خرید بک لینک

درباره سایت

ایران شناسی - قوم شناسی - جامعه شناسی

آخرین مطالب

امکانات وب

1 بانک 1 1'>ایران 1 در" برده کردن "مردم 1 ایران

از: محمد 1 مقدم - نویسنده مال باخته

هیات محترم تحریه نشریه ...

باسلام، اینجانب محمد خالقی مقدم ، نویسنده ومنتقد اجتماعی ودارای 1200 مقاله علمی – انتقادی در انواع نشریات مختلف ،که تحصیلات تکمیلی پژوهشگری هم دارم ومتن سه شکایت نامه حقوقی خودم را که به روسای قوه قضائیه ونظارت مجلس فرستاده ام را وخدمتتان ارسال می دارم که غیر از شکایت من ومعضل عمومی همه شکایت ها در ایران معاصرهم می باشد و12 سند بانکی ومالی ضمیمه هم برای اثبات ادعایم ضمیمه است ولی برای دادگاههای ایران که مدعی دادگاه اسلامی هستند وقابل قبول نبوده که باعث شده حدود ده ماه کلاهبردای از من نویسنده انجام گرفته ودر حالیکه دادگاهها وکلانتری ایران در مطبوعات شماها ویا رسانه ملی پیگیری رسانه ای نمی شوند وتا دادگاههاوظایفشان را در قبال مردم وبه درستی انجام بدهند ویا " نظم حقوقی اسلامی "مال باخته ها وغاصب اموال را پاسداری بکنند وبدون ایفای آن وظایف هم ومفهومی برای "نهاد دادگاه" درایران وجود ندارد وهرکس می تواند وبا مکانیزم انتقام شخصی خودش وطلبش را از بدهکارش بگیرد واین "پدیده" یعنی برگشت جامعه ایران وبه 4000سال قبل است که بشر چیزی بنام "دادگاه" نمی شناخت من نمیدانم که چرا خبرنگاران ایرانی وچرا در مطالب روزنامه آن نشریه وبه پدیده مزبور نمی پردازند ودر حالیکه در قران و حدود 150 آیه و در مورد " نحوه قضاوت دادگاههای اسلامی ذکر شده است ویا حلال وحرامهای قضاوت در امور مردم تذکر داده شده است ونیز در حالیکه دادگاههای کنونی به چنین ایات قران در تشکیلات جدید دانشکاهی خود توجه ندارند ومراجعه به دادگاه وبرای پس گرفتن مبلغ 5/7میلیون چک بلا محل وناامید کننده می باشد وپرسنل بانکهای شهر ها هم با بی سوادی حقوقی تمام خود وحواله های اینترنتی را وبا اخذ چک های بلامحل خود دامن می زنند وباعث کلاهبرداری عمیق از مردم سراسر ایران ومعامله از راه دورشده ویا با کامپیوترهمان بانکها واقتصاد به بن بست عمیق کشیده می شود دادگاههای ایران هم وآن پول های ارسالی طرف وبدون "تبادل جنس متقابل" را وپس نگرفته وبه صاحبش نمی دهند که برخلاف نص آیه 187 سوره بقره قران می باشد وبا آمدن "ثبت ثنا ی قوهقضائیه "کلانتری ها ی بی تفاوت به کلاهبرداریها در جامعه شده است وبهانه می ارد که اموا مالباختگان وبطور اتوماتیک وتوسط سیستم اینترنتی شکایت "ثبت ثنا "حل خواهد شد! واین امر به معنای آنست که شکایت را بنویسی وبه جوی آب بندازی وخودت هم ندانی که از کدام دریاچه سر بیرون خواهد آورد؟ وبهمین دلیل پدیده "ثبت ثبت ثنا ی اینترنتی" ومغایر با دستورات قرآنی می باشد ؟ ومتاسفانه رسانه ملی و"مذهب جدیدی " را برای مردم ایران اختراع اجتماعی کرده اند ویا تب "سامانه زدگی" بیمار گونه خود ودر جامعه می دمند وتا معاملات اینترنتی جدید مردم ایران واز "راه دور" را به بن بست کامل بکشانند !ودر حالیکه سوره 187 بقره و خطاب به کلانتری ها وقاضی ها ودستور شرعی می دهد که اگر دعوای مالی وملکی دونفررا وهمان قاضی ویا رئیس کلانتری حل نکند ومراجعه به دادگاه غیر مسئول وبی فایده می داند وبه "محتسب قضایی" دستور می دهد وتا با قوت درب دکان فرد کلاهبردار را ببندد ویا اموال فرد مال باخته راو با قوت گرفته وبه صاحب دین مزبور بدهد وآگر چنین نکند وهمان قاضی ویا رئیس کلانتری ویا رئیس تعزیرات ویا "رئیس صنف" را وبعنوان مسئو ل شهر تان نپذیرید!وِیا نص آیه های 282 و283 سوره بقره وصد ها آیه دیگرو مربوط به نحوه قضاوت بین الناس ( در این مورد می باشد ) که مورد قبول مذهب جدید خبر نگاران وتولید کنندگان رسانه ملی نمی باشد ودر سایه این نوع از جنجال سالاری خبر نگاران رسانه ملی می باشد ویا در مورد معجزه "سامانه ثبت ثنا "ویا "سامانه نیما" وغیره سر وصدا می کنند وکه حقوق مردم را از بین ببرند واینجانب هم با تبلیغات تلویزونی آنها به سامانه چک تضمینی بانک ملی اعتماد کردم ونتیجه این اعتماد بی خودم آن گشت که 150 میلیون تومان اموال از حسابم در بانک ملی وبا بی مسولیتی روسایش دزدیده شد وبه حساب بانکی فرد دیگر در نزد بانک مرکزی رفت که اکنون روسایش هردو یک نفر هستند ویا پول ایجانب نویسنده کم بضاعت هم به "غصب عدوانی" یک مغازه دار تهرانی در آمدوپس از گرفتن پول نقدم واز شعبه دیگر بانک ملی ومنکر حواله بانکی ام شد ویا پس از ریخته شدن بحسابش که سندش دردست من است ومعتقد است که وی بر نداشته استه است !ویا ادعا کرد که پرسنل بانک ملی وبرای خودشان برداشته اند ونتیجه اش مرا از منزل استجاری اش اخراج کرد وکلانتریها ودادگاههای تهران هم ودر طی ده ماه اخیر به دادم نرسیدند وهرچه به انها مراجعه کردم بی فایده بود ولذا 12 سند بانکی ومالی اثبات ادعایم را نیز وجهت شما اهل مطبوعات فرستاده ام وتا شما ها اهل مطبوعات وحداقل وبه دادگاههای تهران بنویسید وتا طبق نص قرآن ویا مضمون آیه وان حکمتم بین الناس واحکموا بالعدل قضاوت کرده ویا در آیه دیگرش که می گوید :لاجرمنکم شنان قوم ان لاتعدلوا که راجع به نقصان دادگاههای تهران وکلانتریهای تهران می باشد که آیه نیروی انتظامی اسلامی وبر سردرب آن چسبانیده اند ومدعی اند که با "کلانتری های کشور های لائیک "فرق دارند ولی با جنجال سازی این قشر خبر نگار"سامانه زده "رسانه ملی که "مرض سامانه طلبی مدرنیته" را ودائما در کا لبدمردم ایران وبوق رسانه ای خود می دمندوهرکه به پلیس اعتراض داشته باشد وبا "شهدائ امنیت مخالف" است وبا این نوع از تبلیغات رسانه ملی وشکایت ما مردم ایران وراه بجایی نخواهد برد وفقط جیب ما قشر بی بضاعت وبدبخت نویسندگان ایرانی خالی شده ویا بیش از گذشته خالی تر خواهد شد ! وچراکه یک قشر خبرنگار تازه به دوران رسیده وکار همه را خراب می کنند ویا تنها میکروفن بدست هستند که باعث شده اند در دوالی سه سال اخیرومردم عیوب سامانه ثنا را به مسئولان نتوانند برسانند! وهمانها جنجال سازی در مورد معجزه سامانه ثنا وغیره وبوجود آورده اند که انواع کلاهبداری اینترنتی واز طرق حواله های بانکی پدید آید ولذا شکایت ما مال باختگان هم به جایی نخواهد رسید! وزیرا دائما فریاد می زنندکه "سامانه های الکترونیک" ودر وزارتخانه های ایران ومعجزه خواهد آفرید ولی هنوز "سامانه نیما ی" بانک مرکزی وراه بجایی نبرده است ! وبعلاوه برخلاف جنجال مزبور ودائما برمیزان گرانی ارز ویا دلارمی افزاید ! ویا بر فقر بیشتر مردم ایران وافزوده است !ویا "سامانه سادای" وزارت شهر سازی هم بر گرانی مسکن واجاره بهائ منزلها افزوده است ویا سامانه شکایت " ثبت ثنای شکایت اینترنتی "ونقش دادگاههای 1200 شهر ایران ویا کلانتریهای قدیمی ایران را از بین برده است !که قبل از چند سال اخیرچنین نبود ویا خیلی بهتر بود ودر آن دوره تاریخی واغلب کلاهبرداران شهری وبا یک بار دعوت به محوطه کلانتری تنبیه شده ویا از ترس سوال وجواب افسر نگهبان سر عقل آمده وبه رفع اختلافات مالی وجانی خود با شکایت کنندگان خود می پرداختند ! ودیگر فکر کلاهبرداری ویا گرانفروشی نکرده ویا فکر پس ندادن پول دیگران واز مخیله اش بیرون می آمد ولذا اغلب دعوای ها ی حقوقی طرفین شکایت ودر همان دفتر کلانتری حل می شد ویا در ژاندارمری روستایی خاتمه می یافت وبه ماهها ی بعدی پرونده شکایت در دادگاه نمی کشید! وهمچنین در پرونده کاغذی دادگستری های قدیمی حل شده ویا معضل شکایت ها خاتمه سریع می یافت ولی در شکایت نامه "ثبت ثنای اینترنتی "چنین نیست ونبض شکایت طرفین وتنها در دست منشیان دادگاه می باشد که آیا پرونده شکایت را وبه روی میز همان قاضی بگذارندویا نگذارند ؟ ویا ماهها در همان بایگانی کامپیوتری میزش نگهدارد ولذا در سیستم ثبت ثنا وقاضیان وروسای دادگاهها وهیچ کاره شده اند !بعلاوه نقش هماهنگی 31 مدیر دادگستری استانهای مختلف ایران هم نابود شده ویا جهت کنترل بزهکاری سکنه استانهای دیگرایران کاهش یافته است ودر حالیکه همگی در "جغرافیای حقوقی "یک کشور می باشند که اینترنت بانکها در ان سیستم امن خواهد بود وبعلاوه با ترفند بانکداری اینترنتی غیر مسئولانه بانکها وممکن است که پول خرید جنس داده نشود؟ ویا حواله بانکی میلیونی فردخاص وروانه جیب دیگران بشود ولی جنس خریداری شده وتحویل وی نگردد! ویا طلب سکنه یک فرد ودر استان دیگروقابل وصول برای دیگر ودر کارخانه استان دیگر نباشد! ویا در صورت تحویل ندادن جنس وخدمات متقابل ودادگاه همان استان ومسئولیت بعهده نخواهد گرفت د؟ ویا حق دعوت همان بدهکار بانکی وجهت دعوت به دادگاه محل اقامت مال باخته استان دیگر را نداشته باشد! ولذا در مکانیزم طراحی غلط "سامانه ثبت ثنا" چنین است وحق شکایت با دادگاه محل اقامت "فرد متشاکی "می باشد:ه بانها رواج غیر شرعی عمدی می دهند ونه محل اقامت فرد شاکی که مال باخته است وبا این ترفند طراحی زیرکانه "ثبت ثنا "و مدل پشنهادی مدیران حقوقی بانکهاوبرای چکهای صادره بلامحلشان می باشد که سوء استفاده بانکی واز حواله های بانکها وبه نفع جیب خود بانک بکنند واز این طریق وسرمایه بانکی بیشتر بدست آوردند وتا فرد مال باخته بیشتر ضرر بکند واز خیر چک صیادی وچک الکتریکی وغیره بگذرد وبعلاوه از حوزه استحفاظی قضایی استان خودش ویا از فوایدحقوقی وشواهد محلی آن محل اقامتش هم محروم بشود یا از دایره جزایی دادگاههای همان استان خارج گشته وجهت احقاق حق اش و به محل دادگاه محل اقامت فرد کلاهبردار متشاکی باید برود وهزینه بیشتر بکند ونهایتا از پولش بگذرد ونهایتا با این مکانیزم طراحی شده سامانه ثبت ثنای معاصرمی باشد که هزینه زا یی فراوان برایش بوجود می آورد وبدنبلش باید وجهت طلب اموال مشروع خودش ومدت زیاد در دادگاههای طویل المدت شهر های دیگر ایران بدود! ویا مقادیر زیادی پول وجهت خرید بلیط اتوبوس ویا هزینه هتل محل اقامت ویا هزینه پول وکیل تسخیری ویا هزینه دفتری ویا هزینه تاکسی ویا تغذیه اش خرج بکند ویا در شهر دیگر را ومخارج بکند ونهایتا هم و بخاطر همان هزینه های تحمیلی سامانه ثبت ثنا واز "خیر اموال" وشکایت خود بگذرد! وشبیه آنست که شب و روزباید بدود و یا عین برده ها وهمچنان باید بیگاری بکند واز جیبش برود ویا دستمزد ناچیز ویا اندوخته ناچیز خود راودائما صرف اسناد بهائ دار بی متوای وزارت اقتصاد بکند ومثلا به صورت چک دهها میلیونی وبا عملکرد وترفند کلاهبرداری فرد دیگرواز چنگش بیرون آمده ّیاید ویا مبلغ سفته ویا مبلغ اوراق سهام بهائ دار ویا ورقه اوراق قرضه ویا ررقه رهن نامه اش واز دستش رفته است ! ویا با ترفند های زیرکانه همان فرد کلا هبردار ساکن استان دیگراز دستش رفته است ودائما باید ببازد وتا همه اندوخته عمرش وازبین برود! ونهایتا وهمه عمرش باید بدودوپول های اندک اندوخته اش را جهت خرید یک جنس قیمت دار و به مکانیزم ورق پاره چاپ پرسنل زرنگ بانک مرکزی تبدیل کرد وانها هم فقط چاپ خانه بزرگ دارند وخودشان همان اوراق بهاء دارقابل کلاهبرداری ر واز زرنگی خودشان ودر دایره چک وسفته بانک مرکزی نمی خرند وتا فقط شهروند ایرانی وبا اخذ از چاپخانه خزانه داری مرکزی قلابی وانواع ضررها ببیند! ونهایتا بصورت یک برده فاقد هرنوع مالکیت باشد ویا بایدکه دائما بدود! ویا در"نظم نوین کامپیوتری سرمایه داری جدید جهانی وباید که بدود! واگر در عصر پهلوی هم وپدیده بانک اختراع غربیها و"بهیچ وجه اسلامی "نمی شود وتنها پدیده اختراع انگلیسی هابود ومکانیزمش طوری است جوامع دیگر نمی توانند آنرا اسلامی بکنندوبعد از وقوع انقلاب می بایست که جهت اسلامی شدن کشور واول از همه بانک مرکزی برچیده می شدوسپس اقتصاد اسلامی در ایران پیاده می شد تنها پیر زنهای کاملا بیسواد واین نوع سخنان اسلامی کردن اقتصاد را می زنند وتا از طریق تلویزیون مشهوربشوند !ولی هیچ ایرانی ,عاقل ویا عدم یاوه گو آنرا نمی زند ! وبانکی در عصر ناصر الدین شاه به ایران آمد ویک عنصر کاملا انگلیسی بودن وبهیچ وجه امکان ملی شدن ندارند وسپس بصورت بانک ملی وبانک سپهنامیدند که مردم را فریب بدهند ولی در همان دوره پهلوی "بانک ربوی "عصر قاجار وعصر پهلوی "وتنها نامش عوض شده باز بهتر بود ولذا مردم ایران را وبا وام بانکی اعطایی خودش خودش نمی فریفت ویا بصورت "برده" در نیاورده بود وبلکه اکثر مردم ایران وبا دادن اندکی "ربای غیر شرعی به آنها واموالشان امن بود وبعلاوه "حداقل هم وتامین می شدند ویا با تضمین های همان بانک های غربی عصر پهلوی وبصورت "رعیت خرده مالک"زندگی راحت می کردند وکسی با اسناد بانکی در صدد بیرون اوردن از خانه اش نبود ویا "شهر نشین خرده مالک" بودند وبا آنکه دهها آیه قران و"ربا ی بانکی" را حرام می دانست ولی حداقل وام گیرندگان بانکداران جهانی وبا شعار "بانکداری اسلامی اینترنتی "ومسئولیت "برده کردن" مردم ایران را قبل از عهد پهلوی به عهده پرسنل بانک مرکزی نگذاشته بودند ویا به عهده روسای ادوار مختلف آن بانکها نگذاشته بودند! که با کشاندن نظام بانکی سنتی کاغذی وبه "نظام بانکداری اینترنتی" وهمگی مردم واختیارا خرید وفروش اندک خود را از دست داده ونهایتا بصورت عنصر برده کامل در بیایند ! ویا بوسیله حواله های بانکهای از راه دور اینترنتی ودائما درآمدشان واز چنگشان بیرون امده وبه جیب دیگران ریخته بشود! ویا معامله با انواع شهرها ی دیگر وبدون پشتوانه دادگاههای شهر های خودشان بشود ویا با ترفند مدیران اداره حقوقی همان بانکها واز چنگشان بیرون آورده بشود ونتیجتا همان حواله های بانکی عصر پهلوی ارزش حقوقی داشت ونظیر حوالهای بانک ملی کنونی وکاغذ پاره کلاهبرداری مهمل نبود وتا در شهر دیگر پول نقد همان حواله بانک ملی به جیب فرد دیگررفته وتنها لاشه کاغذ پاره حواله بان ملی در دست نفر اول بماند ودر حالیکه تنها بانک رابط مردم ووزارت اقتصاد ویا بانک مرکزی وبین بانکهاست ومی تواند با کلاهبرداری حواله های بانکی اش ودارندگان حسابهای بقیه بانکهای ایران را سر کار بگذارد ولی برخلاف امروز و سپرده های بانکی اشان ودر بانکها ی عصر پهلوی تضمین واقعی داشت ولغت مذهبی بیمحتوی نبود بود ویا با امانت داری کامل توسط کارمندان ومدیرانش وچرخش مالی در نزد مدم داشت ونظیرسپرده های بانکهای امروزین وبا نظارت دروغین بانک مرکزی نبود ویا دچار پولشویی نمی شدند ونتیجه اش ان بود که بانکهای عصر پهلوی وبرخلاف بانکهای امروزین وسوء استفاده از اموال مردم همان دوران عصر پهلوی نمی کردند وچرا که اموال ملکی مردم واموال شخصی بانکها وهمگی تفکیک مذهبی شده بود وبهمین دلیل کارمندانش عنصر خرده مالکی عصر پهلوی را از مردم نمی گرفتند وبا استخدام شدن در بان ملی وبانک مرکزی ومردم ایران را بصورت "بردگان بانک داری نوین اینترنتی" عصر کنونی خود تصورنمی کردند وبهمین قولنامه نویسان عصر پهلوی نیزتقلب در رهن واجاره منازل عصر پهلوی نمی کردند ودفتر خانه های کاغذی عصر پههلوی هم ونظیر دفتر خانه های اینترنتی کنونی نبود واحتملا تقلب در سند های ملکی جدید مردم ودر اتاق مدیر کل حقوقی بانک مرکزی می باشد ورئیس ثبت اسناد کشور را سرکار گذاشته است ونتیجه این نوع شفافیت اموال مردم ویا برعکس صورت اموال رهنی بانکها در نزد "دفتر خانه های کاغذی عصرپهلوی" وبانکها اموال شخصی اشان وبا اموال خرده مالکی مردم مخلوط نکرده بود که نظیر امروز کارمندانش تقلب در اموال ملکی شرعی مردم بکنند ویا نظیربنگاهداران معاملاتی امروز وانواع کلاهبر داری در خرید وفروش ورهن واجاره منزل در عصر پهلوی وجود نداشت وبعلاوه در عصر پهلوی همان بنگاههاحق گرفتن وام بانکی از مدیران حقوقی بانکهارا نداشتند یا حق ساخت وساز مسکن وبنام وام "مشارکت در ساخت وساز" را نداشتندوتا تقلب در حقوق مستاجران ودر هنگام قولنامه نویس ولی این نوع تقلب در قوانامه نویسی را مدیران حقوقی بانک ملی وبانک مرکزی ودر فقه اسلامی کردن بانک مرکزی معاصر کرده اند وعلمای قم که در بانکها کار نمی کنند ونمی دانند که در بانکهای کشور چه می گذرد ولذا این نوع "فقه مدیران حقوقی بانکهای ایران وتا بحال حرام ندانسته اند ویا فتوی در آن مورد صادر نکرده اند باور کرده اند که بانکها ی بعد از انقلاب اسلامی شده است! ویا در رهن دادن منزل تقلب مذهبی وبرخلاف کتاب مکاسب حرام حوزه علمیه نمی شود ویا در اجاره دادن منزل ویا در خرید وفروش منزل مردم مسلمان ایران نمی شود ویا دستکاری در قولنامه های رهن واجاره بنگاها بعمل نمی اید که با مدیران حقوقی بانها همدست هستند وتا با مخلوط شدن دو رفتار وقولنامه نویسی واخذ پول از همان خرده مالکان ایرانی کلاهبرداری کرده ویا جهت دادن وام بانکی معوقه خود واموال مستاجران بدبختی مثل من را بالا بکشند بالا بکشند ونظیرعمل کرد بنگاه دار امروزین تهران که با اموزش حقوقی تلفن اینستام دار مدیر حقوقی بانک مرکزی وبا تلفن بنگاه دار تهرانی بود که پول من در بان ملی وبه حساب بنگاهدار مزبور بالا کشیده شد وبدون انکه وپول نقد رهن من بدبخت را وهمان بنگاهدارتهرانی بدهدوتلفنها ی اینستام دار ویا واتش آپ وایا وروبیکا هم همان کارکرد را دارد و وام بدهکاری پیمانکران بدهکار به بانک نظامی سپه انگلیسی ویا بانک مرکزی وملی انگلیسی را از جیب مستاجران بدبخت مثل من ودختر فلجم برمی دارد ؟ ویاچونکه پیمانکاران متقلب ساختمانی وچونکه نمی توانند وبدهی معوقه بانک مرکزی خود رابه مدیران پس بدهن د ویا بابت ساخت مجتمع های ساختمانی تهران پس بدهند ویا با مدل حقوقی غیر شرعی "مشارکت در ساخت وساز"اغلب بنگاهها وپس بگیرند ولذابا تقلب بانکی اینترنی واز جیب من برمی دارند وبحساب خزانه داری آقای فرزین ومعاونان واقای قربان زاده مدعی دکتری حقوق می رود وپدیده "مشارکت در ساخت وساز "یک نوع تقلب غیر شرعی که از بی سواد ی مردم ایران وعنوان آنرا وعقود اسلمی گذاشته اند وتا مستاجران بدبخت را فریب مال بدهند ودر قوطی هیچ عطار چنین عقود اسلامی وجود ندارد که بعد از دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی وریاست بانک مرکزی آن دوره تاریخی و" رواج فرهنگی " وامروزه بزرگترین کلاهبرداریهای ساختمان ی وبا این "واژه مجهول الخلقه " انجام می گیرد که بانک کارمندان زرنگ بانکهاواز بیسوادی مردم در عقود ساختمانی تهران ویا شهرهای دیگرایران ودچار چنین بلیه بانکی شده اندوبصورت برده های فاقد مالکیت در می آیند ویا با عنوان " طرح مشارت در ساخت وساز"است که قرار داد من در آوردی استکه مدیران حقوقی بانکها رواج فرهنگی داده اند ولی ماهیت پشت پرده انرا ازمردم جهل زده پنهان کرده اند! ولذا اغلب مردم وبا شعا ر فریبنده مزبور وبه تله مال باختگی مختلف می افتند ولی امروزه و برروی شیشه اغلب بنگاه داران ایرانی وچسبانیده شده است وعقود ی مبهم در آیات قرانی است که در طول تاریخ 14 قرن اسلامی گذشته قبل وعصر فئودالیته هم و بهیچ وجه وجود نداشت ویا پدیده مذهبی ویا نص قرانی ودر اسلام وبنام عقود "اسلامی مشارکت در ساخت وساز "وجود نداردکه پرسنل زرنک ومدیران زرنگ بانک مرکزی بعد از انقلاب واختراع بضر قشر تحصیل کردکان ایران کردند وتا جیب نویسندگان را به نفع جیب پیمانکران همدستشان خال بکنند ویا هزاران تحصیل کرده باسواد را با شعار مزبور وازوطن ایرانی فراری بدهند وبا عنوان فریبنده بانکداری اسلامی وانواع مال باختگی قشر های زحمتکش صنعتی را رواج بدهن ویا به ضرر مال باختگی مستاجران بدبخت ورواج فرهنگی داده شود که اکنون دچارش هستند ولی نمی توانند درد شان را مثل من منعکس اجتماعی بکنند وتنها مجبورند واز شدت ناراحتی وبه مواد افیونی پناه ببرند که مقصر ان کارمندان زرنگ بانها هستند ولذا هیچ حدیث ویا آیه قرانی ودر مورد مشارکت در ساخت وساز وجود نداردولی روسای بانک مرکزی ویا مدیر اداره خصوصی سازی ایران ویا وزیر اقتصاد ایران نمی توانند سندیت شرعی بودن آنرا و به قشر " وبا سواد ایرانی وارائه بدهند؟ و لی امروزه پرسنل زرنگ بانک مرکزی ویا روسای همان بانک مرکزی واین نوع از احادیث جعلی اسلامی کردن بانها را ودر جیب کت خود دارند وبعلاوه اگر در چین وروسیه معاصر هم که پدیده بانکداری وجود دارد ویا بانک مرکزی وجود داردولی پدیده مشارکت در ساخت وساز بانکی وجود نداردوچنین پدیده استثمار گرانه ساختمانی وجود ندارد ویااگر در جوامع غربی هم وبانکداری وجود دارد ولی هیچ کدام نیز ونظیر بانکداران بانک مرکزی زرنگ ایران چنین مفاهیم ساختمانی ظلم آور در قردادهای ساختمانی خود ندارند ویا طبقه کارگروکارمندی اروپایی وبا مفهوم مشارکت در ساخت وساز وسروکار گذاشته نشده اند ویا کار گرچینی هم چنین است که به اجاره مسکن نیاز داردولی با قرار داد بانکی استثمار نمی شود وبعلاوه باآنکه در دین مسیحیت هم ربای بانکی حرام می باشد ولی همان "قشر خرده مالک کارگرویا کارمند وام گیرنده برای مسکن اروپایی واز بانکهای اروپایی " وبا این گونه از مفاهیم من در آوردی وام مسکن ساخت وسازنمی گیرند ولذا هنوز به تله "طبقه بردگان "کشور خودشان کشیده نشده اند ویا هنوز ماهیت قوق کارگر سالاری وحقوق اجتماعی اولیه مسکن ویا اجاره آنرا وهنوز حفظ کرده اند ونظیر جامعه معاصر ایران وبه حمالی و بیگاری در نظام شغلی خود کشیده نشده اند ولی تئوریهای من در آوردی بانکداری اسلامی چنین کرد ویا پرسنل زرنگ بانک مرکزی ایران وبا شهار عقود اسلمی تقلبی خود وسر همه مردم ایران کلاه گذاشته اند ویا اولین تئوری پردازان جهان می باشند که پروسه تبدیل کردن ایرانیان از "طبقه رعیت عصر پهلوی" به طبقه "بردگان شهری فاقد مالکیت" عصر امروزین را در اداره خود ودر پیشه شغلی خود دنبال می کنند ویا با دروغیهای مختلفی که به روحانیت قم گفته اند وانها را فریب داده اند وبه آنها گفته اند که ما بهترین عقود اسلامی را ودر امر بانکداری ایرانیان وپیاده می کنیم وشما حوزه قم را واز شر "بانکهای ربا دار" نجات می دهیم ولذا همه ملت ایران را به چاه بردگی انداخته اند که بانکداران اروپایی چنین نکرده اند ویا از ترس اتحادیه های کارگری اروپا نکرده اند ویا بانکهای چینی هم واز ترس "حزب کمونیسم "هوادار طبقه کارگروچنین جسارتی را در ساخت وساز ساختمانها نداشتند! وبعلاوه با شعار مزبور هم و پول نفت هم به ملت داده نشده که صرف یارانه مسکن سازی آنها بشود ولذا همه پول نفت ایران وبا ترفند بازی آنها وبصورت وام تسهیلات بانکی ترکمنچای مابانه در آمد وحتی بی بضاعت وابسته به کمیته امداد هم پول نفت ویا خیریه مردم را نگرفتند ومجبور شدند که تسهیلات بانکی بگیرند وبا انکه پول ان کمیته امداد هم از پولهای خیره مردم بود ولی به صورت خیریه به بی بضاعت ها ندادند وبلکه وام کمر شکن طبقه ضعیف بود وبعلاوه چونکه "اغلب مجتمع های ساختمانی شهر های ایران" هم وبا وام بانکی ساخته شده اند ویا حتی ساختمانهای روستاهای نوساز معاصرایران هم وبا وام بانکی ساخته شده اند ولذا همگی بدهی بانکی دارندویا سندملی بانها و همگی در گرو بانکهاست است ولذا هیچ کدام از مردم ایران وسندی برای ادعای مالکیت منزل ویا مغازه خود ندارندکه با تکیه به آن سند های ملکی جدید منزل خود وادعای "طبقه مالک بودن"در عصر جدید را بکنند ویاادعای "طبقه خرده مالک بودن"را داشته باشند ویاادعای "طبقه متوسط" را داشته باشند! واگر هم احیانا سندی در دست خود داشته باشند واغلب سند های بیهوده ویا جعلی وبیع نامه های بی ارزش ملکی و بنچاقی است که برای هیچ دادگاه ایران وسندیت ملکی قابل قبول نیست ولذا دررهن و اجاره دادن وتعویض ملک ومحل اقامت بین شهر ها وفقط نفر اول است که سر مستاجر دوم کلاه می گذارد ووخرید وفروش ها بلا تکلیف است یاسندهای وکالت بلاعزل دارند وتا با ان اوراق پاره وسر دیگری را ودر بنگاهای معاملاتی شهر ها وکلاه بگذارند و ثبت اسناد اینترنتی ایران وآن سندیت خرید وفروش ورهن واجاره را قبول ندارد و قبول شرعی ندارد ولی به ضرر مستاجران جدید سکوت اداری کرده است واز سوی دیگرهم و بانک مرکزی ایران هم ویا پرسنل زرنگ آن وبا چاپ میلیونها ورقه چک تضمینی که در خرید وفوش منزل مزبور باید بکار گرفته شود ومعضل افرینی برای خرداران شرعی می کند ویادر صدور ورقه چک صیادی ویادر صدور ورقه چک الکترونیکیتوسط خانم نادعلی زاده بانک مرکزی ومعضل آفرینی عمیق کرده وتنها کلاهبرداری افراد طمع کارایرانی را ودامن می زنند وهوس افراد مختلف را بالا می برند سرمایه اولیه برای کار وخرید ملک ندارند ولی دوست دارند با ورق پاره های چاپ کرده خانم ناد علی در بانک مرکزی ولی با با پول نقد دیگران وسرمایه اولیه وبرای خود براه بیندازند وبهمین دلیل است که چاپ انواع ورقه پاره های سفته ویا ورقه سهام وبوسیله پرسنل نادان بانک مرکزی وخیلی ها را فریب داده ویا دچار انواع ورشکستگی درخرید بورس می کند ویا با چاپ انواع ورقه اوراق قرضه ویا اوراق گام وغیره رخ می دهد ویا با تحویل دادن آن اسناد بها داربانکی به دیگران رخ می دهد وآنهم و بدون مسئولیت پذیری اداری وقضایی بدست افراد مختلف داده می شود که از شهر های مختلف وپراکنده هستند ولی با مکانیزم کامپیوترهمان بانکها بهم وصل می شوند وبعلاوه مبادل پولی بانکهای مختلف زیر نظارت بانک مرکزی بدون تضمین دادگاهی همان شهر های ایرانی است واغلب پرسنل بانک مرکزی وبه عیوب حقوقی ومعضل آفرینی گردش اسناد چاپی بها دارخودشان واز شهرهای مختلف واقف کارمندی کامل هستند ولی شکایت های مردم ها را علنی نمی کنندومردم را به دنبال نخود سیاه شکایت به دادگاهها می فرستند که شگرد زیر کانه پرسنل بانک مرکزی وبرای فریب قشر زحمتکش وصنعتگر ایرانی است که پولهای پس انداز همه افراد زحمتکش ایرانی را واز چنگشان بیرون آورده وبه دیگران بدهند ویا با شعار بانک اسلامی خارج بشود وبدست قشر های کلاهبردار شهر های مختلف ایران بیفتد ویا جزو سرمایه وثروت افرادی بشود که زحمتی برای آن پول نکشیده اند واکثر مردم ایران وسرمایه اولیه کارشان واز چنین شیوه ای تامین می کنند تا کلاه علی سر ولی برود ویا کلاه ولی سر علی برود ویا باسم بانکداری اسلامی می رود !ویا با ترفند همان "برده داران بانک مرکزی ایران "وسر همه کلاه میرود وتا با شعار مزبور وهمه مردم ایران را وبصورت "طبقه برده وبدون مالکیت" در آورده می شوند ویا بصورت یک "طبقه فاقد اندوخته وپس انداز" درمی ایند که همه عمرباید بدوند ولی صاحب چیزی نشوند ! ولذا تئوریسینهای اصلی نظام بردگی در جهان در امریکا نیست و ویا نظام سرمایه داری ودر امریکا نیست وبلکه بهترین تئوریسین بردگی جهان معاصرو در ساختمان بانک مرکزی ایران نشسته اند و"مدل بردگی" جامعه امریکا ویا بانک جهانی امریکا وکپی برداری از مدل بانک مرکزی ایران می باشد ویا تئوریسن هایش دراتاق های تهران نشسته اند وسرمایه داری امریکا وبیهوده بد نام شده است !وبلکه "اختراع اجتماعی بردگی نوین "وتنها در نظم نوین سرمایه داری جدید جهان ویا تنها اختراع وابتکار کاخ نشینان بانک مرکزی تهران می باشن د که اولین بار به بشریت عرضه کرده اند ویا این نوع از مدل "بانکداری برده آفرین" را ودر تاریخ بشریت و"اختراع اجتماعی" کرده ا ند که "نظام برده داری بابل قدیم" نیافریده بود! ویا "نظام برده داری روم باستان "ودر چنته خود نداشت ویا به چنین تئوریهای اجتماعی وآگاه نبودولی پرسنل زرنگ بانک مرکزی ایران وبلد بودند! ویا با شعارهای تبدیل "بانک ربوی غربی " وبه مدل "بانکداری" اسلامی "وپیادهسازی در ایران کردند ویا این نوع از شعاررا ودر اتاق فکری – اداری بانک مرکزی را تعقیب می کنند وتا همه حقوق اعطایی مذاهب مختلف به بشر را وسلب از مردم ایران بکنند! ویا همه راوازحالت "طبقه رعیت" ویا "طبقه کارگر"ودارای حقوق اندک گذشته بیرون بیاورند واین بار بصورت طبقه بدون حقوق اجتماعی "برده جدید ایرانی "بسازند ویا با شعار بانکداری اسلامی من در آوردی خودشان ومردم ایران را وبه چنین وضعی بیندازند! وتا همه حقوق اکتسابی شرعی گذشته ایرانیان ودر نظام معاملاتشان وسلب بشود ! ویا از هم همه مردم ایران وگرفته بشود ! والحمداله که عمل کرد ویا در سالهای اخیر هم وکاملا موفق گردیده اند! وسرمایه داران آمریکایی هم از انان یاد خواهند گرفت ویا همگی از تئوریسن های بانک مرکزی ایران والگو یاد خواهند گرفت واگر در گذشته امریکایی ها وچنین نبود ویا مردمشان وبا مرام بانکی سابق و داری حق مسکن شده بودند ولذا براحتی نمی توانستند آنان را ورا با "مرام بانکی "سابقشان واز منزلهایشان در آمریکا بیرون بیاندازند!ولی بعد ازپیدایش تئوری ایرانیان وانها هم به مرام بانکی مدل ایرانیان وراغب خواهند شد ویا در گران کردن قیمت مسکن واجاره منزل وکار مندان بانک مرکزی را الگوی اداری خود می گیرند ویا انها هم وبا شعار جنبش وال استریت یاد گرفتند ولذا امروزه واغلب مردم امریکا هم به درد سر افتاده اند ویا کم کم ومردمی فاقد حق مسکن ویا حق ازدواج می شوند ویا فاقد حق کار در یک کارخانه خاص شده اند واربابهای ملی وام گرفته از بانهای آمریکا هم و هرقت خواست وآنها از محل کار ویا منزلش در آمریکا بیرون می اندازد وبا کپی برداری از ایرانیان در سالهای اخیروعمل می کنند و یا همگی اخیرا وبا مدل ایرانیان وکم کم خیابان نشین می شوند وزیرا اختراع ایرانیان وتنها اختراع "گوسفندان دو قلو" نیست وبلکه "اختراع بردگی نوین" در نظام سر مایه داری می باشند که به بقیه جوامع دیگر هم وآموزش می دهند وبهمین دلیل با "اختراع اجتماعی " ومردم ایران را که از حالت مالکین خرده پای عصر پهلوی بیرون آوردندکه با وام بانک رهنیگذشته ومالک مسکن می شدندولی امروزه با گران کردن مسکن توسط بانکها ودیگر مالک مسکن نیستند ! وحتی جزو طبقه سرقفلی داران همان مسکن هم نیستند ا که که فرد وام گیرنده مشارکت در ساخت وساز واورابیرون نکند ویا بدون دادن پول رهنش ومی تواند که از ساختمان مزبورو بیرون براند وصنعتگران ونه تنها مالک صنایع ایران نیستند وبلکه صاحب سهام داران خشک وخالی همان موسسات صنعتی هم نیستند! ودر حالیکه "خان قدیم" نمی توانست و رعیت را از "منزلش" بیرون بکند ویا اورا از کارکردن درزراعت دهات ومحروم بکندوزیر در حقوق اسلامی داری حق شده بود ویا حق خرده مالکی واثاث خانه اش را هم داشت ویا حق ارث بری در قران داشت ویا حق مراجعه به دادگاه را هم داشتند که ادیان مختلف ودر آیات مختلف حقوقی اش و به انها داده بود ویا "طبقه کارگر های عصر سوسیالیسم" 100 ساله اخیر هم چنین بودند وهمگی در نظام نمه حقوقی همان کشور ها وحق اعتصاب ویا حق بیمه ویا حق مسکن ویا حق 12 ساعت کار ویا حق حزب داشتن ویا حق بازنشستگی داشتند ولی برده های محصول تئوری بانک مرکزی ایران چنین نیستند ویا چنین حقوق اولیه اداره خصوصی سازی منزل مسلمانی ویا شغل مسلمانی ایرانی را وبا آمدن مدار بست ها که به بانک مرکزی وصل هستند واز دست داده اند! ویا با تئوری رئیس مسلمان بانک مرکزی واز دست داده اند که با چاپ وپخش انواع اوراق بهادار بدون پشتوانه پرسنل بان مرکزی وگاهی از جیب آنان در امده وبا تصمیم مدیران ویا کارمندان بانک مرکزی به جیب دیگران هدیه ریاستی میشود! !

وآری این جانب ودر تاریخ کمتر جوامع سرمایه داری واین نوع مدل سرمایه داری را سراغ دارم و لذامی گویم که این نوع بظاهر هم وطنان بانک مرکزی ویا پرسنل اداره خصوصی سازی وزارت اقتصاد خنجر زنده از پشت داخلی هستند وهمان مستشاران امریکایی خارجی حاکم بربانک مرکزی عصر پهلوی برای ما بهتربودند که چنین ناجوانمردانه با اموال ومنزل وپول توی جیبی ما ایرانیان رفتار نمی کردند ویا اموالمان در بانکهایشان وامن تر ازبانهای امروزین وبه انواع پولشویها در حساب بانکی امانتی امان اقدام نمی کردند! وبعلاوه این نوع از پرسنل بانک مرکزی به شدت انواع دروغ وبه روحانیون قم تحویل داده اند! ویا ایات مختلف قران راودر مورد نحوه گردش اداری اسناد بانکی خود وبه مسخره گرفته اندکه ایه 282 سوره بقره این نوع "تدویر" ویا مدیرت اسناد بانکی را و"فسق کارمندی " می داند ویا اعمال ننگین دیگری که درنظام بانکداری بعد از انقلاب خود رواج داده اندوریشه در احکام قرانی ندارد ولذامردم ایران واز مستشاران امریکایی اجنبی مستقر در بانک مرکزی این همه ضربه نخورده بودند که از خودیها خوردند !ویا در طول عمر 150 ساله بانکی واز عصر قاجاریه وتا عصر سال 1357ش وانجام نداده بودند وزیراحداقل سواداولیه سیاسی آنرا داشتند که با مردم ایران در گیر سیاسی وبخاطر پولشویی های بانکی خود نداشته باشند وتنها به گرفتن همان بهره بانکی 3درصدی خود اکتفاء وهم جیب مردم 35 ملیونی ایران را تیغ نمی زدند وتنها سه درصد از مردم ایران وبه نفع سرمایه داران انگلیسی ویا امریکایی خود قانع بودند وبخوبی می دانستند که نباید با سیاست های غلط بانکی خود و75 در صد جمعیت روستایی را برنجانند! ویا نبایدکه به دست اندازی به منازل روستایی مردم بکنند ویا به وسایل کارشان وبه بهانه وام بانکی بکنند وبا این بهانه ها ی وام بانی و آنها را به قشر برده سابق برگردانند !ویامی دانستند نباید که با شهر نشین ها ی خرده مالک عصر پهلوی هم وچنین برخورد بکنند !ومثلا چنگ اندازی به سند ملکی منزل ویا دکان 25 در صد طبقه خرده مالک شهری نکردند ویا آنان راه هم و "برده شهری "تلقی نمی کردند وتا شورش بردگان بی چیز را براه بیندازند ویا در برابر آنان واتفاق بیفتد ولی پرسنل بانک مرکزی وچنین دانایی سیاسی نداشتند برخلاف آنان عمل کردند که ادعای هم وطنی با دیگر ایرانیان را هم دارند ولی با سیاست های غلط کارمندی تولید گرانی ظلم افرین به مردم ایران کردند ویا با چاپ اوراق بها دار بدون پشتوانه وبه فقر وبدبختی هم0 وطنان خود منجر شدند ولذادر تاریخ ایران واعمال ننگین آنان ودر طول سالهای کارمندی اشان باقی خواهد ماند ویا توسط مورخین آینده بیشتر نوشته خواهد شد واعمال ننگین مالی وبانکی که که هیچ کدام از کاتبا ن خزانه داری قدیم ایران هم مثل انان با مردم نکرده بودند ویا در دیوان اقتصادقدیم ایران ویا در دیوان استیفائ عصر سلجوقی ویا عصر مغول وغیره هم نبود ویا با طبقه رعیت سابق ایران نکرده بودند که کتب تاریخی مختلف ودر آن مورد وجود دارد ولی امروزه کلکسیون چندش آوری وبنام "بانکداری اسلامی پرسنل بانک مرکزی" وجود دارد ونظیر ذردی شرکت های مضاربه ای "سحر والیکا" ودر اوایل انقلاب می باشد! ویا بالا کشیدن پول صدها صندوق قرق الحسنه شهر های همدان ویا گرگان وصد ها شهرهای دیگر است که تحت نظارت انان مجوز شهری را گرفته بودند وتنها پول اندک پیر زنان ویا پیر مردان بدبخت وناتوان بود که بالا کشیده شد ویا به اصطلاح (قرض پس نده )تبدیل گشتند ویا مجوز دادن به تاسیس 7 بانک نظامی ونظیر بانک قوامین ویا بانک انصار ویا بانک کوثر وبانک حکمت وغیره است که نظامیان حاکم بر مدیریت بانکهای مزبور وبدلیل داشتن اسلحه ویا درجه داری حقوق شرعی صاحب سپرده ها رعایت نکرده ویا در پست بانکداری خود وبه هیچ گونه عقود امانت دارانه اسلا می وپایبند نبودند! ویا با مشتریان بانکی خود ومعتقد نبودندآ وهمچنین تظاهرات وسیع شهر ی که در سالهای 1397 و1398 ش که بخاطر موسسات مالیایران بود که براه افتا ونظیربحران موسسه فرشتگان وغیره است کهبا مجوز انان بود که در ایران آشوب افرید ونیز بعدآنکه مدیران بانک مرکزی که با اعتراضات جمعی وخیابانی وسیع مردم روبرو شدند واین بار وبا اختراع "موبایل بانک "وتعدادی افراد شعار بده حرفه ای استخدام کردند ومثلا افرادی که دنبال هیچگونه شغل ویا حرفه ای و بجزاز حرفه شعا ردادن در خیابان نپذیرفته اند وومدیران بانی مزبور وبه محض آنکه فقر وبدبختی مردم زیاد می شد ویا بر اثر مال باختگی وورسکستگی ورقه سهام وعصبانی می شدند ویا براثر چکهای بلا محل زیاد می شد وبه اصلاح رفتار های بانکی خود نمی پرداختند ویا عصیانی بر اثر اسناد ملکی تقلبی بود که بنگاههای ملکی وبا وام بانکی ودر اغلب شهرها به انها فروخته بودند وفرضادر شهر های شمال ویا در کرج ویا در لواسان وغیره بود وآنها با همدستی شورای اسلامی دهات واداره برق وآب وپول ان ملک شرعی را گرفته بودند ولی بعدا با تخریب نیروی اسلامی روبرو می شد ولذا این نوع از معاملات اینترنتی کلاهبرارنه مشارکت در ساخت وساز ویا معضل فروش ملک مسکن مهر که همه مردم شهر ها را وعصبانی می کرد وفورا همان مقامات بانک مرکزی وپیام تلفنی دسته جمعی وبه شهار دهندگان حرفه ای فرستاده ومقداری پول هم به موبایل بانک هایشان ارسال می کردندکه اعتراض شرعی انان را محکوم بکنند sms sومرکزی و به همان افراد و شعاردهنده حرفه ای پول پرست وهمه افراد مال باخته وزیان دیده را وعده ای فتنه گر ویا فریب خورده غرب خوانده ویا افراد مخالف پرچم ایران نشان بدهند وسیاستی که سرمایه داران بانکی غرب هم در لندن نکردند ویا فورا پول وبه حساب قشر های دیگر لندن نشین نفرستاده ونظیر بانکداران ایران نمی ریزند وتا ان شهروندان انگلیس هم وشعار مر گ برتظاهر کنندگان ناراضی لندنی را وسر بدهند ویا افرادعاصی از سیاستهای پولی ومالی بانک مرکزی انگلیس وانسانهی اجنی دوست بنامند و یا در تقابل با تظاهرات مخالف جلیقه زرد پوشان فرانسه وتظاهرات مخالفش دیده نمی شود ولی این پدیده در ایران وجود دارد وبرعکس اقدام به اصلاح نظام بانکداری ودادگستری خود نمی کنند وتا تظاهر کنندگان مال باخته وبیکار ودیگر به خیابان نیایند! واز این رو پرسنل بانک مرکزی ایران وصلاحیت شغلی در این نهاد مهم مالی را ندارند وبجای اصلاح رفتار های غیر شرعی خود در بان مرکزی ودوست دارند که صرفا مردم ایران کوتاه آمده وتنها در طیف طبقه برده داری وباقی نگهداری بشوند ویا به بردگی وفقر اقتصادی خود و"عادت فرهنگی دراز مدت بکنند ویا دوست ندارند که دسته جمعی استعفائ داده واین بار به ارگان دیگر ایران بروند وعلنا بگویند که ما چیزی ازمفهوم بانکداری مرکزی را بلد نیستیم ویا قدرت فهم سیاستهای پولی مردم ایران را نمی دانیم وپس اجازه بدهیم که دیگران متخصصان بیایند ویا بجای آنها بیاند واین بار بدبختی های مردم را وعاقلانه حل بکنند که امید وارم که تاریخ حیله گریهای پرسنل بانک مرکزی ومورد پژوهشگری مورخان آینده ایرانیان هم بشود

ولذا من در روند مال باختگی خودم و متحیرمانده ام که چرا مدیر ساختمان استجاری من که یک سرهنگ دارای اسلحه ودرجه بود وبیهوده به من فشار می آوردکه باید ساختمان مزبور را بدون گرفتن پول رهن ات منزل استجاری را تخلیه بکنی ووشاید هم بعنوان پیمانکار همان ساختمان واز بانک سپه وام گرفته بود ویا احتمالا او هم واز مدیر حقوقی بانک ملی دستور گرفته است که در تخلیه زود رس وبدون گرفتن وسایل ام عجله بکنم ومدیر حقوقی بانک ملی که یک مقام امنیتی در بانک ملی تحت ریاست اقای فرزین ودر بانک ملی می باشد وشاید هم همان سرهنگ مدیر ساختمان واز همان مدیر بانک ملی ووام مشارکت در ساخت وسازرا گرفته بودکه همدست مالی هستند ویا هر دو خودشان را ومالک و"ارباب صاحب" وهمان ملک ساختمانی استجاری من میدانستند که وام بانکی به ساخت ان مجتمع داده اند ومن را"برده خودشان" تصور می کردندومن که طبق دستورات قرانن وقانون مدنی اجاره را می دانستم وجر وبحث نکرده وبه سرغ آقای فرزین ویا مدیر کل امور حقوقی ویا اداره بازرسیبانک ملی تهران وشهرم رفتم وتا بپرسم که چرا مرا مرا از ساختمان مزبور وبدون دادن پولم بیرون کردید ودر حالیکه با چک تضمینی خودتان و 90 میلیون حسابم برداشته اید وبه انها داده اید وافراد بیسواد مذهبی که فقط با نگاه به درجه نظامی اشان در بانک ملی به من جواب می داند وبعد فهمیدم سوال جواب ومذهبی با چنین افرادی که کارت نظامی برای اداره امور مالی بانک ملی گرفته اند وسوال از افراد نظامی و"جواب دینی" در برندارد ومن در مذهب نظامی گری بانکی انان وفردی "برده "محسوب میشدم ولذا می بایست که بدون دادن پول رهن یا اثاثم ومرا از منزل مزبور وبیرون راندند وشاید خودشان با دادن ورقه سفته 90 میلیونی نسیه وبه من ودر مقابل پول چک تضمینی ام وخودشان پولشویی بانکی واز من کرده اند ویا به مدیر همان ساختمان استجاری توصیه کرده بودند که برو وبه وی بگو که ارزش ش ورقه سفته 90 میلیونی داده شده بمن وبه مبلغ ومقدار همان چک تضمینی متقابل است ویت من برای گرفتن ان به سراغ نخود سیاه بروم ویا دیگر شکایت نامه نویسی بیخود نکنم ونمی توانستم با ان سفته 90 میلیونی خزانه داری کل ویک دسته سبزی بخرم !ولذا من نحوه اسناد تعویض این دو سند چک تضمینی نقد وسفته نسیه بانک مرکزی را به آن نشریه ارائه خواهم داد وتا آنان هم قضاوت بکنند که سیاستهای حاکم بر بانک مرکزی وبانک ملی چیست ؟ویا چه نوع تئوری برده داری بانکی می باشد؟ ونظیرضرب المثل در ارتش که می گویند ارتش چون وچرا ندارد وبهمین در "تئوری خصوصی سازی "آنان وارزش سند ملکی ویا ارزش سرقفلی سفته ویاارزش نقدی چکم سندی شرعی بحث با مقامات بانک مرکزی را ندارد وبلکه منطق اشان در اداره خصوصی سازی اموال مدم وتنها استدلای نظامی است ودر تفکر نظامی – بانی خودو نظیر فرهنگ ارباب – بردگی می اندیشند وهر که را میل داشته باشند به ساختمان مزبور راه می دهند وهر که نخوهند ویا حقوق ریاستی اشان ونپذیرد وبا اردنگی نظامی واز ساختمان بیرون می اندازد وبا مکانیزم شکایت ثبت ثنا هم نمی تواند از هیچ دادگاهی حکم بگیرد و من انرا اجاره کرده بودند وادعای مالکیت منزل مزبور هم نداشتم که نپذیرند وبهمین دلیل حداقل ومجلس ویا مردم ایران وخیلی عوام ایران در جریان وقایع می گذارم که فکر ی به اصلاح عیوب بانکداری اسلامی بانک مرکزی بپردازند ولی مقامات همان دوبانک سپه ویا ملی باور دارند که اداره امور اداری خودشان را می کنند ویا ملکهای ساخته شده از وام بانکی سپه وجزو ملک شخصی آنان است ودو بانک مزبور وبا قوانین اسلامی وعقود اسلامی اداره نمیشوند وبلکه با قوانین برده داری نظامیان حاکم بر آن سپه اداره می شود که روحانیون قم را سر کار گذاشته اند ولذا از نظر بانک مرکزی ویا از نظر مدیربخش خصوصی سازی ویا با نظر دهی بخش نظارت مجلس ویا کلانتری های تهران هم حل نمی شود ویا حق بررسی شکایت من در مورد ورقه شرعی سرقفلی منزل مزبور گرفته شده است ! وبهمین دلیل بنگاه مزبورهم اعتناع به حقوق شرعی ام نکرد ویا خانم مدعی مالکیت همان منزل استجاری هم نکرد ویا مدیر آن ساختمان هم نکرد وبطور مجازی واز طریق تلفن اینستاگرام خود صحبت می کردند ویا خیلی از حقایق را واز من پنهان می داشتند ولذا مرا از منزل مزبور وبدون دادن مبلغ رهنم وبیرون انداختند! ویا بدون دادن وسایل شخصی ام در منزل بیرون انداختند! واکنون همومدت 5 ماه است که پول نقد سفته ام را پس نمی دهند ومی گویند برو واز هرکه میخواهی بگیر!ومن که در عصر پهلوی یک جوان صاحب حق خرده مالکی بودم واکنون فاقد اختیار حق سوال از اموالم شده ام وتا حدودی می فهمم که از عصراختیارات مالی ام خارج شده ام ویا از عصر دوران خود مختاری واز عصر ارباب رعیتی نیمه خود مختار عصر پهلوی وبه عصر ارباب وبردگی بانداری کنونی وبدون سوال جواب وارد شده ام! واز این رو عقلم تا حدودی کار می کند که بفهمم در اطرافم چه می گذرد ولذا تا حدودی سعی می کنم که وجدانم را آرام نگه دارم ولی نمی توانم و"راز هایپنهان برده داری پنهان خودم وحقوق برده داری بالی پرسنل بانک مرکزی ایران واداره خصوصی سازی را آشکار سازی نکنم وتا دیگر ریا کاری بعنوان بانکداری اسلامی نکنند وبلکه تئوری ارباب-بردگی وزارت اقتصاد کنونی را وبه مردم جهل زده ایرانی بشناسانم وتا بعنوان "اقتصاد ناب اسلامی "به مردم نشان ندهند ومردم هم عقلانیت در معاملاتشان نشان داده وای

برچسب: نویسنده: میلاد احمدپور تاريخ: چهارشنبه 21 دی 1401 ساعت: 1:27

صفحه بندی