تحولات معماری وشهرسازی میدان صاحب آباد تبریز
از: دکتر محمد خالقی مقدم
تخصص: مردم شناس اقوام آسیایی
امروزه در تبریز میدان کوچکی وجود دارد که کسی فلسفه وجودی آنرا نمی داند ویا علت نامگذاری اش وبدین نام را نمی پرسد که چه کسی آنرا درست کرده است ؟ ویا در چه تاریخی درست شده است؟ ویا تاسیسات معماری جنب آن چه بوده؟ ویا احیائ دوباره "میدان بزرگ صاحب آبادتبریز" چرا مطرح نمی شود؟که اکنون بسیار کوچک شده است وقبلابسیار بزرگ بوده وحدود 700 سال قدمت دارد و یا"صاحب دیوان جوینی"که مولف کتاب جهانگشای جوینی است ودر ایامی است که تبریز پایتخت کل ایران شده بودوآنرا ساخت وجوینی نیز در آن تاریخ وزیر اعظم "آباقا آن "شده بودوبعد از مرگ هلاکوخان در تبریز طراحی و شهر سازی شده و میدان مزبور راکرده بودند وبرای تجارت اقوام آسیایی ساخته بودندودرآن میدان هم جوینی صدر اعظم پسر هلاکو، ظرفیت 30 هزار نفره درست کرده بود ویادر دوران وزارتش در"دولت عصر آباقا" آنرا ساخته بود وبا میدان چوگان وغیره که در این شهر دایر کرده بود ویاقصرها وتاسیسات جنبی آن که مهمتر از شهراصفهان بود ند ولی اکنون همگی ویران شده اند ومن به "شَنب غازان خان "در تبریز کاری ندارم که در دوره مزبور غازان خان ودر تبریز درست کرده بود ویا "خانقاه غازانیه" راکه ابن بطوطه از آن دیدار کرده است ویاساختمان تاسیسات "دیوانهای اداری متعددتبریز" را که در آن ناحیه قرار داشت وبعدا به اطراف میدان صاحب آباد آمد ومثلا "ساختمان دیوان برید"تبریز بودویا ساختمان "دیوان لشکر" ویاساختمان "دیوان طغرا نویسی ویا انشاء" ویا "دیوان استیفاِ تبریز" که افراد با سواد ی نظیر حمدالله مستوفی در آن دیوان ها کار می کردویاکارمندش بودند ومثلا کتاب تاریخ گزیده ویا نزهت القلوب را در این دیوان تالیف کرده است ویادر کتاب دوم خودنیز به برخی از محلات تبریز ویا به قلعه ویادروازه های تبریزاشاره می کند ویا به برخی از مقابرمشاهیرتبریز اشاره کرده است ویا موللف "تاریخ مبارکه غازانیه "ومولف "تاریخ اوالجایتو" ومولف "کتاب وصاف الحضره" وغیره هستند که در این دیوانها کار می کردند ووصاف الحضره در ص50 و51 کتابش از روابط تجاری بازار مهم تبریز و "بازار آلتون اردوی آسیاسخن می گوید "که در نقطه دیگری از این قاره آسیا بود ودر دوره گیخاتوخان سخن می گوید ویا مار کوپلوودر ص 31 سفرنامه اش واز تاجران زیادی که از هند وبغداد وموصل وجزیره هرمز ویا نقاط دیگرآمده ویابرای تجارت به تبریز می آمدند سخن می گوید ویا تجارت آن با پکن ادامه داشت که قوبیلای خان وپسر چنگیز حاکم آن شهر" پکن چین " بود ویابا برادر زادگانش در تبریز ارتباط تجاری داشت ویا 300 کاروانسرای شهرتبریز این دوره تاریخی بودکه اقوام مختلف آسیایی ودرمسیر گذرشهر تبریزخریده ویادر مسیر جاده ابریشم به تبریز ساخته بودند که در آوردن کالا به این شهرایرانی مشکل نداشته ویا(بدون ماواء )ویامنزل ویا بدون محل فروش نباشند ویا فاقداقامت خودشان ویاشترانشان وکالا هایشان در تبریزنباشند که سکنه آن اقوام آسیایی و نظیر قوم قرقیز ویاقزاق وچرکس وکالموک ویااویغور واوزبک ویاتاجیک ووارمنی وگرجی ویاخزری ویاتاتارهای جزیره کریمه ای درست کرده بودند که ابن فضلان در کتابش به آن قومهای اشاره کرده ویا ابن بطوطه ومارکوپلو به فرهنگها ویا به دیارشان در سفرنامه های خود اشاره کرده است ولی مردم شناسان دانشگاههای اروپا ویاآمریکااز این اقوام خبر نداشته وفقط به مطالعه اقوام استرالیایی و"ملانزی" و"پلی نزی "پرداخته ویا "رالف لینتون که به مطالعه اقوام افریقایی ومصر وسودان باستان پرداخته ویا هنری مورگان که در کتاب "جامعه باستان خود به مطالعه اقوام سرخ پوست امریکایی در سال1877 مپرداخته ویا دورکیم وشاگردانش لوی برول وغیره ویااز زمانی که در سال1810م کلمه "مردم نگاری "بوجود امد ویا واژه "انتولوژی" و"آنتروپولوژی "بوجود آمد ویامکتب رادکلیف براون ومالینوفسکی بوجود آمدند ولی مطالعه "کارکردوساختار فرهنگی" این اقوام بزرگ آسیایی همیشه در بوته فراموشی بوده است وتنها در تبر یزبود که شاگردان خواجه رشیدالدین فضل الله پایه این نوع مطالعات مزبورراودر کاروانسراهای مزبورتبریز را گذاشتندویابه مطالعه این اقوام آسیایی پرداختند که شرح تجارتتشان ویامحل زندگی اشان ویاجغرافیا وکوههای اطراف قوم خود را که در آن ناحیه آسیایی زندگی می کردندرا وبه "شاگردان مدرسه ربع رشیدی تبریز "گفته بودند که گاهی وبرای تلمذدرسی خودبه درون آن 300 کاروانسری "تاجران اقوام آسیایی" میرفتند وآنها هم بعنوان اولین تاریخ نگاران" قوم شناسی آسیایی "ویا در چادرهای نصب شده آنان عمل کرده ویادر میدان صاحب آبادتبریزحضور یافته وهنگام فروش روزانه خود از آنها پرسشگری میکردند که جنس خودرادر میدان بزرگ صاحب آباد تبریزبردهومی فروختند ویا پهن کرده بودند و نهایتاخلاصه مجمل آنرادر کتاب جامع التواریخ ویا درکتب دیگر عصر آل جلایر وتیموریان پایه های این نوع "قوم نگاری آسیایی "شکل گرفته بود که به برکت وجوداین نوع از کاروانسراها تاجران آسیایی بو دوتنها در شهرتبریز بود که این کاروانسراها راخریده بودند که به شاردن دوره صفویه شرح ووصفش را داده بودند ولی در دوره زندیه وقاجاریه هدف فرهنگی پنهانی و خاصی همه آنها را ویران نمود تا عده ای ویانویسنده زرنگ از اقوام دیگرایرانی که با ترکان ضد هستند ،ذهنیت سازی اجتماعی خاص کرده و یامکتوب بکنند که ترکها هنروفرهنگ ندارند ویا به بقیه بگویند که تبریز که نماد فرهنگی کل "تمدن ترکان ایران" شمرده می شود و بروید وببییدکه چه "میراث فرهنگی قابل عرضه" به بقیه ایرانیان دارند؟ وصرفا از کثرت جمعیت پر است ویااز این نوع استدلالها ،سوء استفادهای لازم را کرده وبه بقیه ایرانیان بگویند که ترک ها تنهابلدند که به بقیه زور بگویند ! ومثلا در خود ربع رشیدی حدود 24 کاروانسر ویاهزار وپانصد مغازه بود ویا"بازار بزرگی و بنام "بازار شارستان رشیدی "وجود داشت که ضرابخانه ویا کارخانه تولید کاغذ ویادیوانهای اداری ویا کارخانه رنگرزی در آن بود وبعلاوه کتابخانه ربع رشیدی ویامدرسه عالی علمی رشیدی در آن ناحیه بود که تحقیقات جامع التواریخ در آن "واحدآموزشی " نوشته شده است وبه برخی از این تاسیسات اداری تبریز ص31 کتاب "مکاتبات رشیدی" اشاره کرده ویا ص 174 کتاب "وقف نامه رشیدی "اشاره کرده است ویا مسجد جامع رشیدی ویاحمام رشیدی که در محله شش گلان تبریز بود ویادر ص260 وغیره وقف نامه رشیدی ذکر شده است ویادر ص 353 مکتوبات خواجه رشید به "درب اعلا ویا عالی قاپو" در محله نوبرتبریز اشاره می کند وبعلاوه در ص 194 و195 مکتوبات رشیدی از "باغ رشیدی تبریز "یاد می شودویا تاسیس "ارگ علیشاه تبریز" که وزیر دیگر غازان خان بود ودر "محله نارمیان" تبریزارگ علیشاه مزبور را ساخته بود ودر جنب آن هم تعدادی کار وانسرا وبازار داشت ویا خود "بازار غازانیه تبریز" که بازار سلطنتی بود وجواهرات گرانبها در آن بازار معا مله می شد ومورد اعجاب ابن بطوطه در سفرنامه اش قرار گرفته بود که اقوام مختلف می خریدند ویا در صفحات 242 و244 "رساله فلکیه "از تجارت این گونه مراکز تجاری تبریزسخن می رود ویا با نقاط مختلف آسیایی سخن می گوید واز شاگردان دیگر این مدرسه عبدالله مازندرانی است که در این دوره تاریخی ودر دیوانهای اداری تبریز ونظیر مستوفی کار می کرد واطلاعات زیادی در این باره ذکر کرده است وبعلاوه هندوشاه نخجوانی ومولف "دستورالکتاب "نیز مدتی در "دیوان مالیه تبریز" کار می کرد ویا کلاویخو که در ص 160سفرنامه اش به رابطه تجاری تبریز با "ونیز "اشاره می کند یا کتاب "دستورالکتاب "نیز در ص389 جلد دومش به روابط تجاری تبریز با مصر ودمشق وشهر های بزرگ ایرانی اشاره می کند ویا کنتارینی وتاجران ونیزی در ص137 کتابش واز کاروانهایی که از تبریز به حلب آسیا می رفتند یاد می کند وبعلاوه کتاب "عجایب الدنیا" نیز که در ص 199 خود از "تاجران متعدد در تبریز" سخن می گوید وهمچنین کتاب "مراصدالاطلاع "نیزودر ص 776 ویا کتاب "جامع التواریخ" نیز در ص414 جلد چهارمش از "شنب غازانی تبریز" ویا"محله ارغونیه" کنار آن سخن می گوید که چگونه به هدایت این نوع تجارتهای آسیایی می پرداختندویاص 568 و569 کتاب" روضات الجنان "نیز ازنقش "میدان صاحب آباد "در تجارت سخن می گویدکه در این دوره تاریخی ودر تبریز ساخته شده بود,,واین امر در حالی بود که هنوز بقایای "دژ سلجوقی تبریز" که طغرل در شهر تبریز ساخته بود هنوز در "محله بیلانکوه" تبریز قرار داشت وتجارت راههای امپراطوری بزرگ سلجوقی را امن می کرد وبعداایلخانی ها از آن "دژتبریز" وبخاطر استحکامش در جاده ابریشم وبعدابعنوان "زندان "خوداستفاده می کردند وگاهی هم بعنوان "دژ اخی سعدالدین" اشاره شده است واین دژ را طغرل سلجوقی وبعد از آنکه آذر بایجان رااز دست اعراب گرفت را ساخته بود و "سیاحتنامه اولیاء چلبی " هم به حضور طغرل سلجوقی ودر این "دژ اشاره" کرده است وقبلا سپاهیان عرب هارون الرشید وسکنه قدیمی مادکوچک آتروپاتن ویاآتروپاتکان را در آبادی ییلاقی " توریز " کشته بودندکه آبادی کوچک مزبور ودر وسط "ایالت جبال" سلسله ساسانی بود که بخاطر کوههای بلند قافلانکوه میانه ویا کوهای بلندسهند وسبلان ویاکوههای بلند طالش وخلخال ویا کوههای بلند مابین اورمیه واربیل عراق ویا کوهای بلند چهل چشمه ومابین تکاب آذربایجان وسنندج کردستان ویا کوههای بلند آرارات ماکو بود،"موقعیت ویژه جغرافیایی" به آن داده و"آبادی ییلاقی وتب ریزنده مزبورهم " ودرست در وسط این چند کوه بلند "ایالت جبال عصر ساسانی " وراههای تجاری آن به نقاط دیگر اقوام آسیایی بود که مورد توجه سیاسی دربار عرب بودکه ابن فضلان را در قرن چهارم وخلیفه عباسی وبرای نفوذ درمیان اقوام آسیایی به درون این اقوام فرستاده بودواوهم "گزارش مردم نگاری "مزبوررا در سفرنامه خود به دربار آنان ویا دربار ممالیک مصر نیز سی سال هزینه سفر ابن بطوطه عرب را متحم شد تا به "درون نظام فرهنگی "اقوام متعددآسیایی سرکشی کرده واز این اقام واز جمله تجارت شهر تبریز هم گزارش مردم نگارانه در دوجلد مکتوبات خود بعمل آورد که بحق کتاب خوبی است وهمین اعراب ویا در سال 175 هجری وبرای ملکه خلیفه عباسی وزبیده خاتون خود ودر همان آبادی ییلاقی توریزکنار رودخانه مهرانرود تبریز که جاری از کوه بلند سهند بود قصری تابستانی ساخته بودندکه در کنار بقیه دهات حاشیه مهرانرود قوم آتروپاتکان نشین های باستانی آسیایی بود که معرب شده وآذربایگان ویاآذر بایجان کنونی است تا از ملکه های سا سانی درپایتخت تیسفون عقب نماند وتابستانها را در قصرهای متعدد بغداد کنار دجله نمانده که هوای گرم ویاتفتیده داغ داشت وبلکه در قصر تابستانی "آبادی توریز" بگذراند که بعدا آنرا"شهر تبریز" لقب گذاری کردند وقنات زبیده خاتون تبریزراهم در آن ناحیه زدندتا آب تصفیه شده به قصرش ببرد واز ملکه شیرین ساسانی ودر قصر شیرین وانهار حلوان جاری به درون قصرش عقب نماند که از چشمه گواراوشیرین تنگه ریجاب کرمانشاه نشات می گرفت وبا آب بی مزه ویاگرم وگل آلود قصرهای کنار دجله تیسفون فرق داشت که قصر خسروپرویز در کنار آن بود وبه مذاق شیرین نمی ساخت ومرکز آذر بایجان هم در دوره ساسانی ،قبلا در شهرتخت سلیمان تکاب بود وبه نقل کتاب فتوح البلدان هم اعراب نیز پادگان خود را در مراغوه ویا مراغه ساخته بودندکه قبلا آبادی "اقراهروذ"بود واسبان اعراب در آن مرتع های دامنه سهند "مرغ "می کردند که مراغه از آن واژه ریشه گرفته است وبه نقل ص 88 کتاب فتوح البلدان مراغه هم به یکی از دختران هارون الرشید بود وماخذ دیگر هم می گوید که شهر زنجان هم متعلق به "قاسم ابن هارون الرشید" بود وبابک خرم دین که از بقایای آتروپاتیکانی های منقرض شده بود که با لشکر اعراب متوکل ویامعتصم می جنگیدویا با ارتش "وهسودانیان" که از "اقوام عرب ازدی یمن" بودند ووقتی که طغرل سلجوقی وپسر رشید اش آلب ارسلان که در تیر اندازی با تیر وکمان ،نظیر نداشت تبریز را گرفتند وقتی که این قصر زن خلیفه عباسی را واز پادگان اعراب پس گرفتند "دژ بیلانکوه سلجوقی تبریز"رادر جنب آن ناحیه ساختند واز طریق این دژ بود که الب ارسلان شهرباکو ویا شیروان واران ویانخجوان وناحیه کوهستانی آنا طولی رااز دست افراد روم شرقی گرفتند که تا آن موقع دوام آورده بودند وبدست اعراب نیفتاده بودند وگروه زیادی از ترکان سلجوقی نیز روانه آن دیار ها شدند وزمانی که بقایای اعراب ساکن در اصفهان توطئه کردند وبعد از مرگ ملکشاه ونظام الملک وبر بورکیارق ویاسلطان محمد سلجوقی شورش کردند تا با آتش زدن کتابخانه بزرگ سلجوقی به حکومت ترکان خاتمه دهندویابا آتش زدن مدرسه نظامیه اصفهان ویامسجد جمعه اصفهان وقصرهای ملکشاه در این شهر ،به حکومت سلجوقیان خاتمه بدهند ولی "اتابیگ محمد ایلد گزتبریز" که یک غلام نظامی ووفادار به سلطان مسعود سلجوقی وفرزند دیگرملکشاه بود وراههای نظامی دفع خطر سیاسی را خوب درک میکرد وبرای حفظ استراتژی نظامی آذر بایجان وپادگان سلجوقیان ویامرکز آذر بایجان را از مراغه و به تبریزانتقال داد که در وسط جاده های تجاری ونظامی کل آذر بایجان بود وقبلا "پادگان سلجوقی مراغه "در دست احمد یل مراغه ای بود واز این تاریخ به بعد ،تبریز "دارالملک وشهر مرکزی اذر بایجان "شدکه هنوز کسی قدر آنرا نمی داند وحتی سکنه خود شهر تبریز که بزگداشتی بری وی بگزار بکنند ویابرای دوام حکومت سلجوقیان در خاک ایران نیز پایه اتابکان آذر بایجان را گذاشت ویابه سایر همتایان نظامی خود ودرسایر استانها نیزیاد داد که در فارس ویایزد ولرستان وخوزستان وکرمان وهمدان بودند وبه آنها نیز همین شیوه راتوصیه نمود ویااستحکامات دژ سلجوقی سابق بیلانکوه ویاتاسیسات جنبی آنرا زیاد کرد و 7نسل از اعقاب وی نیز تادوره "اتابیگ اوزبک" وبمدت 73 سال دیگر زمام آذربایجان را در دست خودداشتند وتا در سال 622هجری که سلطان جلال الدین خوارزمی واز قوم ترک خوارزم آسیا که نوه هفتم ایلدگز را از این شهر بیرون کرد وتا خودش به تنهایی ودربرابرسپاه چنگیز بایستد ولی باز آنرا رها کرده وبه هند روانه شد واز رودخانه سند گذشت وبعد از وی نیز 30 سال تبریز بلا تکلیف بود تا آنکه هلاکوخان اقوام دیگر آسیایی را ودر شرق آسیاوبه دور خودش جمع کرد وبه درون ایران وتبریز آورد ویادر سال 654 والی 656 هجری تبریز را به پایتختی ایلخانی ها انتخاب کردکه راههای تجاری اش در قاره آسیا نظیری نداشت ولذا تاسیسات مزبور وبعد از آن تاریخ شکل گرفت واز جمله ساخت وساز "میدان صاحب آباد" تبریزکه در زمان فرزند وی اتفاق افتاد ولی در دوره اولجایتو ویا سال 703 هجری وبا اعمال فشار برخی از درباریان وی مدتی پایتختی از تبریز به سلطانیه آورده شد ویادر 25 کیلومتری زنجان انتقال داده شد ولی حکومت ایلخانی هادر شهر مزبورهم چندان دوام نیاورد ولذادرسال 737هجری وبا مرگ سلطان ابوسعید ایلخانی فروپاشید که از فقدان انسجام سیاسی وفرهنگی اقوام شرق آسیا ودردرون خاک ایران بود ویا"اقلیت فرهنگی وقومی" را در این ناحیه آسیا تشکیل می دادندکه بتوانند "ساختاردولت "راحفظ بکنند و توام با آمدن ابن بطوطه به تبریز بود ودر این دورهتاریخی "عمارت دمشقیه" که متعلق به دمشق خواجه بودودر تبریزدیده است ویاخاندان ترک آل جلایر که از اقوام دیگر ترک آسیایی بود که 4 شاه داشت ودوبارهشهر تبریز را پایتخت خود کرد وصفحات 161 و162 کتاب سفر نامه کلاویخو در باره آنان می نویسد که " دولتخانه سلطان اویس آل جلایر " در اطراف این میدان صاحب آبادبود که 2000اتاق داشت ویا به نقل ص 306 جلد اول کتاب "روضات الجنان "، که می نویسد شاه اویس جلایری ،"مدرسه قاضیه "تبریز راساخت ویا در محله چهار منا رتبریزساخت ویا مسجد استاد وشاگرد ودر سال 743 هجری ساخته شد تا اینک تیمور لنگ واز قوم برلاس آسیا تبریز را از چنگ آل جلایر خارج نمود وقوم جغتایی وتاتار آسیایی راتنها در ارتش خود سازماندهی نظامی ساده کرده ولی انواع داروغه شهرهای ایرانی ویاانواع قوجین ها ویا تواجی های سازمان دهنده ارتش خود راویا نویانها ویا کوتوال شهرهای ایرانی آسیا رااز میان "قوم برلاس آسیایی مزبور"انتخاب کرده بودکه به صدها حاکم در شهرهای ایران بالغ می شدند وبا "اقوام ترک ایرانی "هم که در اکثریت بودند، بشدت بدرفتاری می کردند ویاتنها تیمور ،تعدادی از سکنه صنعتگر تبریز وشهرهای دیگر را به اجبار به سمرقندخودکوچانید تا شهر مزبور را ساخت وساز بکنند وبعلاوه پسرش میرانشاه را حاکم تبریز نموده بود که در قصر سلطان اویس زندگی میکرد ودو پسرش ابوبکرمیرزا ویاعمرمیرزا نیز با وی بودند و"میرانشاه" که از اسب افتاده بود ومغزش آسیب دیده بود ومرتبا آدم می کشت ویاارتش تیموری هم در پادگان تبریز خشن رفتار می کرد ویابیان قوجین داروغه شهر بود وپادگان تبریز هم از طوایف خشن جغتایی مغول بودند که کلاویخو آنها را "ماشین کشتار "نامیده بود ومرتبا از"طوایف ترک قرا قویونلو" آذر بایجان کشتار بعمل می آوردند وآنها هم که از طوایف سلحشور آذر بایجان بودند که از بقایای "ایل ترک سلجوق" جدا شده آذر بایجان بودند واحتمالا مرتع گاه اصلی آنها در اطراف آبادی ترکمانچای بود وچندین بار جنگ خونین با ارتش تیمور کردند وتاریخ می نویسد که شاهرخ تیموری وقتی که به جنگ آن قوم ترک قراقویونلو آذربایجان میرفت مقدار زیادی نذریه پخش نمی مود تا شکست نخورد وپدرشان هم قرایویوسف قراقویونلو بود وچندین در گیری خونین با"ارتش تیمور" داشت وتا آن موقع کسی نتوانسته بودکه در مقابل ارتش تیمور بایستد ومگر آنها!! وتا اینکه بعد از مرگ تیمور ودر سال 807 هجری که شاهرخ تیموری جانشین پدرش شد واز روی ناچاری دوتن از فرزندان این قوم قراقویونلو را حاکم آذر بایجان نمود و جهانشاه میرزا قراقویونلو را که سلحشورترین و قوی ترین سردار ترک آذر بایجان بود، ومدت 20 سال فرماندار زنجان وسلطانیه نمود وبرادرش اسکندر میرزا راهم حاکم تبریز نمود ولی جهانشاه میزرا که از سطانیه بدش می آمدکه قوم مغول در آن شهر" سازمان یافتگی" یافته بود ومی خواست که ترتیبی بدهد تا مغولهای این شهر واز ایران بروند ولذا"مقر فرمانداری خود" رادر دوره مزبورازشهر بزرگ سلطانیه به شهر کوچک زنجان آوردکه قوم ترک داشت واین شهر را که در دوره مغول ویرانه شده بود و کلاویخو آ نر اودر ایام مرگ تیمور دیده بود که "ویرانه ای "بیش نبودکه آنرا در سفرنامه "مردم نگارانه خوداز آسیا" گزارش می دهد که دیده بود وبعلاوه در جوار سلطانیه پایتخت هم نمی توانست که دوباره به مرکزاستان تبدیل بشود ولی با همت این سردار ترک ،دوباره "احیا ءشهری" شد وبهمین دلیل ،در مدت 20 سال ایام فرمانداری خود در این شهر، مقر دارالحکومه جدیدزنجان ویابازار پایین شهرزنجان ویامسجد جمعه جدید آنشهر ویاکاروانسری جنب آن ویاحمام دولتی روبروی آن مسجد را ساخت وتا ساکنان ترک باقی مانده از گذشته آن شهر را که از دوره سلجوق مانده بودند ودر دوره تسلط اقوام مغول صدمه زیاد می دیدند ، نجات یابند وزمانی که شاهر خ تیموری در سال 849 هجری درشهر هرات فوت کرد واین سردار ترک، از فرصت استفاده لازم را کرده واقوام ترک چند استان ایران را سازماندهی مجدد نمود که در استانهای همدان ویاگاورودوقروه کردستان ویازنجان وطارم ودره گیلان بودندویا در ناحیه های مختلف چنداستان اذربایجان بودند ویا در نواحی آناطولی واران ونخجوان ویاشیروان آن سوی رودخانه ارس آسیا بودند را، دوباره متحد نمود که از بقایای ترکانی بودند که همراه سلجوقیان به این چند استان آمده بودند ولی دو قرن از"اقوام مغولان" آ سیب دیده بودند ولی با همت این "سردار ترک آذر بایجان "بود که همه آنها را از خاک ایران بیرون کردند که شامل بیرون کردن اقوام جغتایی ویاتاتار وبرلاس وچوپانی وشاخه های مختلف مغول بودند ولذا همه خاک ایران تحت تابعیت این سرداردلیر ترک آذر بایجان در آمد ووی در تبریز مستقر گردید وبه نقل ص 568کتاب مرات البلدان در سال850 "قیصریه بازار تبریز" را پایه گذاری کرد که سر دربش به میدان صاحب آباد باز می شود واولین قیصریه توسط وی به ایران اورده شدکه کپی از قیصریه روم شرقی بود ودر تبریز وقیصریه کوچک زنجان پیاده کرد وشاه عباس هم مدل آنرا" اقتباس فرهنگی "کردو به اصفهان برد ویا قصرهای هشت بهشت ومیدان نقش جهان وبازار اصفهان ویا"باغات دولتی این شهر" همگی اقتباس فرهنگی از قوم ترکان آذر بایجان است که "مکتب مالینوفسکی ودیگران "نام آنرا " اشاعه فرهنگی " گذاشته اند ویا پارسونز ومرتن درمکتب جامعه شناسی دانشگاههای آمریکا ، نام آنرا " نظام فرهنگی وساختار اجتماعی آن جامعه "وِیا"کارکردهای فرهنگی مثبت ویا منفی فرهنگ یک قوم عنوان گذاری کرده اند ولی از "اقوام آسیایی" خبر در ان دانشگاهها ندارند ونمی دانند که چه بر سر اقوام اسیایی امده است ؟ و نیز به نقل ص437 کتاب دیار بکریه "دولتخانه جهانشاه میرزا" در حوالی "میدان صاحب آباد" تبریز بود وهمسر وی خاتون جهان بیگم و در محله پس کوشک تبریز وناحیه فخر آزاد آن مسجدکبود تبریز راودر سال 869 هجری ساخت که انرا "مجموعه مظفریه" هم می گویند واین "مجموعه معماری – شهرسازی دارای مدرسه وکتابخانه وخانقاه هم بود ولیکن در زلزله سال 1194هجری تبریز دچار ویرانی شد وبعلاوه به "کاروانسرای جهانشاه" و"کاروانسری پسرش پیر بوداق "در تبریز اسناد تاریخی اشاره کرده است وبعلاوه پیر بوداق پسر وی هم "محله ای هم" در تبریز شکل داده بودکه فرهنگ آنان را اشاعه دهد وهمچنین اولیاء چلبی درص254 جلد دوم کتابش واز بیمارستان جهانشاه میرزا ودر تبریز سخن می گوید که احتمالا در کنار دولتخانه اش ودر میدان صٌاحب آباد بود
وهمچنین ص 523 کتاب "دیار بکریه" هم به فرود آمدن شاه دیگر قراقویونلو ودر میدان صاحب آباد تبریزاشاره می کندوبعلاوه کتاب " تاریخ تیموریان وترکمانان دکتر حسین میر جعفری هم در صفحات 252 و162کتابش به "میدان صاحب آباد تبریز "در دوره سلطان خلیل آق قویونلو اشاره می کند وهمچنین کتاب " عالم آرای امینی " نیزدر ص 219 خود به "باغ صاحب آباد "تبریز اشاره دارد ویا در ص 154 و155 کتابش به نزول شاه آق قویونلو ودر منزل "صاحب آباد" اشاره دارد وبعلاوه ص 210 همین کتاب ذکر می کند که بنای " قصر هشت بهشت " ودروسط باغ صاحب آباد تبریز،در سال 882 هجری شروع شدودر سال 891 و892 هجری تکمیل می شود ودر زمان سلطان یعقوب وفرزند اوزن حسن آق قویونلو بود که ائتلاف سیاسی دیکر از ترکان ایرانی بودند که فرهنگ قومی خود را در میدان صاحب آباد تبریز تجلی فرهنگی دادند ویا بعبارت دیگر " باز سازی فرهنگی آسیایی " کردند وبه "اقوام دیگر آسیایی" یاد دادند که سابقه این نوع "فعالیت فرهنگی -شهرسازی نوین" در میان آنان سابقا نبود وبعلاوه "بار بارو "تاجر ونیزی" ودر ص 62 کتابش به این قصر هشت بهشت تبریزاشاره دارد وبعدا در "دوره صفویه "قصر هشت بهشت اصفهان را از روی مدل معماری – نقشه کشی ،آن هشت بهشت تبریز ساختند واین قصر مجموعه کاملی از نظام های متعد د فرهنگی بود که پارسونز آنرا بطور مجهول "نظام فرهنگی یک جامعه " می نامد وشامل "ترکیب فرهنگی عناصرفرهنگی "ساختار مند شده از "اجزاء اجتماعی "یک جامعه بود که در "کارکردهای فرهنگی " آن جامعه "نظم فرهنگی "می یابند ودر کارکردهای مسجد ویامدرسه ویابیمارستان و اتاق بار عام ویااتاق استراحت شاه وحرم خانه ومهمانخانه واتاقهای مهمانی قصر هشت بهشت " تجلی فرهنگی " یافته دارای هشت گوشه بود ودر هر گوشه آن ،دارای 18 اتاق بود ویاص 771 کتاب خلاصه التواریخ به بالا خانه هشت بهشت آناشاره دارد که در وسط میدان صاحب آباد بودکه فرهنگ اقوام آسیایی را ودر این نقطه جغرافیای خاک آسیا "تکامل فرهنگی" می داد وبه نقل این کتاب عمارت عالی ودر کمال استحکام بود ویاکتاب "روضات الجنان" نیز به زیبایی های این قصرومعماران ماهر آن اشاره دارد وکتاب دیگر هم نشان می دهد که این قصر در میدان مزبور "استحکامات برج وبارو "وغیره هم داشت واحتمالا "دیوانهای اداری" نیز در کنار آن "ّنهاد اجتماعی قدرت "بود که "نظام کارمندی آسیایی" را تکامل داده بودند واحتمالاخزانه ویااسلخه خانه سلطنتی هم در کنار این "محوطه جغرافیایی" بود ویا محله بندیهای جدیدی که در اطرافش شکل می گرفت که شامل "محله مقصودیه" ویا "ارغونیه" و " رشیدیه "وغیره که شکل جدیدی از "محله های شهری آسیایی" بودکه صرفا در این نقطه آسیا "جوانه فرهنگی" زده بود وبعدا به نقاط دیگر آسیا ویا حتی بهاروپا "اشاعه فرهنگی" یافت
, وبعلاوه همین سلطان یعقوب آق قویونلوودر دوره حکومت خودش "باغ شمال" را در محله نوبر تبریز ایجاد کرد که مکان مصفایی بود وبعد از دوره خودش گاهی مورد استفاه "حکام قاجار" هم می قرار میگرفت واز جمله مظفرالدین شاه که ایام ولیعهدی خود را در شهرتبریز ودر کاخ "باغ شمال " و" شاه گلی" زندگی می کرد
واز افراد دیگر خاندان مزبور هممقصود بیگ آق قویونلواست که پسر اوزون حن آق قویونلومی باشد که تاسیسات شهری دیگری وبنام " مسجد مقصودیه" ویا" میدان مقصودیه " ویا" محله شهری مقصودیه " راو در دوره خودش در تبریز شکل دادکه صفحات 455 کتاب احسن التواریخ ویا ص 47 و100 کتاب "روضات الجنان" به آن اشاره دارد ویاسلجوق شاه بیگم ومادر سلطان یعقوب آق قویونلوست که مبالغ زیادی وجهت تعمیر مسجد جامع تبریز صرف نمودویا بنای یوسف بیگ پسر اوزون حسن در کوچه آژ آباد تبریزبود
وبعلاوه ازافراد دیگر بنیانگزار تاسیسات شهری مزبور هم در دوره آق قویونلو ، اوزون حسن وبنیانگذار دولت آق قویونلودرتبریز می باشد که قنات ویامسجد ویامدرسه ویاباغ نصریه میدان صاب آباد را ساخت ویا" توسعه بازار سنتی در تبریز "راایجاد کرد واشاعه فرهنگی به دیگر شهر ها کرد واسناد مختلف تاریخی به آنها اشاره دارند واز جمله قناتی که اوزون حسن در" محله سرخاب تبریز" ایجاد نمود بعلاوه وی بازار سنتی تبریز وِیاقیصریه آنرا که جهانشاه ساخته بود تکمیل کردو قیصریه مزبور هشت گوشه وبزرگ بود وراسته هایی در آن بازارایجاد نمود که "اصناف حرفه ای "در آن "راسته های خاصه" جایگزین شوند
بعلاوه اوزون حسن "مسجد زیبای نصریه" را ساخت که در شمال "میدان صاحب آباد بزرگ "بود ودر کنار آن نیز "باغ سلطنتی نصر"را ساخته بودکه در زلزله بسیار شدید سال 1193 هجری ودردوره زندیه همگی ویران شدند وفقط دراسناد تاریخی به چگونگی سابقه آنها اشاره شده است وکتاب گلشن مراد ،درص 503 کتابش به عمق فاجعه این نوع زلزله تبریز ودر سال 1193 هاشاره می کند ویادرص503 کتابش اشاره میکند که در طی آنزلزله بسیاری از آثار باستانی تبریز ویران شدند وِیاحدود 205 هزار نفرازسکنه اش کشته شدند ولی کاتب چلبی در ص 381 "کتاب جهان نما" می نویسد: که میدان صاحب آبادودر جنوب مسجد اوزون حسن واقع بود واین میدان به قدری وسیع بود که بیشتر محلات در جنوب وشرق آن قرار داشتند واحتما لا الگوی معماری وشهرسازی میدان نقش جهان اصفهان بودندویایا الگوی بعدی مسجد شاه وبازار سنتی وچوگان بازی اصفهان ،آنرا از مدل معماری میدان بزرگ صاحب آباد " اخذ فرهنگی " کرده اند ولی اکنون وجود ندارند وبلکه بافت شهرسازی اش عوض شده است وبعلاوه اولیاء چلبی درص 248 جلد دوم کتابش می نویسد که "کاروانسرای پیر بوداق "در کنار مسجد اوزون حسن می باشد واضافه می کند که هزار وهفتاد خانه اعیانی ودر اطراف آن است وهمچنین اسناد نشان می دهه که تعدادی مغازه در اطراف آن میدان ایجاد شده بود ویا کشتارگاههای تولیدمواد غذایی در اطراف آن بودند( ماخذ تاجر گمنام ص 384 ) ویا جمعه ها بازارش شلوغ می شد وگاهی هم چوگان بازی ویابرخی نمایشها وجشنها ودیدار ها ویامشق نظامی در آن میدان انجام می گرفت وبعلاوه این میدان "طوری بزرگ بود"که در اطراف آن چندین مسجد تاسیس شده بود واز جمله مسجداوزون حسن ویامسجد مقصوبیگ ویامسجدشاه اسماعیل وبه از بقدرت رسیدنش ویا مسجد شاه تهماسب وساخته شدهوی درسال 994هجری بودوعالم آرای عباسی به آن مسجد وی اشاره می کند وبعد از آنکه عثمان پاشا وبعد از حمله خودبه تبریز وآنرا ویران کرده بود ودوباره شاه عباس مجدداساخت ویا مسجدعثمان پاشا و یاجعفر پاشا در ان میدان وبعد از حملهخودشان به ایران بود که اولیاء چلبی در ص 248 جلد دوم کتابش به این مساجدمتعدد میدان ٌصاحب آباد تبریز اشاره میکند ویا منابع تاریخی دیگر هم از دو "کاروانسرای جهانشاه "و"کاروانسری پیر بداق "دردوره قرا قویونلو در آن میدان سخن گفته ویاازدو کاروانسری شاه اسماعیل وشاه صفی در میدان صاحب آباد سخن می گوید ویا خانقاه عصر جوینی آن میدان ویا زاویه عصر آق قویونلو آن میدان موزه فرهنگی گواگون این میدان را نشان می دهد ویا اختلاط فرهنگها را ؟ ویاص63 و65 کتاب" سفر نامه ونیزیان "در ایران که می نویسد که نمایش حیوانات در برابراوزون حسن در این میدان برگزار می شد واین امر در حالی بود که اسنادتاریخی نشان می دهند که "قصر هشت بهشت "در وسط این میدان بزرگ سی هزار نفری بود که صاحب دیوان نهادهبود وچادر های تجاری اش متعلق به اقوام آسیاِِیی بود که تجارت غرفه ای می شناختند وبعد از گذشت چند قرن بیک "میدان سلطنتی "تبدیل شده بود که "قصر هشت بهشت "در وسط آن میدان بود ودر اطرافش مجموعه بازار ویاقیصریه ویامسجدها ومدرسه وخانقاه ویاباغ سلطنتی ویاخانه های اعیانی ویا تاسیسات دیوان اداری ومحله های اعیانی بود ومیدان مزبوروبوسیله کوچه هایی به محلات سرخاب ودوه چیلر ( محله شتر بانانان کنونی) وصل می شد که اسناد تاریخی آنرا نشان می دهد وص771 کتاب خلاصه التواریخ می نویسد : بالاخانه هشت بهشت که در میانه صاحب آباد واقع است وعمارتی است عالی ،ومزین به نقاشی وکاشی کاری که پادشاه مرحوم سلطان یعقوب احداث نموده ودر نهایت استحکام بود ویک "در آهنین "داشت که چون بسته می شد از جایی دیگر ممری ومفری نداشت ولی در دوره صفویه وبدلیل حمله مکررعثمانی ها به این میدان بزرگ که در مرکز حکمرانی تبریز بود ،تغیراتی در آن بنا ها بعمل آمد وخلاصه التواریخ دراین باره ودر ص767 کتابش می نویسدامیر خان ترکمان که 6سال حاکم تبریزعصر صفویه شده بود ومنزل پادشاهانه وقصر وایوان خسروانه در کنا ر صاحب آباد ترتیب داده و دیوارآنراکه به دستور قلعه وحصار بر بروج وخندق است وپسر امیر خان هم برابعاد آن افزودبود وطوریکه کتاب "روضه الصفویه" آنرا وبخا طر چگونگی اش ، "جهان نما " می نامد ولی اولیاء چلبی ودر مورد این بنا ها طور دیگری سخن می گوید ومی افزاید که در سال 993 هجری که عثمان پاشا واز طرف عثمانی ها به ایران آمد وبرای حفاظت نیروهای عثمانی در وسطشهر تبریز ، دژی استوار ساخته شود واطراف آنرا حصاری حصین کشید ه که بصورت دژ سنگی بسیار وسیع ومحکم بو ودور محیطش آن موقع 12700 ذرع بود ودر اطرافش خندق وجود داشت وزمانی که شا عباس ودر سال 1011 هجری تبریز را آزاد می کند ودستور می دهد که این دژ را خراب بکنند ودر نزدیکی مهرانرود "دژ نظامی دیگری " ودر 20 روز ساخته شود ولی چونکه نزدیک رودخانه بودولذ در ربع رشیدی دامنه کوه سرخاب "دژ جدید عباسی "را ساختند وبعلاوه برای آنکه عثمانی ها از محوطه شنب غازانی هم سوء استفاده نکنند ولذادستور داد تا این محوطه قدیمی را هم تخریب بکنند ولی در سال 1044هجری ودر دوره شاه صفی ووقتی که سلطان مراد چهارم دوباره به شهرتبریز حمله کردو این "قلعه عباسی جدید"واقع در ربع رشیدی را هم خراب نمود وبقیه اثار را هم درزلزله تبریز ویا درعناد زندیه وقاجاریه به این شهر آثار فرهنگی اش ویران نمود
مطلب ادامه دارد
برچسب:
نویسنده: میلاد احمدپور