم به تدریج به همدیگروصل شده و در یک روند جامعه قرار می گیرد زیرا به دلیل محدود بودن سرمایه گذاری ها در هر مرحله اجتماعی، همگی" توسعه یک جامعه" به یکباره اتفاق نمی افتد. ویا چونکه در مرحله بندی از سرمایه گذاری های اجتماعی هم، انواع محدودیت های پتانسیل جغرافیائی و یاپتانسیل محدودیت تخصص فردی و یا محدودیتهای پتانسیل مدیریتی استانها و یا محدودیت پتانسیل درآمدی و مالی یک جامعه وجود دارد .و لذا درهر مرحله از توسعه آن جامعه هم در یک زمان بندی خاص باید اتفاق بیافتد که بعد از انقلاب ایران هم بعنوان "برنامه های اول تا ششم توسعه" نامیده می شوند . و در هر مرحله بندی هم ،یک از رشته سرمایه گذاریها ی خاص برای برخی شهرها تحقق مییابد که در اموربهداشتی، نظیر تاسیس بیمارستان هاست و یا درمانگاه ها و یا آزمایشگاه های کلینکی ویا روند تربیت پزشک و یا پرستار برای آن شهرهای مختلف ایران است و یا سرمایه گذاری های مدرسه سازی و یا هنرستان و یا دانشگاه سازی برای تربیت پرسنل آن جامعه است و یا تاسیس کارخانه ویا کارگاه و یا تجارتخانه است و یا سرمایه گذاریهای مسکونی جهت شهرک سازیهای هر شهر است و یا مجتمع های ساختمانی برای اسکان پرسنل متخصص ویا نیروهای تربیت شده آن شهرها می باشد و یا روند سرمایه گذاریهای صنعتی در تاسیس کارگاه ها و صنایع و شهرک های صنعتی حومه آنها ست و یا سرمایه گذاری های کشاورزی و روند توسعه باغات و یا مزرعه ها و یا میزان کود و سم و مرغداریها و دامداریها ویا تاسیسات آبیاری وغیره است و یا سرمایه گذاری های آبرسانی و برق رسانی به شهرها و روستاها ویا تلفن ثابت ویا سیار و دکل های آنها و تاسیسات آنها است و یا سرمایه گذاری های ارتباطات جاده ای و ترانزیت روستائی و یا شهری و یا راه آهن و راه دریائی وتوسعه خیابانها ومیدانها و معابروتاسیسات شهری است و یا توسعه امور ورزشی وتفریحی وپارکها واوقات فراغت سالم و غیره است . که بر اساس یک «مدل اجتماعی تئوریکی» در آن کشور اتفاق می افتد ویا بر اثر این نوع" تدابیر برنامه ریزی"تحقق می یابدولذا به اشتغال یابی های جدید آن جامعه منجر میشود . و یا به رفاه آفرینی های جدید جامعه توجه میشود و بعلاوه برای تنظیم این نوع" سرمایه گذاری های صنعتی" ویا کشاورزی و مسکونی و آموزشی و ترانزیتی و تفریحاتی هر مکان جغرافیائی آن جامعه هم یک رشته از" دستورالعمل های برنامه ریزی" لازم است،و یا یک رشته از" اهداف گذاری اولیه و ثانویه" برای توسعه آنها لازم است و یا نیاز به یک رشته ازجمع آوری اطلاعات اقتصادی ویاامکانات قبلی است ویا نیازمندی های ضروری بعدی را دارد که چگونگی روندپروژه ها ویا زمان بندی آنها و یا نحوه وصول اجرائی عاقلانه آن نوع از سرمایه گذاری ها در هر مکان فراهم بیاورد و یا" محدودیت ها" ویا "ناکارآمدی های احتمالی" آن نوع برنامه ریزی ها را پیش بینی بکند . و به این نوع از تدابیر علمی هم" برنامه ریزی منطقه ای و استانی "میگویند که می تواند مشاغل یک جامعه را نوسازی کرده و یا اشتغال زائی جدیددر آن جامعه بوجود آورد ولذا این نوع از رشته "تدابیر برنامه ریزی" هم در جامعه ایران از سال 1327 شمسی الی 1395 شمسی اتفاق افتاده است که به آن "برنامه ریزی پنج ساله توسعه" می گویند و در هر برنامه توسعه هم ،گروهی از ایرانیان" فعالیت. جمعی سازمان یا فته و یا "توام با تدابیر" برای پیاده کردن آن نوع برنامه ریزی های صنعتی با یکدیگر مجبو به سازمان یافتگی هستند و یا روش های همکاری علمی با یکدیگر را یاد می گیرند ویا برای تحقق.آن برنامه ها مجبور به همکاری با یکدیگر می باشند ویا مجبورند که "نقطه ضعف معلومات" ویا "نقطه ضعف اجرائیات قبلی" خود رابا یکدیگربرطرف بکنند تا" دستورالعمل های استاندارد آن برنامه ریزی " تحقق یابد ویا نظیر بازی دسته جمعی 11 نفر فوتبالیست ، بخاطر نقطه ضعف بعضی ها قافیه" بازی توسعه" را نبازند که این گروه دسته جمعی هم شامل طر اح برنامه و یامجری برنامه ویانقد کننده برنامه وقانونگذاار وحسابدار وپشتیبان مالی برنامه و یااستفاده کننده وغیره است
وهر چند برنامه ریزی های مختلف توسعه ، در ادوار گذشته ایران، نقاط ضعف و یا قوت فراوانی داشته است ولی تابحال سعی نشده است که این" مرحله بندی های فعالیت گروهی" برنامه ریزان نقدبشود و یا اهدافگذاری برنامه ریزی آنها به نقد کشیده شود و یا بعد از پیاده کردن همان برنامه های چهارم و یا پنجم توسعه" هم معایب و یا نقایص فنی" ویا اقتصادی آنها و یا "تدوین علمی آنها "مورد نقد و بررسیهای مطبوعاتی و یا رسانه ای و اجتماعی عالمانه بشود . تا فرضا بر اثر" روشنگریهای اجتماعی مزبور"عیوب همان برنامه ریزیهای پنجم درروند" برنامه ریزی ششم ایران" دیگر بوجود نیاید . و بعلاوه در هر مرحله از برنامه ریزی ها هم" میزان اشتغال زائی" آن برنامه ریزی توسعه نسبت به" برنامه ریزی سابق ترش "میزان بیشتری از اشتغال زائی را بوجود آوردو در عین حال" معایب آن پروژه ها هم برطرف بشود .
آری این نوع برنامه ریزی های اجتماعی ، نظیر هر نوع ازهمکاری های نظامی یک جامعه با یکدیگرعمل می کند و یا نظیر هر نوع" همکاری مسابقات ورزشی "یک جامعه با یکدیگر عمل می کند که مقداری از تخصص های علمی ویااجرائی وقانونگذارانه انواع استان ها در یک «پروسه اجتماعی نزدیک» انواع همکاری های فکری ویافنی واجرائی با یکدیگر راکرده و یا در دگرگونی" سبقت جوئی های مدل اشتغال موفق" جامعه از همدیگر گوی سبقت بربایند و لذا "پروسه های اجتماعی برنامه ریزی" هم نیاز به همکاریهای علمی آگاهانه همان بخش های مهم اقشار آگاه و یافرهنگی ومسئول یک جامعه دارد و یا تحت عنوان جمع آوری یک رشته از اطلاعات علمی یا اقتصادی از استان هابه" تجزیه و تحلیل مشاغل موجود" آن جامعه پرداخته و ویا به درک کمبود های همان استان ها پرداخته و ویا به درک نیازمندیهای آتی آن جامعه و یا اولویت های سرمایه گذاری آن جامعه و یااستان پرداخته شود و سپس اطلاعات مزبور را آمایش عقلانی و یا "آمایش سازماندهی علمی "کرده و یا داده های فنی و علمی و آماری آن را" نقد تئوریزه "نموده و سپس به" مرحله اجرائیات" بگذارند و همانطوریکه برگزاری یک مسابقه ورزشی هم "انواع تدابیر جمعی" و یا "گردهم آئی های جمعی" لازم دارد و یا "تجزیه و تحلیل حرکات جمعی" و یانقد رسانه ای آنرا لازم دارد بهمین دلیل"هم تدابیر شهرک سازی صنعتی" و یا مدرسه سازی و یا بیمارستان سازی و یا شهرک مسکونی سازی هر جامعه هم به یک رشته از تدابیر علمی و یا فنی و جمع آوری اطلاعات ضروری از استان ها نیاز دارد و بدون آن نوع از اطلاعات دقیق هم برنامه ریزی اشتغال زایی برای سکنه آن جامعه ممکن نیست ولی روند سنتی آمارگیریهای رایج جامعه این هدف را تعقیب نمیکند ولذا تکرار یک ژست بی هدف از دوران پهلوی است و بعلاوه بدون تفکر عمیق در مورد آن نوع از سرمایه گذاری ها ،امکان اشتغال زائی ها وشغل دهی های جدید ویا برای خدمات دهی بهینه یک جامعه ممکن نیست و یا امکان بهبود ویا افزایش "کیفیت همان برنامه ریزی ها" وجود ندارد و به همین دلیل است که معمولا تئوریسن های برنامه ریزی هر جامعه، " انواع برنامه ریزی هاِ هر جامعه" را به" سه دسته برنامه ریزی "بلندمدت 15 الی 20 ساله و یا به" برنامه ریزی میان مدت" 5 ساله و یاّبه" برنامه ریزی کوتاه مدت "یکساله، تقسیم کرده اند . تا افکار عمومی همان جامعه هم پیشاپیش در جریان عیوب ویا فواید همان برنامه ریزی های بلند مدت ویا میان مدت همان جامعه قرار بگیرند .و با آگاهیهای کامل رااز برنامه ریزی های آتی داشته باشند، تا با فراغ بال به تحصیل خود پرداخته و یا طالبان اشتغال زایی هم در یک رشته حرفه ای ، عاقبت حرفه خود را دانسته و یا وضعیت رفاه آتی خود را در آن"چشم انداز برنامه ریزی های 5 ساله" ببینند و یا در چشم انداز برنامه 20 ساله آتی به خوبی بدانند و یا از رسانه ها و مطبوعات تحقق آنها را بخواهند ولی متاسفانه تفکرات غلطی امروزه از تعریف برنامه ریزی های بلند مدت در ایران به مسئولان داده اند که فقط باید به مسئولان عرضه بشود ودیگر کسی هم در جریان آن قرار نگیرد.
و بعلاوه هر" برنامه ریزی اقتصادی "یک جامعه هم به "پنج طبقه بندی مکانی برنامه ریزی" تقسیم می شود که فرضاً بعنوان مثال در استان زنجان حدودا 2103 روستا وجود دارد و لذا در" برنامه ریزی های کوتاه مدت" و یا "بلند مدت" هم باید نخست وضعیت برنامه ریزی این دو هزار و صد روستای زنجان از نظر" توسعه آتی روستائی اش"و در روند آن نوع برنامه ها مشخص بشود ویا چشم انداز روشن داشته باشد که به چه وضعیتی دچار خواهند شد؟ که آن را "برنامه ریزی روستایی ودرهمان برنامه ریزی 5 ساله" می نامند و یا در" چشم انداز برنامه 20 ساله" می خوانند و دومی" برنامه ریزی منطقه ای و شهری " است کهبرای 16 شهر این استان محسوب میگردد وچونکه شهرهای مزبور از نظر "نیازمندی هاو یا تنوع نیازمندی ها" با" نیازهای مکانی" آن دو هزار واندی روستا یش فرق دارند و لذا آن نوع را "برنامه ریزی شهری "در برنامه ریزی پنجم و یا ششم توسعه استان زنجان می خوانند و بعلاوه در همین استان هم این نوع دوهزار و اندی روستا و با 17 شهر آن استان وجود دارد که در طبقه بندی مکانی سوم هم این بار در "هفت نوع منطقه بندی جدید "وبنام شهرستان های همان استان "تفکیک تشکیلاتی" می شوند که هر کدام از این 7 شهرستان هم دارای تعدادی شهر ویاروستا هستند که همبسته بایکدیگر بوده و بصورت روستاهای اقماری هر شهر ویا مرکزیت استان وشهر اقماری آنهابوده و چونکه سلسله مراتب اداری قبلی یافته اند ولذا برنامه ریزی خاصی هم نیاز دارند که آنرا" برنامه ریزی ناحیه ای "در همان برنامه ششم توسعه می خوانند وچهارمی هم برنامه ریزی استانی ا ست وسپس درتلفیق نهائی هم ویا در کمیسیون های تلفیق مجلس و دولت هم" برنامه ریزی برای استان زنجاندرکل کشوراست که خود آن هم مساحتی حدود 22164 کیلو متراز کل کشور را دارد ویا درصدخاصی از جمعیت کل کشور را دارد ولذا باید در درون یک" برنامه ریزی جامع کشوری" هم نگریسته شود و یا در درون برنامه ریزی کشوری و" برنامه ریزی ملی" دیده شود و آن را برنامه ریزی ملی می گویند که کارکردهای خاص استان زنجان رادر محدوده همان برنامه ریزی های استانی وبه تنهائی ندیده وبلکه به نقشی که فرضاً جمعیت این استان زنجان و یا جغرافیای خاص آن استان در کشور دارد و یا دانشگاه ها ویا شهرک صنعتی آن استان و باید برای کل استان های دیگرایران(31 استان دیگر) مبایست انجام بدهد را تعیین تکلیف ملی بکنند. و این نوع تلفیق ملی برنامه ریزی ها برای 31 استان مختلف را" برنامه ریزی ملی ، صنعتی و یا اقتصادی در برنامه ریزی عمومی ششم توسعه" می گویند .
و بعلاوه چونکه تحقق انواع سرمایه گذاری های آموزشی و یا بهداشتی و یا ترانزیتی و به میزان سرانه جمعیت همان استان هاست و یاسرانه جمعیت شهرها و منطقه و یا کل کشور اتفاق می افتد و لذا برای تحقق یابی عملیاتی هرنوع توسعه هم به فضا بندیهای مکانی وتوسعه ای خاص استانی و یا شهری نیاز دارد ولذا آن نوع را "برنامه ریزی توسعه فضائی" می گویند که جمع آوری داده ها ویا اطلاعات فنی قبل از اجرائیات عملی آن فضاها به یک نوع آزمون و یا آمایش و یا راهنمایی فنی پیدایش آن فضا ها و یا به علل وجودی آن فضا های مکانی نیازدارد ویا به آمار علمی آن ها و یا به تجزیه و تحلیل نقادانه آن فضا های آمایشی احتیاج دارد تا تحولات آتی آن نوع برنامه ریزی ها واقع بینانه درک بشودو یا معایب آنها را قبل از اجرا یش به خوبی پیش بینی کرده و یا "پارامترهای اشتغال زائی" ویا "پارامترهای هزینه زائی آنها" را در نظر بگیرند. و در صورت پذیرش آن هدفگذاریهای اشتغال زایی اش ، میزان خاصی به سرمایه گذاری آگاهانه همان استان داده شود و در غیر این صورت از تلف کردن آن سرمایه گذاری بی هدف ویاکم ثمر باید صرف نظر بشود و بعلاوه در آمایش سرزمینی داده های برنامه ریزی مزبور بابد . عیوب" عدم تعادل فضائی" بین استان ها دیده شود و یا" عدم تعادل بین شهرها و روستاها" را در یک استان در نظر بگیرند و یا میزان جذب افراد بیکار ویا بعد از آن نوع سرمایه گذاریها را ملاحظه دقیق بنمایند و یا آنها را" شاخص گذاری توسعه ای" کرده تا "عدم تعادل آفرینیهای فضایی "آن نوع پروزه ها،کنترل برنامه ریزی بشوند و یا میزان خدمات دهی آن نوع سرمایه گذاریها به استان های مختلف را در یک استان خاص ویا امکان جابجایی مکانی بهینه آنرا بسنجند . و یا میزان خدمات دهی آن نوع سرمایه گذاریها را به سطوح مختلف نواحی و دردرون همان استان رابسنجد و یا میزان کارکرد بهداشتی آن نوع بیمارستان و یا درمانگاه را در جذب بیماران خاص همان حوزه های روستایی اطراف آن شهر را بسنجد ویا آن پدیده رادر شبکه حمل و نقل استانی بسنجند و یا میزان خدمات دهی فنی و یا علمی آن دانشگاه صنعتی را در استان های مختلف بسنجند و ...و بعلاوه پتانسیل های جغرافیائی آن نوع سرمایه گذاری را برای اختصاص داده شدن آن سرمایه ها به استانها و یابه شهرهای خاص را بسنجند که احیاناً عدالت سرمایه گذاری برای کل استان ها بوجود آورده و یا درکل کشورا برگزار بکند ... این نوع مزیت نسبی و یا مزیت جغرافیایی برای آن نوع سرمایه گذاری بهداشتی ویا کشاورزی و یا صنعتی نحوه عادلانه کردن سرمایه گذاریهاست و لذا توسعه فضائی عادلانه برنامه ریزی ها باید به "کارکردهای تخصصی یک منطقه" توجه بکند که چه نوع نقش هایی را می تواند برای تعادل بخشی به سایر منطقه های ایران بدهد ؟. و یا در چه شکل رفع نیازها بوجود می آورد؟ ویا برای سایر شهرها و استان ها جگونه عمل خواهد نمود ؟ و از این نظر می توان 31 استان کنونی ایران را از نظر پتانسیل جغرافیایی و یا"پتانسیل توسعه تاریخی" به انواع کارکردهای اقتصادی مختلف آن تقسیم بندی نمود و مثلا سه استان هرمزگان و یا بوشهر ویا سیستان را بدلیل واقع بودن در ساحل طولانی دریای خلیج فارس ویا دریای عمان که، پتانسیل های جغرافیای خاص دریایی دارند ولذا دارای انواع بندرها ویا اسکله ها وجهت ورود کالا به دورن کشورهستند که سایر استان های ایران ،فاقد این نوع مزیت نسبی جغرافیایی می باشند . و لذا در سرمایه گذاری های ترانزیتی و یا توریستی و یا جاده سازی و یااسکله سازی ویا صنایع مربوط به این شاخه های فنی هم در اولویت سرمایه گذاری اول کشور قرار دارند . و یا فرضاً استان های بختیاری و لرستان و ایلام و کهگیلویه و کرمانشاه و کردستان وآذربایجان غربی بخاطر داشتن کوه های متعدد زاگرس و یا دره های سبز ویا دهات آباد (که بخش بزرگی از 66 هزار روستای ایران) را تشکیل می دهند و یا به دلیل آب و هوای نیمه مرطوب ویا ملایم خود، از نظر آمایش سرزمینی بدرد انواع سرمایه گذاری های زراعی و یا دامداری و یاپرورش صنایع وابسته به تغذیه می خورند و یا استان های گیلان و مازندران و گلستان و کرمانشاه و خوزستان به دلیل داشتن دشت های هموار ویا گرم، پتانسیلها و مزیتهای نسبی فراوانی برای سرمایه گذاری های کشاورزی و یاکشاورزی صنعتی ویا صنایع وابسته به آن ها دارند و یا "کارکرد تخصصی خاصی" به این نوع پتانسیل استانهای مزبورمی دهد و یا فرضاً استان های سمنان و یزد و کرمان و خراسان جنوبی به دلیل آنکه شهرها و روستاهایش در حاشیه کویر هستند ویا روستاهایش کم توان زراعی ویا باغی هستند . ولی در عوض انواع معادن و یا صنایع مربوط به ساختمان و گچ و آهک و کاشی و آجر و سیمان و غیره دارند و لذا پتانسیل وسیعی در سرمایه گذاری صنایع ساختمانی دارند و یا استان های البرز و قزوین وهمدان ومرکزی و زنجان واصفهان و آذربایجان شرقی به دلیل قرار گرفتن در نواحی مرکزی ایران و یا در کناره های دسترسی به تمام جاده های اصلی و به انواع استان های کشور، پتانسیل زیادی در صنایع سرمایه ای ویا واسطه ای دارند و یا امنیت سرمایه گذاری صنعتی آنها هم از نظر دوری از مرزها بایدمهم باشد و لذا ازنظر تخصیص آمایش سرزمینی، بدرد برنامه ریزیهای سرمایه گذاری صنایع مهم می خورند ویا باید نیروهای بومی آنها ،برای تحقق یِافتن این نوع هدف گذاری ها ، تربیت ها ی لازم شده و یا آماده سازی خاص ببشوند و یا فقط از نیروهای بومی متخصص سایر استان ها به استان ها ی مزبور جذب شده وتنها قشر کوچکی از مهاجرتها راتشکیل داد ه و درعوض باید در خدمات دهی های لازم به "کارکرد های خاص" آن استان ها استفاده فنی لازم بشوند . و این نوع «برنامه ریزی کارکردی» هم باید در" اولویت برنامه ریزی های" کشوری قراربگیرد و یا "منطقه بندیهای خاص برنامه ریزی" را تشکیل بدهد ویا توجیهات فنی و علمی و عقلانی برنامه ریزی برای این نوع سرمایه گذاری های خاص بوجود آورد و یا نقاط سوق الجشی کشور رااز نظر تراکم جمعیت و یا تراکم کارکرد خاص و یا تراکم پتانسیل های مکانها تکمیل بکند و یا نقاط بحرانی آن رادر دوری از مرزهای کشوربوجود آورد که در برابر صدمات ناشی از مرزها مصون بمانند و لذا" کارکرد برنامه ریزی تخصصی "هر استان هم اساس برنامه نویسی فضائی همان استان است و بعلاوه یک نوع "برنامه ریزی سلسله مراتبی مکانها "نیز برای هر استان نیاز است که نظام فرماندهی ویا اطاعت صنعتی را در آن استان ها بهم نزند و لذا مرکز هر استان، به دلیل دارا بودن انواع ادارات مختلف که در روستا وجود نداردویابدلیل دارابودن انواع خدمات دهی به شهرهای زیر مجموعه خود" وابستگی فضائی" دارند و یا در تفاوت شهر با روستاها قرار دارند ویا،به دلیل داشتن انواع ادارات کل ، خدمات دهی به روستاهای اطرافش در وظایف اداری آنها قرار دارد و یا هر مرکز استان هم به دلیل واقع بودن در مرکزیت خاص تقاطع های جاده کشی های همان استانها هستند و به انواع شهرها و روستاها ی خوددر سلسله مراتب برنامه ریزی مزبوردسترسی لازم رادارند و یا در نظام درون استانی ،جایگاه خاص برنامه ریزی درون استانی دارند و لذا فرضاً سرمایه گذاری بیمارستانها و یا درمانگاه ها و غیره اگر مطرح میشود پس مرکز آن استانها ی بامساحت کوچکتر ویا شهرهای بزرگتر در استانهای بزرگتر ویا ساخت وساز در مانگاههای معمولی در قصبه ها وآبادیهابزرگتر اولویت اول وخاص به شهرهای حاشیه ای ویا اقماری میدهد و. در عوض هم باید برای رفع نیازهای منطقه ای اطرافشان نیز اقدام متقابل بکنند . و بعلاوه نوع سرمایه گذاریها در آن نوع مرکز استانی هم باید طوری انجام بگیرد که جمعیت اضافی اطرافش راو در نواحی حومه خودبهم نزند ویا اطرافشرا، بخود وبا آن روند سرمایه گذاریها جذب نکند و یاوهدف فقط رفع نیازها باشد( ونه تبعیض در اشتغال آفرینی مکانها) تا باعث ویرانی روستاها ی اطرافش نشود و لذا در برنامه ریزی "عدالت فضائی" ویا در توسعه" عدالت سلسله مراتبی مکانها" طوری بایدعمل بیشود که نوع توزیع امکانات سرمایه گذاری ها و برای هر منطقه ایران ، انواع پتانسیل های جغرافیایی و یا پتانسیل جمعیتی آن حوزه های سرمایه گذاری را چندان بهم نریزند . ویا در تنظیم "کارکردهای شهری" همان استانها به این" سیاست ها توجه شود و یا به شاخص گذاریها ی توسعه ای"توجه لازم بشود و لذا اولویت سرمایه گذاری ها هم و یاهر نوع توزیع انواع سرمایه گذاری های 31 استان ایران هم باید به نوع" تخصص یابی ویژه هر استان" توجه لازم را داشته باشد وسپس یک نوع سرمایه گذاری خاص برای آن استان تعلق بگیرد و یا در درون هر استان نیز سطوح سلسله مراتب. همان روستا و یا مرکز استان را بهم نریزد . و یا میزان اشتغال زائی بیشتر برای یک جمعیت خاص تولید نکرده و یا میزان جمعیت پذیری بیشتری برای یک مکان جغرافیائی خاص بوجود نیاورد و یا تراکم جمعیت کمتر ناحیه ای و یا میزان رشد قیمت ها و یا میزان هزینه تولید را در مکانهای مختلف بالاتر نبرد. که اینها "چند شاخص های مهم" برای یک نوع "برنامه ریزی موفق " هستندوِیاا تعیین "مکان یابی موفق " برای یک نوع سرمایه گذاری ویژه در آن استانها می باشند و فرضاً" عدالت فضائی" در مورد سرمایه گذاری مسکونی و یا بهداشتی و یا سرمایه گذاری زراعی و یا سرمایه گذاری زیست محیطی و یا سرمایه گذاری تفریحی پدیده هایی هستند که همه ایرانیان به آن نیاز دارندویا همه استان ها و دهات ایران به آنها نیاز دارند ولی نباید که بی عدالتی در آن استان های مختلف شکل بگیرد ولی تولید انواع صنایع تخصصی و یا تولید دانشگاه های تخصصی و یاتولید سطوح بالای سازمان اداری برای مکانهای مختلف طوری است که ضرورت ندارد که در همه استان ها به" یکسان سرمایه گذاری" انجام بگیرد. و یا دراولویت بندی برنامه ریزی به 31 استان مختلف ، همان مزیت نسبی به همه یکسان داده شود . و این فرمولها و یامعیار ها،در چارچوب های" اولویت گذاری برنامه ریزی ها"، تئوری عقلانی بودن برنامه ریزیها را فراهم میکند و یا" اهمیت نسبی سرمایه گذاری ها "را تبیین می کند . ولی بررسی" عیوب همان سرمایه گذاری" و یا سنجش معضلات یک نوع برنامه ریزی و یا رفع آن عیوب در برنامه ریزیهای دوره پنج ساله هم به چند شاخص اشتغال زائی بهینه ویا مکان یابی بهینه و یا سرمایه گذاری بهتر ویا به عدم رشد قیمت ها ویا به عدم تولید مهاجرتهای فراوان و یابه عدم تولید تضادهای طبقاتی نیازدارد وپدیده هایی هستند که باید در برنامه ریزی های بعدی کشور، مکمل نواقص برنامه ریزی های اقتصادی پنج ساله قبلی جامعه بشوند.
و به همین دلیل هم" برنامه ریزی منطقه ای" یک جامعه به یک نوع "نقد نظریه هاو تئوری برنامه ریزی" ویا به " نقد عملیاتی همان برنامه ریزی" نیاز دارد وبعلاوه باید وسایل علمی جمع آوری این نوع نقدهای برنامه ریزی هم فراهم بشود . تا چگونگی سازماندهی آن نوع برنامه ریزیها بهینه شود و یا میزان فواید نسبی آن نوع، برای تمامی آحادآن جامعه درک فرهنگی بگردد و یا میزان اشتغال زائی بهتر و یا میزان فایده گرائی ویا متافع کشاورزی ویا تغذیه ای ویابهزیستی یاوزیست محیطی آن پدیده ها بررسی بشود که عادلانه برای همه ایرانیان بگردد . و یا میزان بهره دهی علمی ویافنی یک دانشگاه تخصصی به آن مناطق مفید سنجیده شود . و از این راه ها ، نابرابری های عدالت فضایی در سطح انواع شهرها و روستاهای ایران کاسته خواهد شد.
و لذا تدابیر لازم در اولویت بندی سرمایه گذاری ها را باید سنجید ویا بعد از سنجش ونقد مردمی بودن آن پدیده ها هم توسط اقشار و اگاه همان استانها (نه صرفاً کارشناسان برنامه همان استانها) . به دولت ویا مجلس پیشنهاد دادشوند . و بعلاوه برای کاستن از"عدم عدالت فضائی اش "در چند شاخص ذکر شد ه. مزبور باید" سیاست های حمایتی برنامه ریزی" هم طراحی بشود و یاضمیمه آن نوع" برنامه ریزی های منطقه ای "و برای طبقات محرومش ویا طیفهای حاشیه ای اش بشود . و به همین دلیل ضروری نیست که در همه استان ها یک نوع صنعت واحد و یایک نوع رشته تحصیل واحد ویا یک نوع شهرک صنعتی واحدساخته شود . و فقط باید" فواید کارکردی آن صنعت" و یا دانشگاه ویا رشته تحصیلی به کل اهالی یک جامعه برسد و یا به روستاها و شهرهائی برسد که دارای فلان رشته فنی خاص نیستند ولی برای رفع کمبود واحتیاج خود به آن تخصص، می توانند،که به خدمات گیری آن پدیده از سایر استان ها متوسل بشوند . ولی" سیاست حمایتی ضروری" برای برنامه ریزی همه استان ها ویا سازمان برنامه های مختلف یکسان می باشد.
و فرضاً در بندرعباس ممکن است که تعدادی از افراد بومی اش، گرایشی نداشته باشند که رشته های تخصصی اسکله سازی را یاد بگیرند و لذا متخصصین مهاجر به آن استان می توانندکه این نوع عدم گرایش بومی آنها را جبران بکنند ولی در مصرف فراوردههای سرمایه گذاریهای اشتغالات صنعتی و یا در تولید صنایع دستی نباید به آنها اجحاف بشود و یا در مورد نیاز به درمان ویا دارو و یا در خدمات ددهی مسکونی نباید دچار بی عدالتی شده ویا مجبور گردند که به نقاط دیگر مهاجرت بکنند.
و بهمین دلیل فرضاً در بندرعباس اولویت اول سرمایه گذارهای مربوط به صنایع اسکله ویا جاده وتردد ویا انبارداری دارد و یادر تصفیه و انتقال نفت است که اولویت سرمایه گذاری دارد و در ثانی" صنایع صیادی" است که "اولویت دوم" رادر بر داشته و سپس اشتغال زائی در تاسیس صنایع مربوط به تجارت در پاساژ های انها می باشد که در اولویت سوم سرمایه گذاری است ویا اولویت چهارم مربوط به مشاغل خدمات دهی در امور سم و کود و تعمیر و تعویض وسائل می باشد که در شهرهای مختلف اش ، باید به سازماندهی آن امور پرداخت و آنگاه خدمات دهی توریستی برای ساکنان سایر استانهاست که مدت کمی به آن استان سفرمی کنند وبعلاوه بر اثر این نوع برنامه ریزی استانی مزبور هم نباید گرانی قیمت ها به سکنه آن استان وارد شده و یا به عدم خدمات دهی شهرهای بزرگ به کوچک و یا به عدم تامین اجتماعی و یابهداشتی سکنه آن استانها منجر بشود . ولذا جستجوی این "عیوب برنامه ریزی" هم بعنوان یک" تکنیک فنی برنامه ریزی" ضروری است و لذا اعضای دولت باید قبل از رفتن به دنبال پدیده برنامه ریزی پنجم و یا ششم نخست باید به" استانداردهای برنامه ریزی" و برای کل ایرانیان توجه بکند و در این راه هم" اصول" ویا "چارچوب ها و یا خط مشی لازم" را برای تهیه یک "دستورالعمل عادلانه برنامه ریزی و"برای همه ایرانیان بوجود آورد و از این راه" ضمانت نامه توسعه عادلانه استان ها" ویا شهرها و روستاهای کشور را به "ذمه دولتی" خود بگیرد . و نیز بستری فراهم بکند که در استان های مختلف، اقشار اگاه و دانا به نقد برنامه ریزی های غلط همان استان ها بپردازند و یا در چهارچوب علمی و کلاسیک برنامه ریزی هم عیوب همان برنامه ریزیهای سابق خود را نقد بکنند و سپس استانداردها و یا دستورالعمل های جمع آوری داده های اقتصادی را به کارشناسان پخته همان استان ها داده شود و یا جهت تنظیم لیست کارشناسانه فرستاده شود و آنگاه به دولت و مجلس عرضه بشود . تا توسعه عادلانه برای همگان ویا در کل وبرای فضاهای کشور فراهم بشود ویا برای همگان و با استانداردهای یکسان و شاخص های یکسان ، فرصتهای شغلی یکسان بوجود آید (نه امکانات دهی نایکسان)... و از این راههاست که توفیق حرفه ها و یا توفیق عدم مهاجرت های اضطراری به استان های مختلف فراهم می شود ویا عدم مزیت یابی نسبی یک استان به استان دیگر فراهم میشود . و یا تحصیل کردگان هر استان هم می توانندکه از تحصیل مفید خود فایده لازم را برده ویا علاوه از خدمت به محل بومی خود به استان های دیگرکشور نیز خدمات فنی و علمی بدهند .
و بعلاوه در تجزیه و تحلیل نواقص یک برنامه ریزی بعدی هم نسبت به برنامه ریزیهای قبلی آن، باید شاخص های سنجش برنامه ریزی را به دیگران اعلام علنی بکنند و فرضاً در تولید" شاخص های توسعه" می توان مقایسه میزان اشتغال جمعیت یک شهر را در" ابتدای آن برنامه ریزی" ملاحظه کرد و سپس باسنجش سرانه استانی همان جمعیت در انتهای همان برنامه و یابا سنجش میزان رشد اشتغال زائی اش در ابتدا ویا انتهای برنامه، بهتر به سنجش عملکردهای سرانه های مختلف بهداشتی و یا آموزشی و یا رفاهی مزبور نایل آمد و نیز یک نوع پاسخگویی مناسب به نیازمندی ها ، در همان برنامه ریزی مختلف را جستجو نمود ویا تضمین اداری به ملت داد و بعلاوه باید پرسنل سازمان برنامه استان ها را وادار بکنند که بطور دیمی پشنهادسرمایه گذاریها را نکرده و یا پیشنهادهای سرمایه گذاری دیمی به دولت و مجلس توصیه نکنند . و بلکه اولویت بندی های سرمایه گذاری استانی آنها مبتنی بر اصول علمی ویا اجتماعی عادلانه باشد و یا مفهوم" اولویت بندی علمی" را بهم نزنند و بلکه بدانندکه اولویت گذاری سرمایه گذاریها در یک چهارچوب تفکر تئوریک برنامه ریزی است که باید برای کل کشور اتفاق بیفتد ویا برای اشتغال زائی کل کشور باید معنا بیابد و لذا سرمایه گذاریها برای یک ناحیه خاص ایران و جهت ارضای چشم هم چشمی یک شهر به شهر دیگرنباشد ویا یک منطقه با منطقه دیگر نباشد که در سال های گذشته ایران این نوع چشم هم چشمی ودر طلب انواع سرمایه گذاریها، این نوع برنامه ریزی های دیمی را بوجود خواهد آورده .و یا در توجیه فنی انواع سرمایه گذاری استان ها، فلسفه وجودی نیاز داخلی در نظر بگیرند و سپس رفع نیاز خارجی به آن نوع محصول صنعتی را و یا محصول تجارتی را و یاامکانات پاساژسازی و یا تخصص دانشگاهی و یادرمانگاهی را در نظر داشته باشند تااساس هر نوع سرمایه گذاریها ی کشور یک نوع توجیه علمی ویا توجیه فنی باشد ویا توجیه اولویت مکانی سرمایه گذاریها باشد و بدون آن نوع از توجیهات فنی وعلمی ،انواع سرمایه گذاری های مختلف استانی انجام نگیرد.
برچسب: نقد برنامه ریزی استراتژیک,نقد برنامه ریزی راهبردی,نقد برنامه ریزی,نقد برنامه ریزی مشارکتی,نقد کتاب برنامه ریزی درسی,نقد رمان عشق برنامه ریزی شده,نقد کتاب اصول برنامه ریزی درسی,نقد کتاب برنامه ریزی,نقد پایان نامه برنامه ریزی شهری,نقد و بررسی برنامه ریزی درسی,
نویسنده: میلاد احمدپور